لحظه هایی که می گذرند

برای همه ثانیه ها

شکارچی آهو

دشمن من شمشیر نداشت ، تیغ نداشت ، خنجر نداشت تا خونم بریزد ، او ریسمان نداشت تا به دارم بیآویزد . دشمن من تنها دوچشم سیاه داشت ، آنگونه که من همه آهوان را دشمنم پنداشتم . این گونه بود که شکارچی آهو شدم .

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ٩:٤۸ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳۸٩
comment نظرات ()

چشمان تو در وبلاگ من

در برابر چشمانت

چه می توانم بکنم مگر

سکوت !

هر روز به شب می رسم

تا شعری  تر و تازه بخوانم

از دوسیاهی دور

 در بی پایان هستی

و این وبلاگ

تنها جایی است

که پس از سرودن

برای آن دو گوی درخشان

که آتشم می زنند

به آن پناه می برم

در برابر چشمانت

سکوت نکنم

چه کنم ؟

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ٩:۳۳ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٤ آذر ۱۳۸۸
comment نظرات ()