چند اظهار نظر شخصی :
موش و گربه :
گاهی طنابی که برای اعدام یک گربه مزاحم به سقف می بندیم تا کسی چنگمان نزند به موش های خانه مان کمک می کند تا زود تر شبی در خواب مغزمان را بجوند .
تلفن :
می توانیم به تلفن مان که پیاپی زنگ می خورد جواب ندهیم و به آن طرف خط با بی قیدی بگوییم ولش کن !!! اما نمی توانیم زنگ هایی که خورده است را فراموش .مطمئنا درجایی اززمان به خاطر می آوریم که دیگر فرصت پاسخ دادن نداریم .
داستان :
نوشتن داستانها ، بهانه ای است تا نویسندگان بتوانند از آنچه دیگران در معنای زندگی به آن خیانت کرده اند سخن بگویند . نویسنده در داستانهایش می خواهد نشان دهد که می شد آن طور دیگر بود اما در واقع خود او هم ، هیچ گاه طور دیگری نبوده است .
کلمات :
نباید سعی کرد که از جانی که درکلمات نهفته است غافل شد آن روح عجیب می تواند با یک ظهور ، هزاران جان را گرفتار طوفان کند .
تربیت موشی
وقتی چهارسالمه
- مامان اگه من دندونامو مسواک کنم خدا منو دوست داره ؟
: آره عزیزم .من و باباتم دوست داریم . آدم باید دندوناشو مسواک بزنه وگرنه شب که شد موش اونارو می خوره ...
وقتی هفت سالمه
- مامان تو که گفتی اگه دندونامو مسواک کنم موش نمی خورتشون
: چی شده مگه دختر گلم ؟
- صبح هنوز چشامو بازنکرده بودم موشاز دهنم دندونمو کنده بود .
وقتی خیلی سالمه
- مامان دخترم داره بزرگ میشه به نظرت چجوری یادش بدم که دندوناشو بشوره ؟
: بترسونش مادرجون بهش بگو اگه مسواک نزنه موش دندوناشو می خوره .
وقتی دخترم چهارسالشه
- دندوناتومسواک زدی دخترم ؟ اگه مسواک نزنی دندوناتو موش می خوره ها
: مامانی توبلد نیستی موش تو دهنه من جا نمیشه آخه
نظرات ()

