من یار مهربانم
نمی دانم چرا احساس می کنم یک نوع شکاف مطالعاتی در بین متولدین دهه شصت رخ داده است . متاسفانه انگار نسل جدید کشور چندان تمایلی به کتابخوانی ندارند . شاید خانواده ها به دلیل مشغله های شدید معیشتی و همچنین نهادهای آموزشی به سبب نداشتن برنامه مدون برای توسعه فرهنگ کتابخوانی نقش عمده ای را در تغییر فرهنگ مطالعه در بین نسل سومی ها داشته اند .
به نظر می رسد اگر روند کاهش مطالعات غیر درسی همچنان ادامه پیدا کند زندگی اجتماعی سخت تر و سخت تر خواهد شد چراکه مطالعه کتاب در ابتدای امر به خواننده وسعت دید می دهد و شاید بسیاری از آموزش های اجتماعی در حاشیه مطالعه به دست می آید .
کمتر کسی را می بینیم در نسل جدید که بتوانند حول محور های گوناگون دانش وعلم براحتی اظهار نظر کنند و دیدن معدود افرادی که چنین امکانی را با مطالعه برای خود ایجاد کرده اند همه را شگفت زده می سازد .
بارها و بارها از دوستانی که در همین برد سنی بوده اند درباره مطالعات آزادشان پرسیده ام و اغلب با پاسخ هایی از قبیل (چندان مهم نیست ) ، ( لزومی ندارد) ، ( علاقمند نیستم ) و ( وقتش را ندارم ) مواجه شده ام .
با این شرایط نسل بعدی کشور با این اندازه از فقرفرهنگی و مطالعاتی چه خواهند کرد؟ آیا فرزندان ما حق این را ندارند که کتابخوانی را یادبگیرند و اگر ما این را ندانیم تکلیف فرزندانمان چیست ؟
کتابخوانی اگر فراموش شود اتفاقی که می افتد این است :
ما از حداقل امکانات ذهنی مان برای ایحاد تعامل اجتماعی استفاده می کنیم در نتیجه حتی نمی توانیم در ایجاد ارتباط موثر از یک ادبیات خوب و مجموعه لغات ارزنده ، بهره مند باشیم .
نظرات ()

