لحظه هایی که می گذرند

برای همه ثانیه ها

پیشنهاد کتاب هفته

 

پیشنهاد کتاب این هفته مربوط می شود به کتابی از نینا بربروا ، نویسنده روس که در دل تبعید و انقلاب متولد شد و هنگامه ی فروپاشی درگذشت .

کتاب شنل پاره به ترجمه فاطمه ولیانی از سوی نشر ماهی در سال هشتادو هشت منتشر شد . داستان روان و دوست داشتنی این کتاب که اندیشه نویسنده اش بصورت مرموزی در آن موج می زند اصلا شبیه به آنچه از همدوره هایش می خوانیم نیست . بهرحال  دانستن حق مردم است و دوستانی که این وبلاگ را می خوانند باید بدانند که از دست دادن این داستان جمع و جور می تواند شانس دو بعد از ظهر خوب برای کتابخوانی را از آنها بگیرد .



و اما علاقمندان به شعر 

شاعری را می شناختم که شعر را زبان همدلی انسان ها می دانست ... این شاعر عرب زبان ، که همه ی عمرش را مهاجرت می کرد محمود درویش نام داشت ... کتاب آخرین قطار گزیده ی اشعار این شاعر است که در سال هشتاد و چهار توسط نشر دیگر به ترجمه جاهد جهانشاهی ، بازسرایی سیدعلی صالحی و طراحی ارشیر رستمی  به منتشر شده است  . ترجمه این کتاب را خیلی دوست دارم . جان اشعار حفظ شده است و شبیه به بسیاری از کارهای بازاری نیست . 

مطمئنم همه ی شما از خواندن این اشعار لذت خواهید برد ....

 

 

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ٦:٢٠ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٥ بهمن ۱۳۸٩
comment نظرات ()

پیشنهاد کتاب هفته

فکرمی کنم از این به بعد هر هفته پیشنهاداتی را برای خوانندگان وبلاگم بنویسم

 

 

اولین پیشنهاد هفته مربوط به کتاب است اگر علاقمند به خواندن مجموعه های داستان کوتاه هستید  "فرقی نمی کند " از آگوتا کریستف می تواند شما را در طی روزهای هفته روزانه بیست تا سی دقیقه سرگرم کند . این کتاب داستان های خیلی کوتاهی است که معمولی بنظر می رسد و آگوتا کریستوف نویسنده ای از مجارستان است که به زبان فرانسه می نویسد . شما می توانید بیست و چهار داستان کوتاه بخوانید و خستگی کار روزانه را از خود دور کنید هرچند که قول نمی دهم بعد از خواندن داستان ها ذهنتان درگیر مفاهیم ساده ی این قصه ها نشود اما ارزش امتحان کردن را دارد . این کتاب از سوی نشر نیکا به بازار آمده و نام فرزانه شهفر بعنوان مترجم روی جلد کتاب درج شده است ....

و اما علاقمندان به شعر حتما یانیس ریتسوس یونانی را بخاطر دارید ... او کتاب دارد تحت عنوان نام دیگر عشق که ترجمه آن را علی عبدالهی انجام داده است . هرچند که ترجمه معمولی بنظر می رسد اما اشعار بقدری ساده و مخاطب مدارانه است که احساس شاعر از پشت بندهای این مجموعه بخوبی محسوس است .

در مورد خوبی شعرهای این کتاب من هرچه بگویم شاید برای شما باورکردنی نباشد اما  بقول ریتسوس:

- جز این چیزی برای گفتن ندارم

و می پذیرم

که حرفم را باور نکنید -

خلاصه توصیه می کنم بجای یک بار هر شعر را سه بار بخوانید .... شاید هم بیشتر

 

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ٦:٤٥ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٢ دی ۱۳۸٩
comment نظرات ()

این روزها چه می خوانم ، چه می شنوم !!!

این روزها ، روزهای کتاب است . اگر چه از دید من یک سال ونیم اخیر ،  همه روز روزهایش ، روز کتاب بوده  اما با این حال این روز ها ، مصرف کتاب در منزل بنده به چند برابر رسیده است و در مسیر و تاکسی و حین پیاده روی ، همچنان یکه تازانه ، در پیش است .

