لحظه هایی که می گذرند

برای همه ثانیه ها

کلمات با هم قهرند

تابستان را کم تر از پاییز دوست دارم اما براستی که فصل عاشقی است . .......

هر روز صبح دلم را به این نوا می سپارم این روزها

پرستش به مستی است در کیش مهر ....

کلماتم با هم قهرند جمله نمی شوند کسی مرا با کلمات آشتی دهد تا من نیز جمله جمله کنار هم بچینم این بهانه های سرودن را

خدایا کلمات را از شاعر نگیر

خدایا خودت را از من هرگز

من به تو به قلم ایمان دارم

می خوانم به نام تو که آفریدی ام

و صاحب قلمم شدی وصاحب قلمم خواندی

می خوانمت به امید

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ٥:٥٠ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٢ تیر ۱۳۸۸
comment نظرات ()