لحظه هایی که می گذرند

برای همه ثانیه ها

همه تنهایی های دنیا را عاشقانه دوست دارم

همه تنهایی های دنیا را

عاشقانه دوست دارم

که من در تنهایی

همیشه عاشق ترم

می دانی

چه سهمگین بر من تاخته است

طوفانی فکرت

و من آسمان دلم ابری و ابری و ابری است

اما با این حال

مرا تنها رها کن ، یا نه اصلا تنهاترم کن

که من در تنهایی

به تو عاشق ترم

اینجا صدای تو نمی آید

اینجا یک فنجان قهوه تلخ

اینجا یک لیوان آب سرد

و چند حبه قرص آرام بخش

که هرگز خوابم نمی کند

سکوت یعنی صدای تو در این لحظه

و من تشنه شنیدن بی دریغ توام

همه تنهایی های دنیا را

عاشقانه دوست دارم

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ٩:۳٧ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٥ خرداد ۱۳۸٩
comment نظرات ()

دوست بداریم آدمیان را

حضرت سعدی حتما می دانسته که فرموده :

وه که جدا نمی شود ٬  نقش تو از خیال من
 تا چه شود به عاقبت ٬ در طلب تو جان من
 ناله زیر و زار من ٬ زارترست هر زمان
 بس که به هجر می دهد ٬ عشق تو گوشمال من
 نور ستارگان ستد ٬ روی چو آفتاب تو
 دست نمای خلق شد ٬ قامت چون هلال من
 پرتو نور روی تو ٬ هر نفسی به هر کسی
 می رسد و نمی رسد٬  نوبت اتصال من
 خاطر تو به خون من ٬ رغبت اگر چنین کند
 هم به مراد دل رسد ٬ خاطر بد سگال من
 دیده زبان حال من ٬ بر تو گشاد رحم کن
 چون که اثر نمی کند ٬ در تو زبان قال من
 بر گذری و ننگری ٬ بازنگر که بگذرد
 فقر من و غنای تو ٬ جور تو احتمال من
 چرخ شنید ناله ام ٬ گفت منال سعدیا
 آه تو تیره می کند ٬ آینه جمال من

خداوندگارا ، این طلوع دوباره را .....

چقدر روزهای خوب دوست داشتن را دوست دارم ... حتی اگر دنیا آنی نیست که می خواهیم آدمیان را دوست بداریم .. این کمک می کند که فراموش نکنیم انسانیم هنوز ...

او که انسان ها را دوست نمی دارد خداوندگارشان را چگونه دوست خواهد داشت ...

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ۱:٠٠ ‎ق.ظ ; جمعه ۱٩ تیر ۱۳۸۸
comment نظرات ()

بهترین کار های دنیا

یکی از بهترین کارها در دنیا ، دوست داشتن است و دوست داشته شدن .

چقدر زندگی بی هر دوی این ها چیزی کم دارد .

گاهی مجبوریم ، وقتی دوست داریم ساکت تر شویم

گاهی اما هیچ چاره ای نداریم .

دوست داشتن و دوست نداشتن از سرناچاری اما چندان دلچسب نیست .

صبوری و سکوت

دوست داشتن و دوست داشته شدن

و گاهی دل ندادن و دل بریدن

همه از پی هم می رسند .

چقدر بنده وار زیستم بس نیست ؟ نوبت خدا وار زیستنم نرسید ؟

 

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ٦:٠٩ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳۸۸
comment نظرات ()

تنهایش مگذاریم ؟

گاهی باید آدمها را تنها گذاشت نه برای اینکه طعم تنهایی را بچشند بلکه بتوانند راحت تر زندگی کنند . اگر دوستی داری که فکرمیکنی نمی توانی هیچ کاری برایش بکنی و دوستی تان فقط مجموعه ای از کلیشه های جاری در دوستی های امروزی است تنها گذاشتنش لطف بزرگی است که تو در حق او و دوستی می کنی . مدیریت شادی و غم دوستان  یک سو تفاهم بزرگ است که نه تنها به دوام دوستی ها کمک نمی کند بلکه لحظات خوب دوستمان را که ممکن است در تنهایی به هزار و یک شکل مطبوع تر بگذرد از او می گیرد . دوستش داری درست،  دوست ترش داشته باش و به ذهنش فرصتی برای تنفس بده .

اما گاهی هم  به دوستمان می گوییم فلانی تنهایت می گذارم ها .. و او را میترسانیم  از تنهایی و هجوم وحشی لحظات . خب اگر فکر می کنی باید تنها بماند بازهم بهتر است تنهایش بگذاری تا تهدیدش کنی می ترسی ؟ دوستش داری ؟ نترس هیچ کس از تنهایی نمرده است .

خلاصه اینکه تنهایی موهبتی الهی است فراموش نشود که از صفات زیبای خداست اما انزوا داستان دیگری دارد ...

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ٥:٢۸ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٢ آبان ۱۳۸٧
comment نظرات ()