در آستانه زرد و نارنجی
برای من آمدن پاییز با نوایی که در قلبم طنین می افکند ، هرسال درست وقتی انگور ها می رسند ، آغاز می شود .
انگار که انگورها را می چینند و در قلب من شراب می اندازند و مملو می شوم از دلشوره های شیرین ...
برای من پاییز ،بهار رنگ های گرم است .همه چیز معنای نارنجی و قرمز دارد و زرد درست مثل خوشه گندم ، امیدبخش و جذاب است .

هوای اطرافم همیشه مرطوب است و این نمناکی یا حاصل باران است و یا مفهوم اشک . باری هر لحظه حس نمناکی صورتم را نوازش می دهد .
برای من پاییز ، فصل جوی های پر آب و زلال تر است چون ، گل و لای فرصت جا خوش کردن ته جوی های بزرگ شهرم را ندارند .
برای من پاییز ، فصل شیشه های پر از لکه های نامنظم باران است که نیمه های شب گذشته ، وقتی که در خواب بودم ، مورب و مورب تر به سوی شیشه ها ، هجوم آوردند .
خلاصه اینکه در این شهر پاییز از راه رسیده است و صبح های سحر ، ظاهر می شود و ساعتی بعد ناپدید ...
پاییز تو چگونه فصلی است ؟
و یک هدیه پاییزی برای شما حتما بشنوید مطمئن باشید لذت می برید
نظرات ()

