لیلی تنها شده است
دلم برای لیلی تنگ شده است
سراغش را از باد گرفتم
و ازستاره ای که مجنون برایش ، دستچین کرده بود
گندمزار مرا بیادش می اندازد
خوشه خوشه ناز
ساقه ساقه نیاز
خرمن خرمن سوز و گداز
کسی از دل لیلی خبر دارد ؟
لیلی در دلش کز کرده
مجنون اما دنبال بچه آهویی است
که چشمانی لیلی وار دارد
لیلی چه تنهاست
وثانیه ها در او تکرار میشوند
عاشقی را حسرت می کشد
صحرا می گوید :
لیلی ، همیشه معشوق بوده است
اما روزی دلش چیز دیگری زمزمه کرد
لیلی عاشق شده
و این خلاف سنت خوبرویان است
لیلی تنها شده
و این حاصل سنت شکنی است .
مجنون لیلی
بر اساس کتاب معتبر الاغانی ابوالفرج اصفهانی و الشعر و الشعرا ابن قتیبه و نیر پژوهش های کراچکوفسکی مجنون لیلی ، قیس بن ملوح نام داشت .
قیس جوانک شاعری بود که به دختری از خاندانی دیگر دل بست و در پی مخالفت با این دلباختگی اش نه تنها این عشق را فراموش نکرد بلکه سودای لیلی او را به صحراها کشاند .
در گوشه ای از این اشعار که با زبان عربی بسیار نغز و زیباست با ترجمه استوار دکتر عبدالحسین فرزاد می خوانیم :
بر خاک گذرگاهت بوسه می زنم ، ای وای بر من ! که اگر چنین نمی کردم ، مرا مجنون نمی پنداشتند .
بوسه بر خاک نهادن ، برای عشق به خاک نیست ، بلکه به یاد عشق کسی است که گام بر این خاک نهاده است .
با این عشق ورزی مجنون شدم ، و عاشقی که رنج و عذاب عاشقی را خوش دارد .
سر به بیابان نهادم و با جانوران وحش ، همزیستی آغاز کردم ، زندگی من در کنار آنان بالیدن گرفت و گوارا گردید
و در شعری دیگر :
ای آهوان دشت ! به خدا سوگندتان می دهم ! به من بگویید : آیا لیلای من ، بره آهویی از شما آهوان است یا نه از آدمیان است که به آهو می ماند .
شگفتا چه دلنوازند این آهوانی که برای ربودن دل ما در میان خارستان ها و درخت زار ها بالیدند .
وشاهکاری این چنین :
بر سامان لیلی گذر می کنم این دیوار و آن دیوار را می بوسم .
اما ای یار ! دل من ، شیدای دیوارها نیست ، بلکه به یاد عشق کسی است که در این خانه های ویران مسکن داشت ، بر دیوارها بوسه می زنم .
لیلی و مجنون ومثال عشق مثال زدنی شان بسیار در خاطرات ما تکرار می شوند . اما مدتهاست که احساس می کنم کسی لیلی خوانی و مجنون گویی نمی کند یا حداقل زمانی طولانی است که از کسی نشنیده ام .
در ادبیات ایران منظومه های بسیاری بر این اساس روایت شده است که برای من شاید دلچسبترین هایش آثار نظامی و وحشی بافقی باشد
لیلی خوانی و مجنون گویی را به همه دوستداران ادبیات نوصیه می کنم .
حکایت این عشق آنقدر بسیط است که انواع و اقسام نگات آموزنده اخلاقی و رفتاری را به مخاطب تلقین می کند .
نظرات ()

