لحظه هایی که می گذرند

برای همه ثانیه ها

در آستانه زرد و نارنجی

برای من آمدن پاییز با نوایی که در قلبم طنین می افکند ، هرسال درست وقتی انگور ها می رسند ، آغاز می شود .

انگار که انگورها را می چینند و در قلب من شراب می اندازند و مملو می شوم از دلشوره های شیرین ...

برای من پاییز ،بهار رنگ های گرم است .همه چیز  معنای نارنجی و قرمز دارد و زرد درست مثل خوشه گندم ، امیدبخش و جذاب است .

 

 

 

 

هوای اطرافم همیشه مرطوب است و این نمناکی یا حاصل باران است و یا مفهوم اشک . باری هر لحظه حس نمناکی صورتم را نوازش می دهد .

برای من پاییز ، فصل جوی های پر آب و زلال تر است چون ، گل و لای فرصت جا خوش کردن ته جوی های بزرگ شهرم را ندارند .

برای من پاییز ، فصل شیشه های پر از لکه های نامنظم باران است که نیمه های شب گذشته ، وقتی که در خواب بودم ، مورب و مورب تر به سوی شیشه ها ، هجوم آوردند .

خلاصه اینکه  در این شهر پاییز از راه رسیده است و صبح های سحر ، ظاهر می شود و ساعتی بعد ناپدید ...

پاییز تو چگونه فصلی است ؟

و یک هدیه پاییزی برای شما حتما بشنوید مطمئن باشید لذت می برید

 

 

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ٤:۳۳ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٥ شهریور ۱۳۸٩
comment نظرات ()