سروده ای که ..

این بخش پایانی قطعه ای است  که امروز نوشتم ترجیح دادم بند های پایانی آن را در وبلاگ بگذارم :

...

اما ستاره را این بار

زمستان های آتی

آرزویی است کودکانه

لغزیدن روی یخ ها

غلطیدن در سپیدی برف

 کنار هیچ هیزمی آب نشدن

و اشتیاق

سر رفتن از هیجان تلنگر هشت پره برف

بر گونه های بی رنگ

و مشامی که سرشار است از  

رایحه یک باغچه گل یخ

ستاره گویی ماندنی است

اگر زمستان نرفتنی است

ستاره گویی ماندنی است .

/ 10 نظر / 50 بازدید
مهديه

جالبه که اين وبلاگ متقاضيان زيادی برای اول شدن داره

صلیب نقره ای

اي ماه خون، بار ديگر از راه ميرسي و با نسيم گرم كربلايي، قصه آلاله هاي سرخ را به گوش جان مي رساني. دوباره سكوت تاريخ را در هم مي شكني و بغض ناله را از تنگناي حنجره ها آزاد مي كني. بار ديگر از راه ميرسي و برف سكوت را با آفتاب عشقي كه بر آسمان سينه داري، آب مي نمايي و آن را به اقيانوس خروشان فرياد مي رساني! اي ماه خدا! قدومت ...فرارسیدن ماه محرم تسلیت عرض میکنم....

مهديه

تفاوت بين ثانيه های ساعت کامنت ها رو دقت کنيد!

مهدی

در شعرت پارادکس زیبایی وجود دارد . آگاهانه بوده؟

گنجینه

سلام.مطالب گرمي نوشتتي درزمستان به آدم گرمي ميده باموضوع مسابقه ي شعربروزم.شعري که دروبلاگم نوشتم آرين بيتش رابنويس کودرنظرات وبلاگم ارسال کن اين مسابقه ي شعر است تابفهميم قريحه ي کدام وبلاگ نويس بيشتراست هرکدوم که بهتربودداخل وبلاگ گذاشته ميشه حتماشرکت کن شايد مال توبهترازهمه باشه

ابراهیم

آه چه زود، چه زود، فراموش کرده ام، انجماد دستانت را، آن نجواهای شورنگیز، "در دو ذهن"!... و چه دیر، چه دیر، جز بی رحمی یخ، نوایی در من نمانده است... دریغا که سهم من، همان واپسین برگ هم نبود! Who are you Whom I love ???????????

فرزاد

ستاره ماندنی ست حتی کنار خورشيد