گروه چهارم جام جهانی - استرالیا - دیوید معلوف
پانزدهمین نمانیده ادبی مربوط به کشور استرالیاست،که در گروه چهارم جام جهانی ٢٠١٠ حضور دارد . برای کسب اطلاع بیشتر به یادداشت قبلی مراجعه فرمایید .
دیوید جرج یوسف معلوف، در سال ۱۹۳۴ در خانوادهای عرب در بریسبان استرالیا متولد شد. خانوادهی پدریاش از دههی ۱۸۸۰ به استرالیا مهاجرت کردهبودند و خانوادهی مادریش در حوالی جنگ جهانی اول به استرالیا آمدند.

دیوید مدتی را در انگلستان گذراند اما در سال ۱۹۶۸ به استرالیا برگشت و مدرس ادبیات انگلیسی در دانشگاه سیدنی شد. دیوید معلوف یکی از مهمترین شاعران مدرن استرالیاست.
در سال ١٩٧۵ او اولین اثرش را که یک رمان بود منتشر کرد این اثر جانو نام داشت و روایتی از زندگینامه جوانی داشت که تجربیات سخت جنگ جهانی دوم را نقل می کرد سالها بعد از روی این رمان نمایشنامه ای پدید آمد که مورد استقبال فراوان در استرالیا قرار گرفت .
آثار بعدی او در واقع تا مدتها دنباله اثر اولش بودند اغلب موضوعات آن ها حول محور جنگ جهانی دوم و ژاپن و استرالیا ، می گشت ، کارهایی چون روابط خونی ، جهان بزرگ .تا اینکه در سال ٢٠٠٧ او دست به خلق مجموعه ای از داستان های کوتاه زد که محافل ادبی را مدتها در گیر نوشتن نقد و بررسی کرد .

از معلوف همچنان مجموعه شعر نیز منتشر شده است . در سالهای اخیر او مرتبا مورد تقدیر انجمن های ادبی کشورش به دلیل یک عمر تلاش در زمینه ادبیات ، قرار می گیرد .اما هنوز نتوانسته در زمره برندگان نوبل قرار داشته باشد .
از دیوید معلوف هنوز کتاب به زبان فارسی ترجمه نشده است .
او جوایز بسیاری در در زمینه داستان کوتاه و رمان از آن خود کرده است از جمله جایزه نوستدت ، بوکر ، دوبلین و جایزه آسیایی استرالیایی
گروه چهارم جام جهانی- غنا - آیی کی وی آرما
چهاردهمین نمانیده ادبی مربوط به کشور غناست،که در گروه چهارم جام جهانی ٢٠١٠ حضور دارد . برای کسب اطلاع بیشتر به یادداشت قبلی مراجعه فرمایید .
آیی کی وی آرما ، در سال ١٩٣٩ در شهری بندری بنام تاکورادی در کشور غنا متولد شد . او پس از اتمام تحصیلات مقدماتی اش کشور غنا را به مقصد آمریکا ترک می کند و وارد دانشگاه هاروارد می شود . او همزمان با دوره کارشناسی ارشد به نوشتن داستان های دوران استعمار در کشور مادری اش یعنی غنا می پرداخت .

او در واقع یک جامعه شناس بود اما سالها به نمایشنامه نویسی برای سریال های تلویزیونی غنا می پرداخت به همین دلیل با موضوعات روز جامعه غنا بخوبی دست و پنجه نرم می کرد .او مشاغل دیگری چون ویرایستاری مجلات اروپایی مربوط به آفریقا و معلمی و استادی دانشگاه را نیز در کشورهای مختلف تجربه کرد .
در سال ١٩۶٨ معروفترین اثرش یعنی زنی زیبا هنوز متولد نشده است به داستان زندگی چند کارگر راه آهن می پردازد که روزگار دشواری دارند و در فقر بسر می برند از طرفی با پیشنهاد رشوه و فرار از زندگی حقیرانه شان مواجه هستند . قهرمان داستان که یکی از همین کارگران است نمی خواهد به چنین زندگی تن در دهد بنابراین تمام نمادهای جاری زندگی را در این داستان اطراف قهرمان داستان می بینیم نمادهایی چون تولد ، زوال و مرگ و تکرار چرخه زندگی .