تاریخ فرهنگ چین را از فیتس جرالد دوباره خوانی کردم . مطالب جالبی دارد که جذبم کرده است .

در موردموسیقی هم باید گفت یکی از طلایی ترین دوران شنیداری خود را با کارهایی بسیار متفاوت از موزیسین های خوب دنیا می گذرانم ..

پیشنهاد می کنم  Native Window را بشنوید و لذت ببرید .

راستش این روزها درگیر یک سری پروژه شخصی هم هستم که تا یکی دو ماه آینده به بهره برداری می رسند . خلاصه منتظر باشید .

و در آخر این روزها برای نسلی که با کتاب و موسیقی و دنیای اطلاعات قهرند و روزنامه ایران می خوانند نگرانم .....

 

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ٦:۱۸ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٥ مهر ۱۳۸٩
comment نظرات ()

شوربای داستانی

چند وقت پیش شروع کردم به نوشتن قصه های بسیار کوچک و به این کار علاقمند شدم. اول ، در شبکه اجتماعی که عضو بودم به  داستان ها را به اشتراک گذاشتم و امروز در وبلاگم . دوست دارم تعداد بیشتری را اینجا بگذارم و نظر شما دوستان خوبم را بدانم ....

شماره یک

بازی که شروع شد من فرار کردم تو خوب دیدی و فهمیدی چه موقعیت استثنایی دارم اما پاس ندادی ، نفر بعدی دوید و تو باز هم پاس ندادی دوسه بار که دریبل زدی و با توپ چرخیدی و هنرنمایی کردی مهاجم سرزن تیم دستهایش را بالا و پائین کرد تا بالاخره توپ را روی سرش بفرستی تو اما بازهم یک تنه ادامه دادی و با توپ دوست داشتنی ات از زمین خارج شدی چند روزی هیچ کس تو را ، ندید .تو عاشق شده بودی فقط عاشق یک توپ .

شماره دو

شاید روزی دوباره ما بر سر یک سیب باهم بگومگو کنیم از من اصرار و از تو انکار آن روز یادت باشد که تنها شیطان نبود که ما را از بهشتمان دور کرد ما نیز خواستیم و زمینی شدیم

شماره سه

پدر بزرگم یک قاچاقچی کتاب بود . دوشنبه ها که نوبت آمدنش به خانه ما می شد در ساک دستی سیاهش برای من دو جلد کتاب رمان می آورد و دور از چشم مادرم در کشوی میز تحریرم جاسازی می کرد و من سعی می کردم طوری برسانم که تا دوشنبه دیگر دچار خمارآلودگی کتاب نشوم

شماره چهار

پدر نگاهی به صورت پسرش کرد و با ناراحتی پرسید پسرم من تا بحال به تو دروغ گفته ام ؟ پسر که به لکنت افتاده بود گفت نه .پدر دوباره پرسید پس چرا همه به تو می گویند دروغگو .پسر چشمانش را بست و نفس عمیقی کشید و گریه اش را بلعید بعد با صدایی که فقط پدر می شنید گفت : هربار دروغ گفتم به من خندیدی و من آرزو داشتم تو را همیشه شاد ببینم

شماره پنج

سلام همکلاسی سابق دانشگاهی سرکار خانم .... بدینوسیله از شما دعوت می کنم در میهمانی شامی که ترتیب داده ام با من سر یک میز در رستورانی که زمان دانشجویی مان می رفتیم بنشینید تا باهم، هم سفره شویم . شایان ذکر است این دعوت تنها دعوت به یک شام دوستانه است و فاقد هرگونه ارزش عاشقانه ای می باشد ..... آقای ... همکلاسی سابق شما

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ٦:۳٧ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٠ مهر ۱۳۸۸
comment نظرات ()

یک کتاب را گاهی باید چندبار خواند ؟

خواندن بعضی از کتاب ها برای چندین و چند بار خیلی خوب است بر خلاف این مثل قدیمی که یک کتاب را دوبار نباید خواند من دوست دارم بعضی از کتابها را بارها بخوانم

لابد می پرسید کدام کتاب ها ؟

خواهم گفت

اما شما آیا تابخال دوست داشتید یک کتاب را بارها بخوانید ؟ کدام کتاب ها را ؟

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ٩:٤٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸۸
comment نظرات ()

