بخشش و انتظار

با نام خدا

به طور کلی این اواخر کم طاقتی و بی حوصلگی ام فرصت بهره گیری از لحظات را تحقیقا از من گرفته بود . امروز ، روز کاری سختی بود اما اثرات عجیبی بر اندیشه ام برجای گذاشت . نتایجی که شاید عقب ماندگی های این چند روز را تاحدی جبران کرد . حضور در کنار انسانهایی که علاوه بر شهامت و اعتماد به نفس دارای ثبات رای بسیار ستودنی بودند و نقطه پیوند دهنده ما تنها وبلاگ نویس بودنمان بود . با خود به این فکر می کردم چرا انسانها در حالیکه می توانند از ذخیره انسانی روحشان در خصوص برخی از مسائل خرج کنند اغلب این کار را نمی کنند . اینکه ما همیشه کاری را انجام دهیم که الزاما برایمان منافعی در بر داشته باشد آیا تمامی شعار های اخلاقی و حتی اعتقادی مان را زیر سوال نمی برد و تحت الشعاع قرار نمی دهد . شب طبق معمول در اواسط کوچه مشغول رسیدگی به چند ساعت روزم بودم و مرتب از خودم می پرسیدم چرا هیچکس در شرایطی که نیازمند کمک هستی پیش قدم نمی شود و .... که ناگهان جمله ای نزدیک به گفتار خلیل جبران در ذهنم تداعی شد و راه ادامه این تفکر را مسدود کرد .خدای متعال را شاکرم که درست در لحظات نیازمندی ....

جمله این بود : کسانی که به تو مار می دهند ، هنگامیکه تو از آنان ماهی می خواهی ، ممکن است چیزی جز مار برای بخشیدن نداشته باشند . بنابراین ، این عمل از طرف آنان ، نوعی سخاوت است .

شاید تنها ماندن و حتی در جمع بودن و از استمداد جمع محروم ماندن نیز هدیه و یا فرصتی است که در اختیار انسان قرار می گیرد تا به ابعاد مختلف و نقاط ضعف و قوت شخصیت خود بیشتر آگاه شود .

حیفم آمد مطلب این نوبت را با کلمات نابسامان خودم به پایان برسانم و رسیدم به این هشدار زیبا بازهم از خلیل جبران : سخاوت آن نیست که آنچه راکه من بیش از تو به آن نیاز دارم به من ببخشی ، بلکه آن است که به من ببخشی آنچه را که بیش از من به آن نیاز داری .

/ 8 نظر / 6 بازدید
محدثه

به دلم افتاده بود آپ می کنی..هی می رفتم هی ميومدم...واسه پست پايين هي کامنت ميذاشتم تا اينکه ييهووووو.... خوشحالم...از صميم قلب

محدثه

خط آخر رو ديشب يه جايی خوندم ... اما جالب تر از اون قسمت مار بود ... جداْ‌ همين طوره ... يه جورايی شادم کردی امشب(با عرض معذرت)

ژورنالیست

خيلی قشنگ بود ... قشنگ اينکه بتونيم اطرافيانمون رو درک کنيم و مثبت تر درباره شون قضاوت کنيم

هيچ!

و سلامی ديگر . به قول تيزر های تبليغاتی : سخته ولی ممکنه . کاش می شد آدم ها همه بروند و عينک خوشبينی بخرند کاش می شد آدم ها همه رژيم کم توقعی و بی توقعی بگيرند کاش می شد.... . جاری باشيد يا حق

11

" آیا تمامی شعار های اخلاقی و نه حتی اعتقادی مان را زیر سوال و تحت الشعاع قرار نمی دهد " این جمله ضعف تالیف دارد و غلط است. فعل جمله اول را به کدام قرینه ای حذف کرده اید؟ درستِ آن می تواند این باشد : - آیا تمامی شعار های اخلاقی و نه حتی اعتقادی مان را زیر سوال نمی برد و تحت الشعاع قرار نمی دهد.

اقليما

به خواننده عزيز ۱۱ : از تذکر شما متشکرم . اصلاح شد .

محدثه

خب وقتی تو آپ نکنی من مجبورم هی واسه اين کامنت بذارم! خود دانی ديگه