سالهای بعد کتابهای دیگری از این نویسنده اهل غنا منتشر شد از این بین می توان به شفادهندگان و قطعات بوستون اشاره کرد .او تلاش زیادی را در بازشناسایی ماتریالیسم در کشورش داشت و در این مورد نیز بسیار موفق ظاهر شد .
آرما این اواخر مورد تقدیر انجمن نویسندگان و منتقدان آفریقا قرار گرفت . اما از این نویسنده توانمند هنوز اثری به فارسی ترجمه نشده است .
گروه چهارم جام جهانی - آلمان - کورت توخولسکی
سیزدهمین نمانیده ادبی مربوط به کشور آلمان است،که در گروه چهارم جام جهانی ٢٠١٠ حضور دارد . برای کسب اطلاع بیشتر به یادداشت قبلی مراجعه فرمایید .
برلین - ژانویه ١٨٩٠ - کورت توخولسکی در خانواده یک بانکدار یهودی متولد شد و در همان سالهای نخست زندگی اش ، خانواده او به دلیل شغل پدرش به یک شهر کوچک ساحلی در شمال آلمان منتقل شد . تجربیات اولیه ادبی کورت به سرودن شعر محدود می شد اما سالهای بعد حین تحصیلش در دانشگاه و پس از آن او برای نشریات با اسم های مستعار مقالات انتقادی و طنز می نوشت .

او پس از به پایان رساندن رشته حقوق زمانی را در ژنو گذراند . او در جنگ جهانی اول به ارتش پروس خدمت می کرد . با خاموش شدن آتش جنگ در برلین مدیریت یک نشریه طنز را به عهده گرفت .
در سالهای میانی دهه سی تصمیم گرفت به فرانسه برود و حرفه روزنامه نگاری را در جامعه آزاد فرانسه پیگیری کند .

کورت ، طی دوبار زندگی مشترک موفقیت چندانی کسب نکرد . شاید او شخصیت زنانی که را که دوست داشت و با آنها زندگی می کرد را در رمان هایش بخوبی نمایش می داد اما در کنار آنها نمی توانست ادامه بدهد . بهر حال توخولسکی بدلیل مسافرت های مکررش به کشورهای مختلف اروپایی توانسته بود به درکی تازه از اجتماع بحران زده آن دوران برسد .
وقتی فرانسه را به مقصد سوئیس ترک کرد برای مدتی در زوریخ ساکن شد اما اخبار بدی که از دوستانش در آلمان به گوشش رسید حکایت از زندانی شدن نزدیک ترین رفقایش و سوزاندن کتابهایی بود که در برلین سالهای آرامش ، منتشر کرده بود .
نسب یهودی او ، همچنین فعالیت های ضد جنگش در حزب سوسیالیست مستقل آلمان باعث شد نازی ها او را برای همیشه از آلمان اخراج کنند و او ناخواسته به سوئن تبعید شد . آشنایی با گرترود مایر در سوئد ، اتفاقی نجات بخش بود اما هنوز کسی نمی داند توخولسکی خودکشی کرد یا مرگی اتفاقی برای او رقم خورد چرا که وقتی مایر او را در خانه اش پیدا کرد به دلیل مصرف بیش از حد دارو جان باخته بود . او در سال ١٩٣۵ چشم از جهان فروبست .

