گمشده کوير

اواخر خرداد ماه همیشه برایم تداعی کننده کلماتی است که در اولین زمستان آشنایی ام با تفکرات متفاوت دکتر شریعتی رقم خورد ( آری اینچنین بود برادر ) .

مطالعه آثار شریعتی فرصتی بود تا بتوانم محکی بر نادانسته های بیشمارم بزنم . دوران نوجوانی شاید هیچ یک از جملات او را بخوبی درک نمی کردم و تنها از صلابت کلامش و صراحت لهجه اش لذت می بردم و گاهی هم افقی نو در حوزه های خاص ایدئولوژیکی فرارویم قرار میداد اما به تدریج خواندن نوشته های دکتر بر قلمم موثر واقع شد . هر بار خواستم از علی بنوسیم ناخودآگاه در دایره وسیع لغاتش از این سو به آن کشانده شدم . خواستم از زهرا ... اصلا فاطمه فاطمه است رهایم نکرد ..... نمی دانم چرا اما بیش از یک تاثیر معمولی و گذرا بود عاشق کویریاتش بودم مدتها سعی کردم عباراتش را ضمن مکالمه های معمولی ام بکار نبرم اما ....

گاهی فکر می کنم هیچ یک از ما معلم اول ابتدائیمان را از یاد نمی بریم خود من هرگز خانم محقق را فراموش نکردم ( اصلا ربطی به دست بوسی ندارد) گویی دکتر هم برایم معلم اول ابتدایی بود که هر چه در نگارش آموختم از اوست بی آنکه حضور داشته باشد  . شاید تاثیر عقیدتی ایشان بر تفکر من (اگر صاحب فکر باشم ) بسیار کمتر از نقشه خوانی یی  باشد که برایم از خود بجای گذاشته است .

راست می گوید هرکسی به اندازه ای که احساسش می کنند ، هست و... زیبایی همواره تشنه دلی است که به او عشق ورزد .

دکتر حرفهایی داشت برای گفتن شاید گوشی نبود و او بیشتر نگفت . شاید نخواست تباه ابتذال گفتنشان کند .....

نمی دانم شاید  شهادت ، شهامت و آزادگی را به شکل خاصی بر قلم اش جاری ساخت . آن طور که دلچسب تر بود برای من . حسین نوشته هایش به باورهایم نزدیک تر بود رادمردی که ذلت را تاب نیاورد و برایم همیشه شهادتش ازمظلومیتش درخشان تر بود .

و آخر کلام اینکه تفکر شریعتی پس از سالها خاموشی هنوز ماندگار است و با نشاط .... راز این مانایی چیست ؟ ...

سفر به آسمان ها

از روی زمین آغاز نمی شود .

از درون شهرها و آبادی ها،

از درون خانه ها و بستر ها آغاز نمی شود .

از زیر خاک ، از عمق زمین باید به آسمان پرواز کرد .

آن آسمان ،

این سقف کوتاه در زرورق گرفته کودن

که بر سرما سنگینی می کند . نیست .

/ 7 نظر / 5 بازدید
رضا

سلام.اهل کجای کويری. سر ميزنی؟خوشحال ميشم.

11

خوب بود. ادای دین به معلم. من نیز در دوره ای شیفته شریعتی و نوشته هایش بودم. دیده بودی نقشی و نوشته ای از او به دیوار اتاق ام. و هنوز هم دوستش دارم. شما نیز در نوشته هایتان آن گاه که نکته ای را می خواهید برجسته کنید به سبک آثار شریعتی نزدیک می شوید. خب این تاثیرات به همراه تاثیرات ایدئولوژیکی که از او دارید (و وضوح بیشتری دارد) طبیعی است.... اما معمولا عبور و رهایی از چنگ آنکه تو را محو خویش می کند و مسخ آثارش می شوی دشوار است. برایتان آرزو می کنم به سلامت از ازو بگذرید!

محدثه

تازه رسيدم خونه و حسابی توی هپروت ... صبح اول وقت خودم طرفای ظهر شما ميام شبت ستاره بارون

محدثه

دوباره سلام گفتم نزديکای ظهر ميام پيشت...تا چشم بهم زدم شد ظهر! اين روزها دلم برات بيشتر تر تنگ ميشه ها ..هوای دل ما رو داشته باش (يهو شد ديگه) خوندم متن رو ...ياد دوران خودم افتادم ... من با دکتر شريعتی توی دوران راهنمايی آشنا شدم...اونم به خاطذ کتابهايی که توی خونه داشتيم! پدر مادر ما متهمم،‌نيايش ها،ُ‌کوير، آری این چنین بود برادر،‌فاطمه فاطمه است و ده ها کتاب دیگه ... به حق توی راهنمایی سر در نمیوردم از کلمات فقط عاشق نیایش ها بودم ... کم کم توی دبیرستان با بچه ها شروع کردیم به خوندن منظم ...من به شخصه بعضی جاها دکتر رو خیلی قبول داشتم بعضی جاها مخالفم با طرز بیانشون بودم متاسف میشم وقتی بعضی آدمهای مذهبی دکتر رو می کوبونند ... البته برای من،‌اون زمانی که کتاب ها را تک تک به دیده ی نقد می خوندم گذشت! یا ذهنم دیگه یارای همراهی نداره یا من زدم تو خط بی خیالی... اما به قول خودت نوشته

محدثه

ماشالله چقد رمن کم حرفم

آخرين جمعه

به کرم سبز بينديش ! بيش تر زندگاني اش را روي زمين مي گذراند به پرندگان حسد مي ورزد از سرنوشتش خشمگين است و از شکل خويش ناخشنود است مي انديشد: « من منفورترين موجوداتم» زشت- کريه و محکوم به خزيدن بر روي زمين اما يک روز مادر طبيعت از کرم مي خواهد پيله اي بتند. کرم يکه مي خورد. پيش از اين هرگز پيله اي نساخته. گمان مي کند بايد گور خود را بسازد گمان مي کند زمان مرگش فرا رسيده است. هر چند از زندگي خود تا آن لحظه ناخشنود است: به خدا شکوه مي برد « خدايا- درست زماني که به همه چيز عادت کرده ام از من مي گيري» آن گاه خود را نوميدانه در پيله حبس مي کند و منتظر پايان مي ماند مدتي مي گذرد در مي يابد که به پروانه اي زيبا تبديل شده مي تواند به آسمان پرواز کند و بسيار تحسينش کنند حال از معناي زندگي و از برنامه هاي خدا شگفت زده شده است

ابراهیم

شریعتی و اندیشه هایش ماندگارند. حتی اگر این ماندگاری به شکل چنین تاثیرات ایدئولوژیکی باشد، باز هم بیانگر ماندگاریست، و چون کلام شریعتی کلام ساده ای نیست، پس آنکه تاثیر می پذیرد مطمئنا درک بهتری از کلام او داشته.