سپیده رمضان سر زد
ماه رمضان هم از راه رسید . فرصتی برای دوباره نگاه کردن به خود و البته کارنامه یکسال گذشته ... البته اگر همیشه این روش را داشته باشیم نیازی نیست سالی یکبار فقط اتفاق بیافتد اما خوب انسان است و فراموش کاری های خاص خودش ...
از حالا به شبهای قدر فکر می کنم و اینکه آیا قدر این همه که بر من بخشیده است را دانسته ام ...
و اما سخن آخر یک قطعه کوتاه شعر
من در ابتدای
همه مسیر های یکطرفه دنیا
ایستاده ام
و همه بن بست ها را
انتظار می کشم
من این راه را تا آخر دیوار
تنها خواهم رفت
تو اما هنوز فکر می کنی
آن سوی دیواری
آیا همین سی روز کافی است ؟
به نظر شما همین یک ماه کافی است ؟
به نظر من سال های سال هم کافی نیست !
این روز های نیآمده را نباید فریبی بدانیم بر خود
بهتر این است که همانی باشیم که هستیم
چند روزی را تفریط و روزهای باقی را افراط شایسته ما نیست اگر خود را انسان بدانیم .
گاهی از یک فکر خط بطلانی می کشیم بر ...
با خود رو راست باشیم تا بتوانیم با خلق خدا هم فارغ از هر ریایی زندگی کنیم .
خداوند به هیچ یک از اعمال ما نیاز مند نیست و این ماییم که به تک تک اعمالمان نیاز داریم .
هرچه دامنه تزویر گسترده روزهای آتی زشت تر و بی حاصل ترند .
حتی گاهی بغضی که در گلوی کسی از ما چون خار میشکند روزی سیلی میشود و ما را با خود میبرد .
از خدا میخواهم خار گلوی کسانم مباشم .
به امید روزی که همه روزهایمان در تعادل باشد .
نظرات ()

