اگر مدیر نیستی از مدیریت دست بکش
چنانچه شما یک مدیر جوان و یا کم تجربه هستید :
اگر فکر کنید همه چیز را می دانید .
اگر بخواهید به همه بفهمانید که شما رئیسید .
اگر فورا دست به تغییرات غیر مترقبه بزنید .
اگر بترسید . 
اگر حوصله و وقت شناختن کارکنانتان را نداشته باشید .
اگر با رئیس یا مدیر قبلی وقت گذرانی کنید .
اگر برای مشکلات زیر دستانتان اهمیت قائل نشوید .
اگر عادی نباشید و احساساتتان را پنهان کنید .
اگر اهل حمایت از کارمندانتان نباشید .
و اگر مسئولیت کارهایتان را بعهده نگیرید ....
با مدیریت برای همیشه خداحافظی کنید تا دیر نشده و سازمان تان را زمین نزدید . حتی اگر مدیریت یک کشور را به شما ،سپردند ، هرچند که وسوسه انگیز باشد و این فرصت استثنایی برای شما بوجود آمد با خودتان و مردم شوخی نکنید ....و نقشه های بزرگتری برای مدیریت سازمان های بزرگتر ، نکشید .
آخرین یادداشت بعنوان مدیر پرشین بلاگ
امشب آخرین شبی است که من مدیر پرشین بلاگ هستم و فردا رسما از این سمت خداحافظی می کنم .
برای این دورانی که در خدمت پرشین بلاگی های عزیز بودم هم خوشحالم و هم ناراحت .
خوشحالم چون توانستم سهم کوچکی از خدمت به جامعه گسترده مجازی پارسی را به خودم اختصاص بدهم . خاطرات خوبی را با شما دوستان تجربه کردم و از همه مهمتر تجربیات خوبی را در کنار شما و وبلاگهای خوبتان کسب کردم .
... و ناراحتم چون شاید با شما به نزدیکی این روز ها نباشم و البته به دلیل شرایط خاصی که بر اینترنت و جامعه حقیقی کشور حاکم شد نتوانستم آن گونه که باید در خدمت شما باشم .
اگر نتوانستم به موقع جوابتان را بدهم و یا احساس کردید که نامهربانی از من دیده اید بر من ببخشایید .
خلاصه اینکه شاید بعدتر ها از تجربیات خوبم در پرشین بلاگ و مدیریت یک سایت بزرگ برای شما بیشتر بنویسم .
دوستتان دارم و همیشه در خاطرم خواهید ماند

مدیریت به روش چینی ها
در جایی خواندم مدیران چینی دارای ویژگی های زیر هستند :
اغلب بدون قرار قبلی برای دیدن دیگران ظاهر می شوند .
مهارت فراوان در زمینه کارهای گروهی و مدیریت گروهی دارند .
به آینده دور نمی اندیشند و برای حال بخوبی تدارک می بینند .
اغلب دارای واکنش های بلادرنگ هستند .
اعتماد به نفس بالایی دارند .
بسیار ریسک پذیر هستند .
حتی یک ثانیه را از دست نمی دهند .
به کارگران اجازه می دهند آزادانه دست از کار بکشند و نظرات شخصی شان را بازگو کنند .
خلاصه بعد از خواندن این ویژگی ها به این فکر کردم که چرا چینی ها در فتح بازارهای جهانی نسبتا ، موفق هستند .....