سالها بعد انجمن قلم سوئد به پاس تلاش های ضد جنگ این نویسنده جایزه ادبی را تحت عنوان جایزه ادبی توخولسکی بنا نهاد .
از کورت توخولسکی آثار زیادی به فارسی نیامده است تا این اواخر سه عنوان کتاب بعضی ها هیچ وقت نمی فهمن ،خرده فرمایشات پترپانتز و قصر گریپسهُلم از این نویسنده در ایران منتشر شده است .
او معتقد بود که عامه مردم یک نفر را می خواهند که از هر خطایی مصون باشد و هیچ وقت مرتکب اشتباه نشود . یا اینکه انقلاب اجتماعی صرفا با سرودن عزل اجتماعی برپا نمی شود .
توخولسکی ، لحنی روشن و صریح داشت . او اغلب سعی داشت بدون ملاحظه ی ویژه ای مسائل را در مورد افراد مختلف تشریح کند .
گروه سوم جام جهانی - اسلوونی - بوریس پاهور
دوازدهمین نمانیده ادبی مربوط به کشور اسلوونی است،که در گروه سوم جام جهانی ٢٠١٠ حضور دارد . برای کسب اطلاع بیشتر به یادداشت قبلی مراجعه فرمایید .
بوریس پاهور در ۲۶ آگوست ۱۹۱۳ در منطقه تریست که در گذشته بخشی از سه کشور اتریش، مجارستان و ایتالیا بود، به دنیا آمد.

این نویسنده از جمله اندک اسلوونیهایی بود که پس از الحاق وطنش به ایتالیای تحت سلطه موسیلینی از محدودیت زبانی و اختناق در رنج بود. وی پس از تحصیل در کوپر و گورتس در سال ۱۹۴۰ به لیبی رفت. در سال ۱۹۴۳ به زادگاه خود بازگشت و فعالیت درجنبش های آزادیخواهانه را آغاز کرد ولی ۲۱ ژانویه ۱۹۴۴ دستگیر و به اردوگاه کار اجباری داخائو فرستاده شد. تا پایان جنگ، او چهار اردوگاه کار اجباری را تجربه کرد و پس از آزادی در داستانهای خود به همین تجربیات پرداخت.
در سال ۱۹۶۷ بوریس پاهور دست به خلق شاهکاری زد بنام نکروپلیس از آن زمان تاکنون وی در تریست زندگی میکند و آثار دیگری را منتشر کرده است. از جمله آثار این نویسنده اسلوونیایی میتوان به ویلا در دریا، تاریک شده و هدیه زبانی مرموز اشاره کرد.
رمان ویلا در دریا ، داستان جوان روشنفکری است که با پیچیدگی های زیادی در جنگ جهانی دوم در ایتالیا و اسلوونی مواجه می شود و این کتاب یکی دیگر از آثار برجسته پاهور محسوب می شود .
او که در جریان جنگ جهانی دوم به عنوان یک اسلوونیایی از سوی دولت فاشیست ایتالیا تحت فشار بود، سرانجام به اردوگاه کار اجباری فرستاده شد. تجربیات سخت اردوگاه های کار اجباری خمیر مایه بسیاری از آثار پاهور محسوب می شود . این نویسنده تجربیات دردناک خود را در دوران استبداد سیاسی قرن ۲۰ در آثارش بخوبی تشریح کرده است.او چون وقایع نگاری متعهد از گروه قومی اسلوونی در ایتالیا، ناآرامی وحشتناک وطنش راباز میگوید
امسال ، بوریس پاهور در ۹۶ سالگی با دریافت صلیب افتخار اتریش برای علم و هنر مورد تقدیر قرار گرفت.
کلودیا اشمیت وزیر فرهنگ اتریش در بیانیهای که به این مناسبت منتشر کرد ابراز داشت : زندگینامه پاهور، تلاش یک اراده آزاد درست در وسط یک دنیای خارجی و آثار او شاهد تلاش انسانی گذشتگان و هشداری قابل توجه برای آیندگان است.
از این نویسنده در ایران هنوز نوشته به فارسی نیآمده است .
گروه سوم جام جهانی-انگستان - ویلیام بلیک
یازدهمین نمانیده ادبی مربوط به کشور انگلستان است،که در گروه سوم جام جهانی ٢٠١٠ حضور دارد . برای کسب اطلاع بیشتر به یادداشت قبلی مراجعه فرمایید .
ویلیام بلیک در سال ١٧۵٧ در لندن در خانواده مردی خراز به دنیا آمد . او سالهای کودکی را در کنار مادری فهیم که علاوه بر خواندن و نوشتن ، نقاشی را هم به او آموزش میداد گذراند .
سالهای نوجوانی بلیک اغلب به ایفای هنر نقاشی گذشت ، اما در کنار این هنر ویلیام در خود احساسی دیگر را تجربه کرده بود . توانایی شعر گفتن توانایی بود که سالهای بعد موجب آفرینش اشعار بسیار زیبای عاشقانه شد .
![]()
نوزده ساله بود که تحت تاثیر دو انقلاب آمریکا و فرانسه ، منظومه بلند آمریکا را سرود . در بیست و پنج سالگی ازدواج کرد و تا پایان دوران زندگی اش هرگز فرزندی نداشت .
نخستین اثر او که بصورت عمومی منتشر شد مجموعه ای بود تحت عنوان طرح های شاعرانه . سالهای بعد او به طنز نویسی روی آورد و اثری به نام جزیره ای در ماه خلق کرد .
انقلاب فرانسه که با شعار آزادی ، برابری و برادری آغاز شده بود به حکومت وحشت ختم شد و همین امر باعث شد که منظومه بلند فرانسه را هرگز به پایان نرساند .

