حمید مصدق
امروز سالروز خاموشی مردی است که با بطالت پدر بیعت نکرد ...
کودک وحشت زده از نگاه غضب آلوده باغبان
وسیب دندان زده مانده به خاک
آنکه هر چه غیر از نام تو بود
باران از دلش شست
شاعر زبان های سرخ که سر سبز را می دهد بر باد
و چه کسی میخواهد من و او ما نشویم
خانه اش ویرانتر
و شعرش درفش کاویان
قطره اشکی که در غم شکستن پشت شهزاده قاجار چکید
حمید مصدق
بی توبه سر نمی شود
آه چه شام تیره ای
و چینش خرمن خواب تو
هر صبحدمان
.....
یاد آر ز شمع مرده یاد آر
روز نیروی دریایی
امروز ، هفتم آذر و روز نیروی دریایی بود . این روز برایم بیشتر تداعی کننده نام دبستانی که سالهای دور ، در آن درس می خواندم و دوقلوهایی همکلاسم که پدرشان را در همین روز روی ناوچه پیکان از دست داده بودند .سحر و سارا . ما همگی در پایگاه دریایی بوشهر در دبستان هفتم آذر درس می خواندیم ......
یاد همه کسانی که برای آزادی و صیانت از ایران جانشان را فدا کردند گرامی .
نظرات ()

