ستایش بی ستایشگر

درست آن لحظه می رسی که منتظرت نیستم .

غیر منتظره غیر منتظره

برگ ریزان برگ ریزان

کاش قلبم طاقت بیاورد ...

طبیعت پوست می اندازد پیله می ترکاند بشر اما مبهوت .مبهوت روزمرگی هایش ، مجذوب  نداشته هایش ، غافل از داشته هایش .

هیچ قدر دانسته است هیچ قدر قدر دانسته است ؟

قدر دانی یعنی چه ؟ یعنی یک شب تا سحر شب قدر ؟ یعنی سه شب تا سحر شب قدر ؟ یعنی یک ماه در سال ؟

حمدو سپاس و ثنای شایسته خدایی است که همیشه بخشیده است که در او هیچ عدم راه ندارد .

قدر را باید دانست آیا می توانم ؟ (( و ما ادراک ما لیله القدر ))

شب سپاس ، شب تب تند سپاس و استغفار ، نیایش پروردگار !! و ...

شبهای دیگر که بی قدر می مانند بی ستایشی بی نیایشی

یا که نیایشم از سرخواهش

ستایشم از سر عادت

ستایشم از سر پرستش !!!!

بنده پرور والا ماندگار

انسانی ، ام ، نسیانی

و نسیان دلیل همه شب های بی قدرم

همه ادارک های تهی

همه شائبه ها

در با تو بودنم

به یمن با خویش نشستن

در خویش شکستن

از کیش

بر نشستن

آرزو دارم در این شبها که بیشترم بخششی

طبیعت را بیشتر نظاره کنم

همه سال، همه فصل، همه ماه، همه روز، همه لحظه، همه آن

ستایشش را

خداوندا خضوع درخت نصیبم ساز و

هبوط برگ

که سقوطش عین سجود است و ....

مرا برگ ساز

برگی زرد برگی قرمز برگی نارنجی

 

/ 17 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مجيد

سلام دوست عزيزم ... بسيار مطالعه بايد کرد تا بفهميم که چيزي نمي دانيم !؟ مهم ترين نکته در هر کاري طلب کردن و خواستن از ته دل است . باغ مهرباني من با مطلب جديد منتظر حضور شما دوست خوبه ... منتظرم نذاري . شاد باشي و پايدار

مهرداد

سلام...من هم تا چند شب قبل وقت سحری به ارزش شب قدر و اینکه از یک عمر هشتاد ساله ارزنده تره فکر نکرده بودم..واقعا تکان دهنده است ..من الان دارم به اعجاز قران فکر می کنم در اینکه در قدیم عمرهای طولانی به ندرت وجود داشته اما الان متوسط عمر هشتاد سال شده تقریبا و شاید برا همین هم ايه از هزار ماه استفاده کرده تا به انسان روزگار ما هشدار بده....شعرهای قبلی هم خيلی جالب بودند در کل بلاگ خوبی دارين..موفق باشين...

مصطفی مردانی

یک عالمه حرف توی این دهن یک عالمه جسم زیر این کفن چشم هایت را به من عاریه بده برای با تو بودن برای حرف زدن!

مازیار

به رسم انصاف باید گفت واقعا جالب بود...بازی زبانی با "قدر" ایده ای بود بس درخشان