کلام ویلیام بلیک شیرین اما رویکردی انتقادی دارد . بسیاری از اشعار عاشقانه اش مضمونی دوگانه داشته و سالهای بعد منتقدان زیادی را به خود مشغول ساخته است . اصول آزادی و انسانیت در شعر بلیک موج می زند و کمتر کسی که از خواندن این اشعار دیدگاه شاعر را در خصوص حکومت وقت انگلستان حدس نزند .
در ایران مجموعه ای تحت عنوان جزیره ای در ماه از این شاعر توانمند انگلیسی منتشر شده است .
او تا پیش از مرگ آثار بسیاری را آفرید اما در سالهای پایان مجموعه بسیار دوست داشتنی انجیل جاودانی را از خود بجای گذاشت که گویی تاثیر هنر نقاشی در اشعار این مجموعه بخوبی قابل درک بود .
در سال ١٨٢٧ ویلیام بلیک در بستر بیماری به همسرش گفت او رهسپار سرزمینی است که عمری آرزوی دیدنش را داشته است و درگذشت .
گروه سوم جام جهانی - الجزایر- آسیه جبار



گروه دوم جام جهانی - کره جنوبی -اوه یونگ هی
هفتمین نمانیده ادبی مربوط به کشور کره جنوبی است ،که در گروه دوم جام جهانی ٢٠١٠ حضور دارد . برای کسب اطلاع بیشتر به یادداشت قبلی مراجعه فرمایید .
اوه یونگ هی یکی از برجسته ترین نویسنده داستان در کره جنوبی امروز است. او متولد ١٩۴٧ میلادی است . او پس از تصرف هر دو جایزه اصلی داستان نویسی کره جنوبی یعنی سنگ یی و دونگ برای داستان کوتاه ، توانست آثار خود را به دنیا با زبانهای مختلفی معرفی نماید و نماینده شایسته برای ادبیات نوین کره جنوبی باشد .

