فرا می رسد
خیلی ساده فرا می رسد
مرگ من
آن هنگام که تودیگر لبخند نزنی
و چشمانت خطوط صورتم را
پی نگیرند
خیلی ساده فرا می رسد
مرگی که زیبنده کبوتری است
که حاصل عشق را
در شبی بارانی
نطفه می بندد
و در شبی دیگر
لانه اش را به دست مست
گردباد می سپارد .
+
اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ٧:٥٠ ب.ظ ; سهشنبه ٧ خرداد ۱۳۸٧
نظرات ()