آیا سلایق شما نشان می دهد شما یک روشنفکرید ؟

ممکن است برایتان پیش آمده باشدکه ازشما بپرسند :  کتابهای کدام نویسندگان را دوست دارید ؟

در سالی که گذشت هر بار در جمعی حضور داشتم و این سوال یا سوالهای مشابه مطرح میشد به دقت نام کتابها را میشنیدم . خب بطور طبیعی همه کتابهایی را نام می بردند اما آنچه عجیب بود تکرار نام بعضی از کتاب ها با وجودی که مدتها از انتشار این آثار گذشته بود . اوایل این را به حساب ذائقه مشترک سوال شوندگان میگذاشتم اما کم کم متوجه شدم که بطور عمومی تاکید خاصی روی برخی صاحبان اثر می شود .

مثلا صدسال تنهایی مارکز یا کوری ساراماگو درست مثل چند سال پیش که تب کیمیاگر پیشخوان های کتابفروشی ها را مبتلا کرده بود . یکبار در یکی از همین جلسات که بطور تصادفی نفر اول نام هدایت را آورد تقریبا ٩٠ درصد حضار به صادق هدایت اشاره کردند .

گاهی انگار سلایق ما در میان جریان های فکری به هر سو که این جریان حرکت میکند شناورمیشود .

از خودم می پرسم : مارکز در همه جای دنیا اینقدر طرفدار دارد ؟این موضوع درباره موسیقی هم مصداق دارد مثلا آثار فلان گروه موسیقی مدرن آمریکایی بطور زیر زمینی به ایران میرسد بعد در جایی می خوانی جمعیت طرفداران ایرانی این گروه از بسیاری از کشور های اروپایی بیشتر است . خب مسلم این است که تعجب میکنم نه اینکه باور نکنم اما به نظر میرسد ضریب نفوذ تفکر دیگران در جهت دهی های ذهنی به خصوص در نشان دادن روشنفکری مصلحتی و سطحی ،در بین جمعی از جوانان ایرانی بسیار موثر است . درباره محسن نامجو شخصی در جلسه به نسبت جوان و پرجمعیت برای دعوت از این هنرمند اشاره کرد محسن نامجو اعجوبه موسیقی ایران ، آنجا بود که من بعنوان یک مخاطب معمولی یا باید تعریفم را از اعجوبه موسیقی تغییر میدادم و یا اینکه می پذیرفتم به جمع بپیوندم به به پایای یک هنرمند نه یک نابغه برخیزم .

خلاصه اینکه چه اشکالی دارد اگر سلایق فرهنگی ، هنری و ... و ... مطابق آنچه باشد که دوست داریم نه همه دوست داشتنی های دیگران .

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ٧:٠۸ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٦ اسفند ۱۳۸٧
comment نظرات ()

مخاطب عام

پشت جلد کتابی خواندم << این کتاب تلاشی است برای جذب مخاطب عام و تاثیر مثبت بر او >> نمی دانم جذبش بشوم یا نه اگر جذب شوم میروم در خیل عظیمی که مخاطب عام نامیده آقای نویسنده  .اگر هم نه که خب به خودم دروغ گفته ام ...

اصلا چه اشکال دارد مخاطب عام بودن چرا باید کسی مخاطبان را از هم جدا کند فکر می کنم همه غزل ناب حافظ را دوست دارند اما برداشتشان متناسب به وسعت اندیشه شان است بنابر این مخاطب عام و خاص در مقام ادراک مطرح است و هر آدمی می تواند به سهم تفکرش از مواهب یک کتاب یا هر اثر دیگری بهرمند شود .

در همین کتاب نقل قول کرده بود از دیوید ویلکرسن که عشق چیزی نیست که احساس میکنید . کاری است که انجام می دهید . 

نظر شما چیست ؟

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ۸:٥۸ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۱ آبان ۱۳۸٧
comment نظرات ()

دلتنگی تابستانی

امشب ساعت از ٩.٣٠ که گذشت احساس کردم دلم برای کسی یا چیزی تنگ شده  . سعی کردم متمرکز به این موضوع فکر کنم .

بعد از کلی پیمایش ذهن به این نتیجه رسیدم که دلم برای یک دوست تنگ شده است . برای یک یار مهربان دیگر .

