گروه دوم جام جهانی - یونان- یانیس ریتسوس
ششمین نمانیده ادبی مربوط به کشور یونان است ،که در گروه دوم جام جهانی ٢٠١٠ حضور دارد . برای کسب اطلاع بیشتر به یادداشت قبلی مراجعه فرمایید .
یانیس ریتسوس مرد او شعر معاص یونان د شهر موُنِمواسیای یکی از جنوبیترین شهرهای کشور یونان واقع درجزایر پلوپونز به سال ١٩٠٩ به دنیا آمد .
او آخرین فرزند خانواده اش بود و پدری ملاک اما بی تدبیر داشت که پس از تولد یانیس بخش عمده ای ثروتش را از دست داد . ریتسوس از همان کودکی طعم تلخ فقر و محدودیت های اجتماعی را چشید . در هفده سالگی دچار عارضه ریوی ارثی شد که برادر و مادرش را نیز قربان کرده بود . علاقه یانیس به نقاشی ، موسقی و شعر باعث شد با وجود زندگی دشوار در آسایشگاه ریوی او کماکان به زندگی فکر کند . اما بیماری سل مانع شد که او بتواند در جوانی شغل ثابتی را داشته باشد . او گاهی برای گذران زندگی مجبور بود در چاپخانه ها کار کند و یا سیاهی لشگر تئاتر های شهرش شود .

زندگی کردن میانه اجتماع و فارغ از طبقات متداول اجتماعی سبب شد یانیس تنها شاعر کلمات نباشد . او کلمات را در خدمت اجتماع تعریفی دوباره بخشیده بود . از دید ریتسوس هنر متعالی نزد مردمان کوچه و بازار بود .
او دوران سیاه تاریخ معاصر یونان را تجربه کرد دورانی که با هجوم فاشیسم آلمانی در جنگ جهانی دوم آغاز شد و در نهایت به کودتای سرهنگان ارتش یونان ختم شد .ریتسوس در دوران اشغال یونان بهدست آلمان نازی بعلت عضویت در «تشکل آزادیبخش ملی» به پنج سال تبعید در جزیره لیموس محکوم شد اما پس از آزادی یونان و با تشکیل دولت دیکتاتوری نظامیها در یونان نیز او چندان طعم آزادی را نچشید و اشعارش در این کشور ممنوع شد و چندین سال را در زندان به سر برد اما با اعتراض هموطنانش ، دولت دیکتاتوری مجبور به آزادی او شد .
زندانی شدن ، تبعید و بیگاری ، همه و همه از ریتسوس شاعری متعهد و آرمان گرا ساخت . اوهر بار بازگشتی افتخار آمیز تر داشت . با کوله باری از تجربیاتش با مردمان فرودست و آنان که آزادی را تنها در محافل روشنفکرانه بلغور نمی کردند .

آزادی برای ریستوس آرمانی بود که هیچ محدودیت از حبس تا تبعید ، از بستن دهانش تا ممنوع شدن کتابهایش ، فراموش نمی شد . شاعران غربی هم عصر او که تمایلات فاشیستی و نازی داشتند و حتی طرفداران کودتچان داخلی کشورش ، بارها و بارها بر شعرهای او تاختند و تمایلات چپ گرایانه ی او را نقدکردند .
او جوایز موثر و خوبی را در طی دوران زندگی اش از آن خود کرد که مهمترین آن جایزه صلح لنین بود . اما دریافت همین جایز باعث شد که هیچگاه نوبل نگیرد .

شعر ریتسوس محبوب بسیاری از مردم یونان است چرا که بردرانه و هم رزمانه است . او در سالهای مبارزه مردم کشورش همپای آنها جنگیده است .
نخستین مجموعه شعرش موسوم به تراکتورها را در همان چاپخانهای که در آن کار میکرد، به چاپ رساند.
مجموعهی آثار او، شامل اشعار و مقالاتش بالغ بر صد جلد میشود. آثار او به بیش از 24 زبان زنده دنیا از جمله فارسی ترجمه شده است. تراکتورها، اهرام، اپیتافیوس، سرود خواهرم، سمفونی بهار، حرکت اقیانوس، مازورکای قدیمی با آهنگ باران، آزمون، یادداشتهایی در حاشیه زمان، آخرین قرن پیش از آ...، شب زندهداری، ستاره صبح، شب آرامشدنی، جابهجاییها، پرانتزها، شکل غیبت، بدرود، پل، سوت قطارها، تمرینها و... و آخرین اثر او که یک سال پیش از مرگش انتشار یافت، «خیلی دیر در شب» نام داشت.
میکیس تئودوراکیس دوست آهنگساز یانیس است که در آثارش از اشعار او بهره مند شده است درباره او چنین می گوید: او عمیق تر از هر کس دیگری تپش قلب مردم را می شنود و پیام آن را باز می گوید. او شاعر صادق سرنوشت غم بار یونان است.
لویی آراگون پس ازکشف آثار ریتسوس ، درجایی درباره اش گفت: ریتسوس رساتر از هر شاعر دیگری رازهای جهان را بر من باز می گشاید ... . او تمام زاری ها و گلایه های مردم دردمند را بازگو می کند.و در جای دیگر می گوید : نخست نمیدانستم که او بزرگترین شاعر زنده دوران ماست، قسم میخورم که نمیدانستم. این را مرحله به مرحله، شعر به شعر او فهمیدم.
اما به نظر می رسد او همچنان برای ما ایرانی ها تا پس از مرگش ناشناخته ماند . او ابتدای دهه نود در حالیکه هشتاد و یک ساله بود درگذشت
ترجمه شده های ریستوس به فارسی عبارتند از: همه چیز راز است! ، زمان سنگی ،نام دیگر عشق ،با آهنگ باران و دهلیز و پلکان
او در تبعید علاوه برشاعری بیش از ۵٠٠ طرح و نقاشی آبرنگ را خلق کرد.
نظرات ()

