من به سی رسیدم و وبلاگم سه را تمام کرد

امروز وارد سی سالگی شدم . شاید ده ، پانزده سال پیش تصور سی سالگی برایم عجیب و غیر قابل باور بود اما خب بالاخره رسید ... شاید با خوش بینی بشود ادعا کرد که نیمی از مسیر را طی کرده ام و نیمی دیگر مانده است . البته خدا می داند شاید اینطور نشود .

امروز تولد وبلاگم هم هست سال ٨۶ اولین یادداشت این وبلاگ را در چنین روزی نوشتم .  وبلاگم را خیلی دوست دارم چرا که همیشه سهم تنهایی مرا با خود پر کرده است .

اغلب روزهای تولدم دلگیراست نمی دانم چرا اما امسال برایم دلگیر تر است . آقای بوترابی که بودند سنت خوب تولد گرفتن برای وبلاگ نویسان را بین ما گذاشتند و هر سال  پرشین بلاگی ها این روز را با یکی دو  روز تاخیر برای من جشن می گرفتند اما امسال اصلا رمق این داستان را ندارم .

خلاصه اینکه دوستتون دارم و همیشه از اینکه بیادم هستید شادم ... این هم تقدیم به شما :

آرزوی بهاری

دختری از بهار

با چشمانی خزانی

و قامتی زمستانی

همه آرزویش تابستان دست های توست .

/ 18 نظر / 46 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم موسوی

سال نو مبارک.تولدتون هم مبارک.امیدوارم سالی سرشار از خوبی داشته باشین.پایدار باشید[گل][لبخند][خداحافظ]

عادل

سلام ... تبریک کالای کمیاب این روزها ...

ماندگار

سلام. تولدتان مبارك. همچنين سال نو!

حامد

سلام تولدتون با تاخیر مبارک! ماشالا بزنم به تخته چه فعالین شما! چه جوری در این همه رشته تحصیلی تحصیل کرده و میکنید؟[تعجب]

ghoghnoos

تولدتون رو با تاخیر تبریک میگم و امیدوارم سالیان سال به خوشی و شادکامی کنار عزیزان روزگار رو سپری کنید[گل]

محمد حسین ابراهیمی

باکوله باری از نگرانی 1 - دغدغه های نبود رضا رحیمی 2 - نصیحتی به سید مهدی موسوی روزگار را می پکانم

ela

دیر رسیدم ( دیر؟ ) تولدت مبارک بودنت خوب است

محمد نوری

سلام . شعر بسیار زیبایی بود. با شعر کلاغ ها نمی مانند منتظرم.[گل]