او علاوه بر نوشتن داستان کوتاه ، توانای بسیار خوبی در سناریو نویسی و نمایشنامه نویسی دارد که باعث شده است بیشتر کارگردانان معروف کره ای با او تجربه ساخت تئاتر و فیلم داشته باشند .
اولین مجموعه داستانش بنام رودخانه آتش در سال 1977 منتشر شد. او دردوران طلایی و شکوهمند داستانش موفق شد داستان های به یاد ماندنی از جمله شب بازی و محله چینی ها را در سال 1979 ، کلام آخر را در سال 1981 ، آینه برنز در سال 1982 ، و دستگیره پاک نشدنی در سال 1983. را منتشر کند که البته بیشتر آنها پراکنده است ، اما آثاری مانند دریاچه Paro در سال 1989 ، خوب قدیم در سال 1994 ، و پرندگان در سال 1996 نشان داد که او قادر به نوشتن داستانهایی با استاندارد بالاست .
یکی از جذابترین داستان های یونگ هی ، محله چینی هاست . محله چینی ها داستان دختر 9 ساله که بهمراه خانواده پناهنده اش در محله چینی های اینچون زندگی می کند. اینچون پس از جنگ کره. دومین و بزرگترین شهرستان بندری در کره جنوبی است که تا حد زیادی شبیه به چین می باشد . فقط به جای خیابان های پر جمعیت چین ، اغلب پناهندگان ، زنان هرزه در محله چینی های این بندر رویت می شوند . این رمان داستان عده ا از ساکنان این محله است که زندگی شان را از طریق سرقت از کارخانه های تولید آرد ، زغال سنگ و دزدی از قطارهای باری می گذرانند . د واقع این رمان صحنه های دردناک زندگی در کره بعد از جنگ دو کره است .

داستان های این زن نویسنده کره ای به زبانهای بسیاری ترجمه شده است. اما تاکنون هیچ اثری به زبان فارسی نیامده است .سبک خانم اوه کاملا بی پروا و اصولا قائل به معنا بخشی به کلمات ات . خواندن آثار او را به تمام کسانیکه از خواندن دچار لذت محض می شوند توصیه می شود .
گروه دوم جام جهانی - نیجریه - بن اکری
هشتمین نمانیده ادبی مربوط به کشور نیجریه است ،که در گروه دوم جام جهانی ٢٠١٠ حضور دارد . برای کسب اطلاع بیشتر به یادداشت قبلی مراجعه فرمایید .
بن اکری شاعر و رمان نویس معاصر ، متولد ١٩۵١ در شهری در شمال نیجریه است . او که کودکی اش را بهمراه خانواده اش در لندن گذراند در ١٧ سالگی مجددا به نیجریه بازگشت . بیشتر داستان های اکری براساس آنچه در نیجریه طی سالها جنگ داخلی دیده بود ، می باشد .

به دلیل تلاش هایی که این نویسنده در نشان دادن شرایط روز کشورش در داستان ها و اشعارش داشت ، دولت این کشور بورسیه ای را برای تحصیل در رشته ادبیات در یکی از دانشگاه های انگلیسی به او اهدا کرد .
در سالهای میانی دهه هشتاد او سردبیر نشریه با موضوع شعر بود که مربوط به غرب آفریقا می شد . این مجله برای شبکه های جهانی چون بی بی سی تهیه می شد سالهای بعد او موفق شد دو دکترای افتخاری از آکادمی سلطنتی ادبیات انگستان دریافت نماید .

تاکنون ١۶ رمان از این نویسنده در جهان به زبان های مختلف منتشر شده است که متاسفانه به فارسی اثر ترجمه شده ای از این نویسنده خلاق آفریقایی نداریم .از میان آثارش می توان به گل ها و سایه ها ، مناظر درون و خاموشی شبانه اشاره کرد که در جهان با استقبال غیر قابل تصوری مواجه شده است .
بن اکری تاکنون توانسته است جوایز گوناگونی را بدست آورد از جمله معروفترین آنها عبارتند از : جایزه نویسندگان کشورهای مشترک المنافع در سال 1987 ، جایزه داستانی گاردین در سال 1988 ، جایزه بوکر در سال 1991 و جشنواره بین المللی نی ساد در سال 2008 .