شکل دهی بازارهای راکد در خدمت درآمدها
اساس کار بسیاری از شرکت ها در عرصه های تولیدی و تجاری شناخت نیازهای روز مشتری و ارائه محصول و خدمات بر اساس همین نیاز سنجی هست. بازاریابی ترکیب مشتریان موجب می شود که به نیروی انسانی ، ابزار بازاریابی و خدمات مختلف توسعه امور بعنوان هزینه های سربار نگاه نکنیم و آنها را هدف بالقوه فرض کنیم. کاهش یا حذف این استراتژی ها می تواند شامل دو سطح : ١- کاهش یا حذف محصولات گران یا قیمت محصول کمتر یا خدمات گران قیمت ٢- ارائه محصولات و خدمات با هزینه های متوسط با کیفیتی قابل اعتماد. بنابراین در شرایط بازارهای راکد اقتصادی تغیرات همسو با بازار بمعنای رقابت ازسر تفکر و ارتقای کیفیت درآمد است و معمولا استراتژی مبتنی بر کاهش هزینه ها بصورت صرف پاسخگو نمی باشد
در شرایط رکود بازار ، رقابت و نوآوری می تواند راهگشا باشد شاید از بهترین راهها برای حفظ شرایط رقابتی ، باز شناخت نیازهای مشتریان در کنار آن تمایز قائل شدن میان نیازهای عمومی جامعه و نیاز مشتریان بالقوه شرکت ها است.
پدیدآمدن رفتار سازمانی
التون مایو استاد مدرسه بازرگانی هاروارد و کمک محققش ، روتلیز برگر در سال ١٩٢٠ میلادی به منظور درک بهتر رابطه میان بهره وری و رضایت شغلی ، مشغول به بررسی پنج ساله رفتار کارگران زن کارخانه هاثورن از شرکت وسترن الکتریک شدند . با افزایش بهره وری افراد مورد بررسی مایو به این نتیجه رسیدکه این افراد در کنار یکدیگر می توانند تشکیل یک تیم را بدهند . با پر کردن حدود بیست و یک هزار مصاحبه در کارخانه مذکور یافته های جدیدی به این پژوهش افزودند .
مایو و دستیارش به نتایج خوبی رسیدند که نشان می داد : حالات ذهنی ، سرپرستی مناسب و روابط اجتماعی غیر رسمی ، برای ارتقای بهره وری و رضایت شغلی بسیار مهم و حساس است .
بعد تر تغییراتی که گروه مورد مطالعه در رفتار کاری خود منعکس میکردند به اثر هاثورن معروف شد و بررسی این اثر مبنای بنیان گزاری گرایش رفتار سازمانی در مدیریت منابع انسانی شد .
رفتار سازمانی در واقع کمک می کند که لایه های مختلف مدیریتی در یک سازمان بر اساس برشی عرضی بهم نزدیک شوند . رفتار سازمانی روشی است کاربردی برای افزایش بهره وری نیروی انسانی و در کنار آن رشد صعودی سطوح مختلف مدیریتی .
خیلی خوب بود اگر بررسی رفتارهای کارمندان منوط به نظر صرف مافوق نبود و از روش های موثر این رشته استفاده بهتری در سازمان های کاری کشورمان می شد . شاید اولین و نزدیک ترین تاثیر این عمل ، کاهش نارضایتی شغلی بعنوان یکی از عوامل بازدارنده ارتقا بهره وری نیروی انسانی بود .
گاهی فکر می کنم رفتار سازمانی در ایران بیش از گذران چند واحد دانشگاهی در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد راه به جایی نبرده است .
توانایی های فردی
دوستی می گفت : چرا ما ایرانی ها اینقدر در بزرگ کردن آدمهای کوچک مهارت داریم و به همین آسانی ، انسان های دارای هوش متوسط یا کمی باهوش را برای اینکه همیشه تحت نظارت ما باشند به عناوین مختلف ، کوچک می کنیم .
وقتی خوب به حرفش فکر می کنم نمی دانم بپذیرم ما ایرانی ها این طور هستیم یانه چون مردمان دیگر کشور ها را ندیده ام اما با این فرضیه باید به این نتیجه برسم که بقول این دوست خوب من شاید واقع گرایی عنصر فراموش شده زندگی ماست .
