لحظه هایی که می گذرند

برای همه ثانیه ها

این چنین زیستن نتوانم

من چنان پروانه ، بی پروا

زیستن نتوانم

حال پرسوختنم می دانی

اینچنین سوختنی نتوانم

 

زندگی ، مرگ ، همه نام تو بود

من که طوطی صفتم

سرسبزم را دادم بر باد

اینچنین راکد و تنها در کنج قفس

هیچ ، پر ریختنی نتوانم

 

عشق تو ، عشق تو بود

تو چه دانی که همه بود منی

اما من

ناگزیر

اینچنین زیستنی نتوانم

 

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ۱٠:٤۱ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸۸
comment نظرات ()