شب های هند اثر آنتونیو تابوکی نویسنده شهیر ایتالیایی که وقتی از او می پرسند چرا می نویسی ؟ پاسخ می دهد: ابتدا می نوشتم زیرا دوست داشتم بنویسم . بعد رفته رفته نوشتن برایم به صورت وسیله همدمی با خودم  در آمد ، بطوری که نمی توانم از آن صرف نظر کنم .

آنتونیو در این کتاب مرا به سفری برد که افق های دیگری از سرزمین هفتاد و دو ملت را در برابر ذهنم روشن و روشن تر کرد .

لحن و روایت این کتاب بسیار تاثیر گذار و دلنشین است البته من چندان از ترجمه آن راضی نیستم اما در معنا قوی تر از باورهای ذهنی من بود که از تجربه قبلی ام با تابوکی در کتاب بازی وارونه بود .

گفتگوهای یک طرفه و دوطرفه نغز و موثر

در بخشی از این کتاب خواندم :

پرسیدم : اینجا مردم از چه میمیرند ؟

- از چیزهایی که با قلب کاری ندارد .سیفلیس ، سل ، جزام مسمومیت ، وبا .. و بیماری های دیگر .ولی من دوست داشتم قلب را بشناسم . خوش داشتم از این عضله ای که تلنبه زندگی است و این جور کار می کند سردرآورم ! و این را که می گفت مشتش را بازو بسته می کرد . شاید خیال می کرد بتوانم رازی را کشف کنم .

دالان  به باغ سرپوشیده ای ، مقابل یک عمارت کوتاه آجری رسید .

پرسیدم : شما به خدا اعتقاد دارید ؟

گفت : نه اعتقادی ندارم و اعتقاد نداشتن در هند از هر مصیبتی بدتر است .

شب هایتان بی کتاب مباد و لحظه هایتان بی عشق ناب هرگز

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ۱٠:٢٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٦ شهریور ۱۳۸٧
comment نظرات ()

من یار مهربانم

نمی دانم چرا احساس می کنم یک نوع شکاف مطالعاتی در بین متولدین دهه شصت رخ داده است . متاسفانه انگار نسل جدید کشور چندان تمایلی به کتابخوانی ندارند . شاید خانواده ها به دلیل مشغله های شدید معیشتی و همچنین نهادهای آموزشی به سبب نداشتن برنامه مدون برای توسعه فرهنگ کتابخوانی نقش عمده ای را در تغییر فرهنگ مطالعه در بین نسل سومی ها داشته اند .

به نظر می رسد اگر روند کاهش مطالعات غیر درسی همچنان ادامه پیدا کند زندگی اجتماعی سخت تر و سخت تر خواهد شد چراکه مطالعه کتاب در ابتدای امر به خواننده وسعت دید می دهد و شاید بسیاری از آموزش های اجتماعی در حاشیه مطالعه به دست می آید .

کمتر کسی را می بینیم در نسل جدید که بتوانند حول محور های گوناگون دانش وعلم  براحتی اظهار نظر کنند و دیدن معدود افرادی که چنین امکانی را با مطالعه برای خود ایجاد کرده اند همه را شگفت زده می سازد .

بارها و بارها از دوستانی که در همین برد سنی بوده اند درباره مطالعات آزادشان پرسیده ام و اغلب با پاسخ هایی از قبیل (چندان مهم نیست ) ، ( لزومی ندارد) ، ( علاقمند نیستم ) و ( وقتش را ندارم ) مواجه شده ام .

با این شرایط نسل بعدی کشور با این اندازه از فقرفرهنگی و مطالعاتی چه خواهند کرد؟ آیا فرزندان ما حق این را ندارند که کتابخوانی را یادبگیرند و اگر ما این را ندانیم تکلیف فرزندانمان چیست ؟

کتابخوانی اگر فراموش شود اتفاقی که می افتد این است :

ما از حداقل امکانات ذهنی مان برای ایحاد تعامل اجتماعی استفاده می کنیم در نتیجه حتی نمی توانیم در ایجاد ارتباط موثر از یک ادبیات خوب و مجموعه لغات ارزنده ، بهره مند باشیم .

 

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ۸:٢٧ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢ تیر ۱۳۸٧
comment نظرات ()