دبیرستانی که بودم گاهی اوقات که دبیری نمی آمد و من هم کلاس نداشتم باید به کلاس های بی دبیر می رفتم و گاهی مسئولیت برگزاری کلاس را بعهده می گرفتم یادم هست چندباری سر کلاس اول دبیرستانی ها برای درس دانش اجتماعی رفتم (دبیرشان به دلیل فوت فرزندش مدرسه نمی آمد) ناظم قبل از ورود به کلاس با تاکید گفت : ببین پولادی ، حواست باشه اونایی که خوب درس جواب میدن رو زیادی تعریف نکنی ها ، دانش آموزای زرنگ زود دور بر می دارند نمی تونی کلاسو نگه داری !!! تو این کلاس دو سه تایی شون هستن فلانی ، فلانی و فلانی
به محض ورود به کلاس حضور و غیاب کردم و این سه دانش آموز را شناختم ، احساس همدردی عجیبی با این بنده خدا ها داشتم . درس جلسه قبلشان را که شروع کردم به مرور دیدم دقیقا همین سه نفر همراهی می کنند و بقیه فقط کلاس را پر کردند که از اکثریت نیافتد . خلاصه اینکه به توصیه ناظم محترم عمل نکردم و کلاس را به سه بخش تقسیم کردم و هر کدام را برای یکی از گروه ها بعنوان سرگروه درسی قرار دادم و گفتم اگر جلسه یعد که درس داریم بقیه دانش آموزان مباحث این جلسه را نخوانده باشند مسئولیتش با این سه نفر است .
جلسه بعد که سر کلاس رفتم دیدم هر سه دانش آموز با حالتی حاکی از پیروزی گفتند بچه ها همه آماده اند که امتحان کتبی بدهند . من هم خوشحال از همه شان امتحان گرفتم و جالب این بود که همه دانش آموزان متعقد بودند سرگروهی این سه شاگرد زرنگ کمک کرده که آنها بتوانند در گروه درس را بهتر یادبگیرند . من هم از هر سه تشکر کردم و تشویقشان کردم که کارتان خیلی خوب بوده .
وقتی داستان را برای ناظم دبیرستان تعریف کردم با عصبانیت گفت : چقدر خودسری پولادی مگه نگفتم چطوری رفتار کن از جلسه بعد نمیخواد سر کلاسشون بری .
من هم که حسابی جا خورده بودم فقط توانستم گریه کنم و همیشه این برایم سوال بود که چرا ناظم فکر می کرد باید با روش نخ نمای نظارتی ایشان که هر چند ممکن بود گاهی هم جواب بدهد رفتار کرد .
مدیریت تعارف
تا به حال مدیرانی را دیده اید که بصورت فرمایشی مدیریت می کنند ؟ یعنی حتی در کوچک ترین تصمیمات سازمان به جای یک رای موافق از آنها استفاده می شود!
متاسفانه در کشور ما به دلیل عرفی بودن خیلی از مسائل این مدل مدیریتی بسیار زیاد دیده می شود.
یعنی مدیر محترم می بایست به صورت موازی خود را با مدیران دیگر هماهنگ کند و یا در تصمیم گیری های سازمان ، عضو موافق جمع باشد .
مدیریت تعارف ندارد .عادت دادن افراد جامعه به مدیریت تعارفی ، بصورت شما بفرمایید ! هر چه شما بگویید از دید من درست است و از این دست جملات ، عاقبتی جز ایجاد بحران و اداره جامعه به طریق سوار شدن بر امواج ناشی از این بحران نخواهد داشت که البته بسیار کم پیش می آید که به ساحل سلامت برسد و اغلب بخشی که این گونه مدیریت می شود پیش از موعد به قعر خواهد رفت .
ماحصل این روش دلسرد کننده رکود در امور حیاتی سازمان خواهد بود .
یکی از بهترین راه ها برای مواجهه با این گونه شرایط برای یک مدیر ،اداره کردن خود است به این ترتیب که قبول کند در حیطه اختیارات منطقی نه عرفی حق دارد حرف خود را بزند ،اعتراض کند و حتی برنامه ارائه دهد چون در غیر اینصورت باید منتظر باشد واحد آبدارخانه در تصمیم گیری های کلان فعال شود .
