لحظه هایی که می گذرند

برای همه ثانیه ها

خیابان خاطره

قدیم تر ها خیابان ولیعصر برای من یکی از جذابترین خیابان های این شهر بود .یادم هست هفده هجده سالگی دوست داشتم محل کارم یا زندگیم به این خیابان نزدیک باشد تا بتوانم بعضی روزهای دلچسب پاییز را به قدم زدن لبه جوی های عریض و پرآب این خیابان بگذرانم .

چند وقتی است که محل کارم دقیقا در خیابان ولیعصر است و امروز بعد از مدتها تصمیم گرفتم به رسم گذشته خیابان خاطره هایم را طی کنم .

اما چه افسوس

کاش کف پیاده رو همان کاشی های شکسته قدیمی بود . این ابتکارات شهرداری به بدترین شکل عابر پیاده را آزاد میدهد.

هر قدمیکه می گذاری کفشت در حفره ای فرو می رود و تا بر می داری سنگفرش همراه کفشت بلند میشود . این چه روزگاری است که برای این خیابان و خیابان های مشابه درست شده . خدا می داند و بس

نزدیکی های خیابان مطهری از روی یک پل فلزی که رد شدم حداقل سه موش از زیر پل رد شدند .

خلاصه این که تمام لذت قدم زدن در این خیابان فدای دقت در تعداد موش های جوی آب و چاله چوله های عجیب وغریب خیابان شد و رفت .

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ۸:٢٠ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٦ آبان ۱۳۸٧
comment نظرات ()