آخرین اثر او مجموعه ای از شعر و داستان است که در سال ٢٠٠٩ منتشر شده است بنام قصه های آزادی .
بن اکری این سالها در انگستان زندگی می کند اما هنوز به خوبی داستان های بومی نیجریه و فقر و معضلات اجتماعی این کشور را با سوژه های مختلف در داستان ها و شعرهایش نمایش می دهد .
گروه دوم جام جهانی - یونان- یانیس ریتسوس
ششمین نمانیده ادبی مربوط به کشور یونان است ،که در گروه دوم جام جهانی ٢٠١٠ حضور دارد . برای کسب اطلاع بیشتر به یادداشت قبلی مراجعه فرمایید .
یانیس ریتسوس مرد او شعر معاص یونان د شهر موُنِمواسیای یکی از جنوبیترین شهرهای کشور یونان واقع درجزایر پلوپونز به سال ١٩٠٩ به دنیا آمد .
او آخرین فرزند خانواده اش بود و پدری ملاک اما بی تدبیر داشت که پس از تولد یانیس بخش عمده ای ثروتش را از دست داد . ریتسوس از همان کودکی طعم تلخ فقر و محدودیت های اجتماعی را چشید . در هفده سالگی دچار عارضه ریوی ارثی شد که برادر و مادرش را نیز قربان کرده بود . علاقه یانیس به نقاشی ، موسقی و شعر باعث شد با وجود زندگی دشوار در آسایشگاه ریوی او کماکان به زندگی فکر کند . اما بیماری سل مانع شد که او بتواند در جوانی شغل ثابتی را داشته باشد . او گاهی برای گذران زندگی مجبور بود در چاپخانه ها کار کند و یا سیاهی لشگر تئاتر های شهرش شود .

زندگی کردن میانه اجتماع و فارغ از طبقات متداول اجتماعی سبب شد یانیس تنها شاعر کلمات نباشد . او کلمات را در خدمت اجتماع تعریفی دوباره بخشیده بود . از دید ریتسوس هنر متعالی نزد مردمان کوچه و بازار بود .
او دوران سیاه تاریخ معاصر یونان را تجربه کرد دورانی که با هجوم فاشیسم آلمانی در جنگ جهانی دوم آغاز شد و در نهایت به کودتای سرهنگان ارتش یونان ختم شد .ریتسوس در دوران اشغال یونان بهدست آلمان نازی بعلت عضویت در «تشکل آزادیبخش ملی» به پنج سال تبعید در جزیره لیموس محکوم شد اما پس از آزادی یونان و با تشکیل دولت دیکتاتوری نظامیها در یونان نیز او چندان طعم آزادی را نچشید و اشعارش در این کشور ممنوع شد و چندین سال را در زندان به سر برد اما با اعتراض هموطنانش ، دولت دیکتاتوری مجبور به آزادی او شد .
زندانی شدن ، تبعید و بیگاری ، همه و همه از ریتسوس شاعری متعهد و آرمان گرا ساخت . اوهر بار بازگشتی افتخار آمیز تر داشت . با کوله باری از تجربیاتش با مردمان فرودست و آنان که آزادی را تنها در محافل روشنفکرانه بلغور نمی کردند .

آزادی برای ریستوس آرمانی بود که هیچ محدودیت از حبس تا تبعید ، از بستن دهانش تا ممنوع شدن کتابهایش ، فراموش نمی شد . شاعران غربی هم عصر او که تمایلات فاشیستی و نازی داشتند و حتی طرفداران کودتچان داخلی کشورش ، بارها و بارها بر شعرهای او تاختند و تمایلات چپ گرایانه ی او را نقدکردند .
او جوایز موثر و خوبی را در طی دوران زندگی اش از آن خود کرد که مهمترین آن جایزه صلح لنین بود . اما دریافت همین جایز باعث شد که هیچگاه نوبل نگیرد .