گوگل ، اپن سورس ، مدلی برای مدیران
چند روز پیش مقاله ای خواندم از توماس داونپورت به ترجمه خانم عاطفه پاشازاده ، از مهندسی معکوس در گوگل . به دلیل طولانی بودن موارد ذکر شده ابتدای امر چندان جذابیتی برایم نداشت اما در دوباره خوانی آن یک مجموعه یادداشت هایی را برداشتم که بخشی از آن را اینجا برای دوستان می گذارم .
برخورد گوگل با ایده ها
گوگل برای ارزیابی ایده ها بین فرایند ایده پردازی بی قاعده و روش های مبتنی بر اطلاعات دقیق ، تعادلی نسبی برقرار می کند .
در حین جذب نیرو ، نخبگانی فنی را بکار می گیرد و آن ها را با اولین نمود کاری شان رشد می دهد .
در واقع گوگل سعی دارد رویکردجدیدی از کسب و کار بر مبنای نوآوری و امکانات واقعی ایجاد کند .
در گوگل راهبرد و فناوری دو عامل جدایی ناپذیرند و اثری متقابل دارند شاید به همین دلیل بتوان گوگل را در عصر اینترنت وارث نوابغ اقتصادی چون جنرال الکتریک دانست .
اولین مخاطره برای سایر رقبا تقلید از برخی ویژگی های گوگل است که هزینه بری آن در همان ابتدای امر طرحی را که توجیه کوتاه مدت سودآوری نداشته باشد متوقف می سازد
مدیران گوگل ، با هدف سازماندهی به اطلاعات جهان سعی در ارائه برنامه های بلندمدت دارند اما خود تایید می کنند که پروسه سازماندهی حداقل به سیصد سال ، زمان نیاز دارد .
سرمایه گذاری بلند مدت نه یک بنگاه اقتصادی زود بازده
بسیاری از پروژه های جانبی گوگل در کوتاه مدت فاقد سودآوری است و تبلیغات مبتنی بر جست جوی گوگلی است که محصولی سودآور محسوب می گردد .
گوگل حضور در همه بازارهای کسب و کار را با طرح های مشارکتی سودآور بارها و بارها تجربه کرده است .
این روند خرده بازار برای بازاری ماندگار به بردباری راهبردی این شرکت مربوط است و دوری از سرمایه گذاری های فصلی .
گوگل برای حضور در همه جای این رقابت با فصلی سازانی که درصد موفقیت پروژه شان زیاد است مشارکت می کند .
تهیه زیر ساخت بر اساس نقشه راه
بستر سازی و دید زیر ساختی گوگل باعث می شود که گاهی در ارائه یک محصول بعنوان ارائه دهنده تکصدایی و بی رقیب تا مدت ها از سودآوری محصول صادراتی اش استفاده کند .
در سالهای اخیر ، گوگل دارای یک ساختار شبکه ای است که در سراسر دنیا پراکنده است و شاید چیزی بالغ بر یک میلیون کامپیوتر را شامل می شود که دارای یک سیستم عامل برای فراهم آوری امکان اتصال و شناسایی در سطح جهان و آمادگی دادن کاربری به کامپیوتر های جدید است .
نسخه ای از لینوکس اپن سورس با هدف ساده سازی یا افزودن ویژگی های واجد ارزش رقابتی برای طرف های ثالث است .
از همه مهمتر به دلیل اپن سورس بودن این زیر ساخت قابلیت توسعه دارد . از طرفی برپایی یک پایگاه اطلاعاتی انحصاری است که اطلاعات کاربران را ثبت می سازد .
