به یاد م امید
لحظه دیدار نزدیک است .
باز من دیوانه ام، مستم .
باز می لرزد، دلم، دستم .
باز گویی در جهان دیگری هستم .
های ! نخراشی به غفلت گونه ام را، تیغ !
های ! نپریشی صفای زلفم را، دست!
آبرویم را نریزی، دل !
- ای نخورده مست -
لحظه دیدار نزدیک است
چقدر این شعر را دوست دارم . چقدر شاعر صبحدمان زمستانی و هوای بس ناجوانمردانه سرد را دوست دارم .
و ارغنونی دیگر
مهدی اخوان ثالث . عجیب ترین قسمت رویاهای شاعرانه من است .
یادش همیشه خوش و خوش
+
اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ۱٠:٥٢ ب.ظ ; سهشنبه ٥ شهریور ۱۳۸٧
نظرات ()

