لحظه هایی که می گذرند

برای همه ثانیه ها

سوختن و ساختنم بهر تو بود

داغ تنهائی رهی معیری یکی از زیباترین تصانیفی است که علیرضا افتخاری در آلبوم هوای تو اجرا کرده است :

میهمان امشب او باشیم که رفت :

 


آنقدر با آتش دل ، ساختم تا سوختم
بی تو ای آرام جان ، یا ساختم یا سوختم
سرد مهری بین ، که کس بر آتشم آبی نزد
گرچه همچون برق از گرمی سرا پا سوختم
آنقدر با آتش دل ، ساختم تا سوختم
بی تو ای آرام جان ، یا ساختم یا سوختم
سوختم اما نه چون شمع طرب در بین جمع
لاله ام ، کز داغ تنهائی بصحرا سوختم
سوختم از آتش دل ، در میان موج اشک
شور بختی بین ، که در آغوش دریا سوختم
آنقدر با آتش دل ، ساختم تا سوختم
بی تو ای آرام جان ، یا ساختم یا سوختم
سوختم اما نه چون شمع طرب در بین جمع
لاله ام ، کز داغ تنهائی بصحرا سوختم
سوختم از آتش دل ، در میان موج اشک
شور بختی بین ، که در آغوش دریا سوختم
شمع و گل هم هر کدام از شعله ای در آتشند
در میان پاکبازان ، من نه تنها سوختم
من نه تنها سوختم
من نه تنها سوختم

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٥ اردیبهشت ۱۳۸۸
comment نظرات ()