این زیر ساخت چرخه عمر توسعه محصول را سریعتر هدایت می کند و به محض رسیدن درخواست های جدید ، نمونه سازی اولیه صورت می گیرد و بصورت نسخه آزمایشی در اختیار مشتریان قرار می گیرد و این آزمون های همزمان گوگل برای محصولات خود یا محصولات مشارکتی اش کمک می کند که درصد حصول موفقیت در نسخه آزمایشی تا نهایی چندان متفاوت نباشد .
بخش دیگری که در زیر ساخت گوگل پیش بینی شده است نحوه جایگیری هر برنامه جدیدی است که به مجموعه محصولاتش اضافه می شود . در واقع این بستر بازهم مبتنی بر اپن سورس از انعطاف بسیار بالایی برخوردار است و این اجازه را می دهد که مشتریان نیز به خدمات گوگل بصورت متقابل از طریق راه اندازی خرده بازار ، بیافزایند .
کمتر سازمانی می تواند مثل گوگل در زیر ساخت ها سرمایه گذاری کلان داشته باشد ولی تعداد زیادی می توانند دست به طراحی هدفمند بزنند که به آن ها امکان توسعه سریع می دهد . بطور مثال مهندسان پروژه گوگل فاینانس در بنگلور هند ، برای تولید این محصول با پیروی از مولفه های نرم افزاری سودآور گذشته ، برنامه های ویژه خود را ارائه کردند . یا ماشاپ ها همان اطلاعات و کارکرد برنامه های که از یک منبع بیرونی گرفته و آن را به یک تجربه یک پارچه برای سایر مشتریان مبدل می سازد.( پرهیز از آفرنیش هایی که پایه وجودی شان قبلا اصلا وجود نداشته )
گوگل در برخورد سازمانی
نکته قابل بحثی که در دستور امور سازمانی این شرکت دیده می شود ، دیکته نوآوری به مشاغلش است که کارکنان به دلیل احساس رضایت ناشی از بهره وری شخصی شان در شغل خود انگیزه بیشتری برای ادامه دارند . ( معکوس ایجاد انگیزی برای تولید نوآوری شغلی )
استفاده از تئوری آشوب و شکست های زود رس ، همچنین اجازه درگیری کارمند با شکستش باعث می شود که کارمندان در این شرکت احساس کنند به محضی که شکستی حادث شد تا پیروزی فاصله ای ندارند . ( استقبال از شکست های آنی و پیروزی های طولانی )
مستند سازی ذهنی در گوگل
در گوگل افراد و حتی مشتریان حق دارند خیال پردازی کنند و از طرفی تحلیلگران و متخصصان مرز این خیال پردازی ها را به سمت واقعیت های حاضر سوق دهند و با تعدیل جنبه های غیر کارکردی آن ذهنیات فرآیند نوآوری را حاصل کنند .
در پایان
باید دید ما به محصولات گوگل بیشتر فکر می کنیم یا به نحوه ارائه آن محصول .برای ما ایجاد یک محصول تازه اما بی پشتوانه اهمیت خواهد داشت یا چیدن قطعات پازلی که بطور منطقی وجودش پیش بینی می شود . عده ای هم البته هنوز درگیر دیدگاه های سنتی معتقدند ساختار شکنی مبتنی بر اپن سورس از مانایی برخوردار نیست ..
نطر شما چیست ؟
شبکه های همتا به همتا
این مطلب با نگاهی به مقاله اقتصاد پی تو پی در راه است به قلم استن استالینکر تهیه شده است :
فکر می کنید علت کاهش ده تا پنجاه درصدی سهام چهار ناشر بزرگ آمریکا در طی سه سال گذشته چه می تواند باشد ؟
اتفاقی که امروز رسانه های تصویری ، شنیداری و کاغذی را تهدید می کند در واقع در آینده ای بسیار نزدیک به سراغ صنایع خواهد رفت . پدیده ای که بازیگران قدیمی ، روزنامه نگاران کلاسیک و صاحبان نشر سنتی را چندین گام به عقب راند . پیدایش شبکه های همتا به همتا یا همان P2P بود .