شعر ریتسوس محبوب بسیاری از مردم یونان است چرا که بردرانه و هم رزمانه است . او در سالهای مبارزه مردم کشورش همپای آنها جنگیده است .
نخستین مجموعه شعرش موسوم به تراکتورها را در همان چاپخانهای که در آن کار میکرد، به چاپ رساند.
مجموعهی آثار او، شامل اشعار و مقالاتش بالغ بر صد جلد میشود. آثار او به بیش از 24 زبان زنده دنیا از جمله فارسی ترجمه شده است. تراکتورها، اهرام، اپیتافیوس، سرود خواهرم، سمفونی بهار، حرکت اقیانوس، مازورکای قدیمی با آهنگ باران، آزمون، یادداشتهایی در حاشیه زمان، آخرین قرن پیش از آ...، شب زندهداری، ستاره صبح، شب آرامشدنی، جابهجاییها، پرانتزها، شکل غیبت، بدرود، پل، سوت قطارها، تمرینها و... و آخرین اثر او که یک سال پیش از مرگش انتشار یافت، «خیلی دیر در شب» نام داشت.
میکیس تئودوراکیس دوست آهنگساز یانیس است که در آثارش از اشعار او بهره مند شده است درباره او چنین می گوید: او عمیق تر از هر کس دیگری تپش قلب مردم را می شنود و پیام آن را باز می گوید. او شاعر صادق سرنوشت غم بار یونان است.
لویی آراگون پس ازکشف آثار ریتسوس ، درجایی درباره اش گفت: ریتسوس رساتر از هر شاعر دیگری رازهای جهان را بر من باز می گشاید ... . او تمام زاری ها و گلایه های مردم دردمند را بازگو می کند.و در جای دیگر می گوید : نخست نمیدانستم که او بزرگترین شاعر زنده دوران ماست، قسم میخورم که نمیدانستم. این را مرحله به مرحله، شعر به شعر او فهمیدم.
اما به نظر می رسد او همچنان برای ما ایرانی ها تا پس از مرگش ناشناخته ماند . او ابتدای دهه نود در حالیکه هشتاد و یک ساله بود درگذشت
ترجمه شده های ریستوس به فارسی عبارتند از: همه چیز راز است! ، زمان سنگی ،نام دیگر عشق ،با آهنگ باران و دهلیز و پلکان
او در تبعید علاوه برشاعری بیش از ۵٠٠ طرح و نقاشی آبرنگ را خلق کرد.
گروه دوم جام جهانی - آرژانتین - ارنستو ساباتو
پنجمین نمانیده ادبی مربوط به کشور آرژانتین است ،که در گروه دوم جام جهانی ٢٠١٠ حضور دارد . برای کسب اطلاع بیشتر به یادداشت قبلی مراجعه فرمایید .
تنها هشت روز به تولد فیزیکدان ، نویسنده ، منتقد و مبارز سیاسی آرژانتین یعنی ارنستو ساباتو مانده است . او در ٢۴ ژوئن ١٩١١ در بو ئنوس آیرس در خانواده ای متوسط متولد شد . سالهای جوانی را به تحصیل در رشته فیزیک گذراند و در ٢۶ سالگی درجه دکتری در این رشته را دریافت کرد . سالهای بعد را در فرانسه و آمریکا گذراند .پس از ارائه یک مقاله موثر در زمینه تابش های کیهانی به آرژانتین بازگشت اما به دلیل داشتن عقاید مخالف با دیکتاتوری وقت کشورش از ادامه فعالیت در دانشگاه های آرژانتینی باز ماند .
![]()
درست از زمانی که حکومت ساباتو و امثال او را در دانشگاه ها کنار گذاشت ، او بیکار ننشست و با سفر به کشورهای آمریکای لاتین ، اروپا و مدیترانه با سخنرانی های چشمگیرش جهانیان را در آن روزگار متوجه خود کرد .
جنگ جهانی دوم که تاثیرات نا مطلوبی را بر روحیه و نگرش این مبارز و معلم سیاسی گذاشته بود ، سبب شد که برای همیشه مسیر ادبیات را انتخاب کند . راهی که اغلب روشنفکران شجاع در سراسر دنیا دنبال می کنند .

