سفر ، دور دور دور ، تا ناپدید

شاید سال آینده نتوانم بخوبی امسال سفر بروم اما قدر سفرهای امسال را بسیار بسیار می دانم . این مسافرت ها هیچ اگر برایم نداشت این مهم بود که فهمیدم وقتی تنها می شوم و در محیط دیگری قرار می گیرم  ، چه توانایی هایی دارم .. رفتن به دل جنگل های استوایی ، قدم زدن در کرانه رود خانه هایی که خروشان و زلالند و دل زدن به دریا هایی که سکوت خدا را برایم تداعی می کردند ، همه و همه بخوبی برایم روشن کرد که زندگی فقط اینی نیست که در ایران تجربه کردم و هنوز بسیار بسیار نادانسته دارم که باید دنبالشان بروم .

شاید سفر رفتن را به سرزمین های ناشناخته به هر عشقی ترجیح بدهم و برایش تلاش کنم . دلتنگ می شوم وقتی فکر می کنم سالهای سختی در راه است اما فکر کردن به سفر آرامم می کند . شاید در یکی از این سفرها ناپدید شدم و دیگر هرگز به این من امروز برنگشتم . خلاصه اینکه دوست دارم اگر قرار است تا آخر این دنیا روزهای باقی مانده ام را بروم ، فقط بروم و باز نایستم و به افتخار هیچ عشق انسانی و خنده داری ، کلاه از سر خود بر ندارم که عشق های خیالی این دنیا مانع اند که هستی را بهتر بشناسی ... باید این عشق ها را با آدمهایشان رها کنی و بگذاری طعم خوش محرومیت را بچشند و کامشان از خودکامگی هایشان شیرین باشد . ( گاهی باید آدمیان را از حظ کمک کردن به خود نیز محروم کنی )

هربار که آزاری تازه در این حال و هوا می بینم شب کابوس زندانی شدن آزاردهنده ام را می بینم وصبح نگران از اتفاقی هستم که قرار است برای یکی دیگر از مردم این دنیا بیافتد .

باری ، شاعر کوچکی چون من که هر صبح  نانش را در خامه عشق میزند و شب ها ، همان نان  را در اشک عشق ، چیزی غیر از عشق ندارد که با آن زندگی کند .

دوست دارم ، دور شوم آنقدر دور که زخم های کهنه و تازه ی این ملک متمدن را فراموش کنم با همه سعدی ها و نیما هایش اما افسوسی در من است که نامش سرزمین مادری است و مادری که همیشه در ثانیه پایانی با نگاهش همه چیز را در من تغییر داده ...

خلاصه آنقدر دور می شوم تا ناپدید شوم و جز طبیعت و خوبیهایش چیزی نبینم که طبیعت انسان زیباست حتی اگر به ماشین ها خو  کرده باشد ...

/ 2 نظر / 18 بازدید
مرتضی

سلام.امیدوارم که همه چیز بر وفق مراد باشد.راستی فکر کنم که دیگه وقتش شده از سفرهاتون بنویسید.

محمد

تنها دارایی من یک دل ساده بود ،آن را به نامت زده ام اما تو سندش را پاره کردی و سهم من از تو یک عمر انتظار... کاش می دانستم تو سود کردی یا من زیان؟ وقت کردی یک سری به وبلاگ من بزن.خوشحال می شم وبلاگقشنگی داری ولی فکر نمی کنی...