تصور کنید هدف بعدی P2P که ما روزانه بصورت یک مدل چند به چند بطریق وبلاگ هایمان و یا دسترسی های به اشتراک گذاری اطلاعات از آن بهره می بریم پس از اعمال فشار به رسانه های کلاسیک و ایجاد شکاف در عرصه اطلاع رسانی راکد و غیر شناور با رویکرد تازه پا به عرصه خدمات مالی ما خواهد گذاشت .
بطور مثال پیش از این مکانیزم اعطای وام در یک جامعه کوچک روستایی انتقال از بالا به پائین و شبکه های یک طرفه تضمین بوددر حالیکه با هجوم همتاگذاری به عرصه خدمات مالی اعتبارات خرد ایجاد گردیده و روستائیان بازپرداخت یکدیگر را بصورت گروهی با اشتراک گذاری محصولاتشان تضمین می کنند و اگر این روش بصورت دیجیتال از طریق یک شبکه جهانی هدایت شود به مدل بانکداری که شاید بتوان آن را محلی - جهانی نامید .
توسعه شبکه های اجتماعی عامل ایجاد خرده بانکدارانی که مقادیر اندک سرمایه را بین خودشان بر اساس روابط شبکه اجتماعی به اشتراک می گذارند که در نهایت منجر به جذب سرمایه ها با سود کمتر و ارائه اعتبار با همان سود ، در مقابل سیستم جذب سرمایه با سود کمتر و ارائه تسهیلات با سود بیشتر ، می تواند باشد .
به تدریج جامعه شهروندان مجازی با استقبال از پدیده خرده بانک ها ترجیج خواهند داد با تولید ارز شخصی و معاملات شبه پایاپای خدمات را دریافت و کمترین هزینه زمانی و سایر هزینه های تحمیلی سیستم سنتی را خواهند پرداخت .
در جریان تولید ارز شخصی در واقع اشخاص ارز ملی را از طریق اعتباری که شبکه های اجتماعی شان در اینترنت ایجاد وبه تدریج افزایش می دهند بصورت یک ارز شناور درآورده و در واقع یک سیستم مالی مجزا از روند جاری کشورشان از روی کامپیوتر شخصی اش خواهند داشت .
و این تحولات در انرژی ، خودروسازی و دیگر صنایع اتفاق می افتد و جریان بازگشت از مصرف به تولید و تولید جریان درآمدزایی خرد را تشدید می کند . به نظر می رسد که این تغییرات تا زمان به تعادل رسیدن چرخه تولید و مصرف کماکان ادامه می یابد وکشور های توسعه یافته که در آن ، هر فرد از یک جریان اقتصادی خرد مستقل از دولت ها ، برخوردار است روزهای باشکوه شبکه های همتا به همتا را انتظار می کشد .
مدیریت و موسیقی
در گزیده مدیریت می خواندم ، لوییس چکناواریان رهبر ارکستر های بین المللی بزرگی چون ایران ، اتریش ، انگلیس ، کانادا و مجارستان ، درباره موسیقی و مدیریت نظرات جالبی داشتند .
ازجمله این که:
حرف ساخته شیطان است و موسیقی زبان خداوند
اگر سیاستمداران به جای اینکه حرف می زدند ، می خواندند دیگر جنگ نمی شد ولی حرف می زنند و حرف بزرگترین دشمن آدم است .
طبیعت هم از روی موسیقی ساخته شده است . هر برگی و هر درختی صدایی دارد .
میلیاردها صدا در اطراف ماست که تماما به صورت یک هارمونی تشکیل شده است .
زبان موسیقی بقدری قوی است که نیازی به مترجم ندارد .یک زبان بین المللی است
بهترین مدیران کسانی هستند که کارمندانشان بدانند او سختگیر اما با عدالت است .
به تنهایی نه مدیر به درد می خورد و نه آن کسی که دستور می گیرد . هر دو باید باهم هارمونی داشته باشند .
