لحظه هایی که می گذرند

برای همه ثانیه ها

مجنون لیلی

بر اساس کتاب معتبر الاغانی ابوالفرج اصفهانی و الشعر و الشعرا ابن قتیبه و نیر پژوهش های کراچکوفسکی مجنون لیلی ، قیس بن ملوح نام داشت .

قیس جوانک شاعری بود که به دختری از خاندانی دیگر دل بست و در پی مخالفت با این دلباختگی اش نه تنها این عشق را فراموش نکرد بلکه سودای لیلی او را به صحراها کشاند .

در گوشه ای از این اشعار که با زبان عربی بسیار نغز و زیباست  با ترجمه استوار دکتر عبدالحسین فرزاد می خوانیم :

بر خاک گذرگاهت بوسه می زنم ، ای وای بر من ! که اگر چنین نمی کردم ، مرا مجنون نمی پنداشتند .

بوسه بر خاک نهادن ، برای عشق به خاک نیست ، بلکه به یاد عشق کسی است که گام بر این خاک نهاده است .

با این عشق ورزی مجنون شدم ، و عاشقی که رنج و عذاب عاشقی را خوش دارد .

سر به بیابان نهادم و با جانوران وحش ، همزیستی آغاز کردم ، زندگی من در کنار آنان بالیدن گرفت و گوارا گردید

و در شعری دیگر :

ای آهوان دشت ! به خدا سوگندتان می دهم ! به من بگویید : آیا لیلای من ، بره آهویی از شما آهوان است یا نه از آدمیان است که به آهو می ماند .

شگفتا چه دلنوازند این آهوانی که برای ربودن دل ما در میان خارستان ها و درخت زار ها بالیدند .

 

وشاهکاری این چنین :

بر سامان لیلی گذر می کنم این دیوار و آن دیوار را می بوسم .

اما ای یار ! دل من ، شیدای دیوارها نیست ، بلکه به یاد عشق کسی است که در این خانه های ویران مسکن داشت ، بر دیوارها بوسه می زنم .

لیلی  و مجنون ومثال عشق مثال زدنی شان بسیار در خاطرات ما تکرار می شوند . اما مدتهاست که احساس  می کنم کسی لیلی خوانی و مجنون گویی نمی کند یا حداقل  زمانی طولانی است که از کسی نشنیده ام .

در ادبیات ایران منظومه های بسیاری بر این اساس روایت شده است که برای من شاید دلچسبترین هایش آثار نظامی و وحشی بافقی باشد

لیلی خوانی و مجنون گویی را به همه دوستداران ادبیات نوصیه می کنم .

حکایت این عشق آنقدر بسیط است که انواع و اقسام نگات آموزنده اخلاقی و رفتاری را به مخاطب تلقین می کند .

 

 

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ٧:٥٦ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٧ امرداد ۱۳۸٧
comment نظرات ()