لحظه هایی که می گذرند

برای همه ثانیه ها

شبانه چهارم

چقدر شبانه های زنانه را دوست دارم

سرشار از شور مملو از اشتیاق

شبانه های زلف های گشوده

احساس های روان بر ذرات هوا

چای های دم نکشیده لیوان ، لیوان

خمیازه های بی امان دیوار

ساعت لنگان به شب رسیده

نمی دانم چرا سرعت می گیرد بی امان

دلم میخواهد زمان را

به پیشکشی چشمانت

که خیره در آینه ام می نگرد

متوقف سازم

شبانه های زنانه ، شبانه های بوی تو

شبانه های دست های خالی من

و قصه هایی که نمیگویی

و لالایی سیرسیرک ها

شمع های افروخته

چشم های به در دوخته

وقتی خواب بر من چیره می شود

شبانه های فال

شاهدی از حافظ

لیلی خوانی

مجنون سرایی

و عشوه ای که از گوشه چشمت

بروی کاغذ های سیاهم

باقی مانده است .

شبانه های یاس

شبانه های مریم

شبانه های همه دختران لطافت

و کام تلخ من از بازنیآمدنت

و سکوت

پایان شبانه ای دیگر

و در سکوت انگار زمزمه ای جاری است :

((بهار من گذشته شاید
غمت چو کوهی ، به شانه ی من
ولی تو بی غم از غم شبانه ی من
چو نشنوی فغان عاشقانه ی من ))

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٦ تیر ۱۳۸٧
comment نظرات ()

شبانه سوم

امشب تو را در رویا هایم می بینم و تا صبح وصالت این خواب خوش را تعبیر می کنم .

شمع نیم سوخته نیمه شبان و هلهله هزارآوا با سپیده صبح

خلعتی نو بر شبانه ام بپوشان

سبز و آیینه دار سپیدی های ماندگار

_امشب در سر شوری دارم

امشب در دل نوری دارم _

باز امشب در اوج نگاهت در معبر خوش مسیر چشمانت ، نیت کرده ام به قصد قربت

و وسعتی که با هر نگاه بر من می بخشی

شب به شب با منی

در منی

خود منی

تا صبح طلوع میکند .

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٥ خرداد ۱۳۸٧
comment نظرات ()

شبانه دوم

صبر کردم تا شب شود و شبانه دوم را آغاز کنم .

-دوش در حلقه ما قصه گیسوی توبود -

سلسله مو! .مویت به ناز و رویم به نیاز
چقدر امشب جای جاودانی تو  در دلم تنگ است .
و هر ترانه که سر می دهم به شکوه تو ناهماهنگ است .
از مهتابی تو تا پلنگوارگی ام فرصت
دمادم آوارگی ام بر بلندای آخرین صخره
روبه سوی تنها ترین دره
که چنگ زنم به قرص سپیدت
و  بر فراز بلند ترین سپیدار
درپرواز
بی پر برضخره آیم باز دوش ...
دوش دوش دوش

-دوش که آن مه لقا خوش ادا با صفا

آمد و در برم بنشست برده دین و دلم از دست

سوخت سوخت سوخت

سوخت همه خرمنم کشته عشقت منم یک سره جان و تنم

ای صنم بد مکن-

حلقه گیسوی تو و سلسله موی تو و قامت و ابروی تو و
حال دل سوخته ام
ای صنم
.....
شبانه ام همه خاطرات دوست
شبانه هایتان همه مملو از عطر جان فزای دوست .....

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ۸:٠٧ ‎ب.ظ ; شنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳۸٧
comment نظرات ()