خیلی مهم است که بین آن کسی که دستور می دهد و آن کس که دستور می گیرد احترام متقابل وجود داشته باشد .
همان طور که ارکستر خوب با رهبر بد ، خوب نیست ، رهبر خوب هم با ارکستر بد ، خوب نیست .
نظرگاه :در تکمیل موارد بالا اضافه می کنم که نقش یک رهبر ارکستر همانند مدیران در سه سطح است یعنی صف و ستاد و میانی را باید در یک مدیر خلاصه کرد . ایجاد هماهنگی میان نوازندگان یکی از نقش های رهبرارکستر است . درواقع چه پیش از اجرا و چه حین اجرا اگر رهبر ارکستر توانایی مدیریتی نداشته باشد شکل خوبی از موسیقی پیچیده ، رنگدار و دارای حس بیان و لهجه را نمی تواند به نمایش بگذارد .
شب امتحان
توصیه های مدیریتی مجموعه مقالات مفید گزیده مدیریت :
اقدام به اجرای یکباره یک فرآیند بزرگ ، برابر است با نوشتن نسخه شکست .
در دنیایی که عبور از مرزها کاری عادی شده است. داشتن هوش فرهنگی یک نیاز حیاتی برای همه است .
در فرهنگ سنتی قدرت کنترل دیگران اغواکننده تر از قدرت توانمندسازی دیگران است .
نشانه رفتن هدفی که در تیررس نیست ، بلندپروازی نیست ، نادانی است .
در پس بسیاری از ریسک های راهبردی ، فرصت های رشد نهفته است .
مدیریت و نوآوری
نوآوری معمولا آخرین دستورکار فوری شرکت ها و سازمان هاست و معمولا باعث رونق یا رکود می شود .اغلب گفتار ها در خصوص نوآوری اغراق آمیز است و بررسی های آزمایشگاهی نشان داده است که هر عامل خلاقیتی تقریبا هر شش سال یکبار بعنوان عامل رشد هویدا می گردد ( البته در این یکی دو سال اخیر در کشورمان آنقدر طرح های زود بازده مد شده که فکر می کنم تئوریسین های مدیریتی جهان باید ترتیبی بدهند که رکورد این نوآوری های مدیریتی در جایی ثبت شود . ) بهر حال تحقیقات نشان می دهد جست و جوی نوآوری محکوم به شکست است ، مگر آنکه مدیرانی که به دنبال آن هستند زمانی را صرف یادگیری از گذشته کنند . (پس به یاد داشته باشیم مطالعه رفتار مدیران گذشته می تواند در ظهور یک خلاقیت و شگفتی تضمین کننده باشد و انکار رفتارهای مدیریت قبلی به نوعی بستن راه های منتهی به تفکر خلاقانه است. )
مدیران با دیدگاه ابتکاری همیشه مراقب دو دسته از عوامل سازمان هستند ؛یکی آنهایی که کار برایشان انگیزه خاصی را در برندارد و دسته دوم کسانیکه درامدزایی سیستم به آن گروه بستگی دارد.
نوآوری های مهم اغلب خارج از یک سازمان یا فراتر از بازیگران جاافتاده ان روی می دهد و این امر فشار مضاعفی است بر سازمان برای یافتن ایده های بهتر و تحمیل مفاهیم بزرگتر بعدی .
و در نهایت حتی فنی ترین خلاقیت ها به رهبر قدرتمند دارای مهارتهای ارتباطی نیاز دارد و بدون توسعه ایده ، در بحث نوآوری اهداف کوتاه مدت را کسب خواهند نمود .
برنامه ریزی استراتژیک با طعم Adiemus
عجب طعم شنیداری دارد این Adiemus
امروز ادارات و سازمان های دولتی در تعطیلی به سر می برد . از آنجائیکه تاکید شده بود بانکها همچنان مفتوحند با ترس و لرز و نگرانی از زمین خوردگی های احتمالی و مشکلات ناشی از برف روزهای گذشته و یخبندان امروز به محل کار رفتم .
