لحظه هایی که می گذرند

برای همه ثانیه ها

شب یلدایی که گذشت

یلدایی که گذشت

گیسوانت در قیر شب

فرو خفت

و صبح تو را مهر

بازآفرید

یلدایی که گذشت

آرزوهایم با تو

در شب

فروخفت

و سپیده دمان

همراه نسیم ملس دی گاهی

در گیسوان دخترکی

پیچیدی

چه خوب است

تو شب باشی و من یلدا

چه خوبتر

تو خورشید و من آرزو

 

پی نوشت : دلم برایت به اندازه همه شبهای یلدایی تنگ است که در یلدایی چنین ((دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد ))

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ۸:٥٩ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱ دی ۱۳۸۸
comment نظرات ()

من هم عاشقی بی دلم انگار

سعدی خاطره ای خوش از غزل و عشق ( به بهانه انتشار آلبوم جدید علیرضا افتخاری عاشقا سلام ، عاشقا درود )

شب عاشقان بی دل چه شب دراز باشد
تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد
عجبست اگر توانم که سفر کنم ز دستت
به کجا رود کبوتر که اسیر باز باشد
ز محبتت نخواهم که نظر کنم به رویت
که محب صادق آنست که پاکباز باشد
به کرشمه عنایت نگهی به سو ما کن
که دعای دردمندان ز سر نیاز باشد
سخنی که نیست طاقت که ز خویشتن بپوشم
به کدام دوست گویم که محل راز باشد
چه نماز باشد آن را که تو در خیال باشی
تو صنم نمی گذاری که مرا نماز باشد
نه چنین حساب کردم چو تو دوست می گرفتم
که ثنا و حمد گوییم و جفا و ناز باشد
دگرش چو باز بینی غم دل مگوی سعدی
که شب وصال کوتاه و سخن دراز باشد
قدمی که برگرفتی به وفا و عهد یاران
اگر از بلا بترسی قدم مجاز باشد

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٠ فروردین ۱۳۸۸
comment نظرات ()

شب پاییزی غم

دلم برای فروغ پر زد . نزدیکی به زمستان یاد انگار حال و هوای فروغ و زنانه های زیبایش را زنده می کند .

اندوه پرست

کاش چون پاییز بودم ، کاش چون پاییز بودم
کاش چون پاییز خاموش و ملال انگیز بودم
برگهای آرزوهایم یکایک زرد میشد
آفتاب دیدگانم سرد میشد
آسمان سینه ام پر درد می شد
ناگهان طوفان اندوهی به جانم چنگ میزد
اشکهایم همچو باران
دامنم را رنگ می زد
وه ، چه زیبا بود اگر پاییز بودم
وحشی و پر شور و رنگ آمیز بودم
شاعری در چشم من می خواند ، شعری آسمانی
در کنار قلب عاشق شعله میزد
در شرار آتش دردی نهانی
نغمه من ...
همچو آوای نسیم پر شکسته
عطر غم می ریخت بر دلهای خسته
پیش رویم
چهره تلخ زمستانی جوانی
پشت سر
آشوب تابستان عشقی ناگهانی
سینه ام
منزلگه اندوه و درد و بدگمانی
کاش چون پاییز بودم ، کاش چون پایز بودم

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ۸:۳٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٠ آذر ۱۳۸٧
comment نظرات ()