نکته ای که برایم عجیب می نمود این بود که با توجه به تعطیلی گسترده شهر ، مراجعان احتمالی بانک جهت دریافت خدمات بانکی چه تعداد هستند ؟ با سپری شدن ساعت رسمی کار و شنیدن کنایه های معدود کسانیکه به بانک مراجعه می کردند مبنی بر دریافت اضافه کاری بابت این دو روز تعداد اسناد ثبت شده چیزی کمتر از یک چهارم روزهای معمولی نشان می داد که اگر بخواهیم خوش بینانه نگاه کنیم با یک سوم کار را میشد بست . چه خوب بود که دولت محترم به جای تحمیل هزینه های اضافی به بانکها وبالا بردن میزان گاز مصرفی این واحد ها در شرایطی که واحدهای مسکونی از افت فشار گاز تحت فشار هستند و نیز خطرات احتمالی حضور کارمندان در یک روز سرد و بخ زده و حتی با لحاظ خلوت بودن خیابان ها که احتمال وقوع سرقت را افزایش می دهد ، با یک کارشناسی جزئی به میزان ساعت کار مورد نیاز مردم شعب بانکها را در بهترین زمان خدمات رسانی به شکل کشیک فراخوانی می نمود به این ترتیب که یک سوم زمان معمول کفایت می کرد .
بهترین مدیران ، مدیرانی هستند که با صرف کمترین امکانات به حداکثر بهره وری در سیستم دست پیدا می کنند نه کسانی که در نقطه شبه بحرانی معمولی ترین تصمیم را به سرعت به سیستم تحمیل می کنند .
داستان و درس
با نام خدا
درس هایی که تویوتا به مدیریت داد شاید نکاتی باشد که ما معمولا در ارائه خدمات یا محصولات به آن دقت نمیکنیم .
تویوتا هرگز سعی نکردکه در حجم و در آمد فروش شماره یک باشد بلکه با بهبود کیفیت خود به خود حجم و درآمد فروش را افزایش داد .
تویوتا ضرورتا نمی خواست اولین خودرویی باشد که هر فرد میخرد بلکه میخواست در مرحله قیاس قطعا دومین خودرویی باشد که هر خانواده خریداری می کند .
تویوتا همواره و بطور سنتی متواضع است و از تکبر برحذر .
تویوتا چشم انداز آینده خود را در محیط زیست ، انرژی، ایمنی ، آسایش و برانگیختن هیجان ، می بیند .
تویوتا به تمامی مدیرانش اعتماد دارد و در صورت بروز مشکل پیش از همه پذیرای شنیدن خبرهای ناگوار است .
تویو تا رویایی بود که خیلی زود واقعی شد .
نگاهی به دانش مدیریت
شرایط پر مخاطره - تهور کاری
برنده شدن در شرایط پرمخاطره اغلب نیازمند بودن شکلی تازه ، فکر کردن به گونه ای نو و اقدام به شیوه ای جدید است .
بسیاری از رهبران بزرگ به خود شیوه اتخاذ تصمیمات پرمخاطره را می آموزانند . آنها این کار را در طول یک دوره زمانی طولانی یاد می گیرند .
تهور کاری آن قدر که مهارت حاصل از فرایند های تصمیم گیری حساب می شود ، جزو خصوصیات ذاتی یک رهبر دور اندیش نیست .
محاسبه تهور، شیوه افزایش احتمال موفقیت همزمان با دوری حستن از رفتار شتابزده ، بی حاصل یا غیرمنطقی است .
انتخاب زمان مناسب ، مشکل ترین بخش از نظام محاسبه تهور است .
و در نهایت مدیران با شهامت خود را برای هر گونه پیشآمدی از جمله مواجهه با بدترین سناریوها آماده می سازند .
موفق باشید
(این هم برای دوست و برادر خوبم آقای عطاریه که یادداشت مدیریتی سفارش داده بود )
نظرات ()