بهترین آثار شناخته شده اودر ایران ، قهرمانان و گورها و رمان تونل است که دکتر مصطفی مفیدی آنها را ترجمه کرده است .
ساباتو ، توانست جوایز گوناگونی را نصیب خود سازد از این بین می توان به بهترین کتاب خارجی فرانسه و میگل سروانتس اشاره کرد . هر چند او در سالی که گذشت کاندید جایزه نوبل ادبیات بود اما این اتفاق هرگز رخ نداد .
در اواسط دهه هفتاد میلادی او از سوی دولت وقتش پروژه ای را دنبال کرد که در آن به سرگذشت کسانیکه در جنگی موسوم به جنگ کثیف در دوران دیکتاتوری آرژانتین صورت پرفت پرداخت . شاید یکی از موثر ترین دلایل خلق آثار بدیع و عمیق در خصوص مبارزات سیاسی در کشور آرژانتین ،همین پروژه باشد .
او سورئالیستی است که رگه های اگزیستانسیالیسم در آثارش با پرداختی نو و متفاوت نمایان می شود .

ارنستو ساباتو از دید آلبرکامو از بابت تلخی و تندی و شور و حرارتش ستودنی بوده است و یا اینکه توماس مان آثار او را گیرا و جذاب وصف می کند . گراهام گرین نوشته های ساباتو را حاوی تحلیل روانشناختی می داند و به همین علت او را ستایش می کند و در نهایت می توان او را نماینده شایسته ادبیات متعهد ، سیاسی و آزادیخواه آرژانتین خواندکه آثارش مانع شد از اینکه نسلی که در این کشور زندگی می کردند اهداف متعالی بشری را فراموش کنند و روزی حاکم دیکتاتور را به تاریخ سپردند .
این روزها ساباتوی ٩٩ ساله یادداشت های کوتاه تر و بجای رمان های طولانی داستان های کوتاه می نویسد و با وجود کهولت سن هنوز هم قلم را کنار نگذاشته است .
گروه اول جام جهانی - اروگوئه - ماریو بندتی
چهارمین نمانیده ادبی مربوط به کشور اروگوئه است ،که در گروه اول جام جهانی ٢٠١٠ حضور دارد . برای کسب اطلاع بیشتر به یادداشت قبلی مراجعه فرمایید .

با آغاز دهه بیست ، قرن بیستم ، در اروگوئه یکی از برجسته ترین شاعران, نمایش نامه نویسان, داستان نویسان و منتقدان پا به عرصه وجود گذاشت . نام او را همیشه در کنار کارلوس اونتی بعنوان یکی از برترین چهره های ادبی قرن بیستم اروگوئه آورده اند .
ماریو بندتی در سپتامبر سال ١٩٢٠ دیده به جهان گشود .در سالهای کودکی و نوجوانی در مونته ویدئو زندگی می کرد او در مدرسه ابتدایی آلمانی مونته ویدئو نخستین سال های تحصیلش را پشت سر گذاشت. بندتی بدلیل مشکلات مالی خانواده مجبور شد تحصیلات دبیرستانی اش را به صورت متفرقه به پایان رساندو در کنار آن کار کند . او درهمان سالهای جوانی ازدواج کرد و از معدود نویسندگانی است که از زندگی مشترک خوب و مستحکمی برخوردار بوده است .
بندتی در نیمه قرن بیستم ، مدیر مجله مارفینیا شد درست یک سال بعد اولین مجموعه داستانش یعنی امروز صبح را منتشر کرد . نخستین رمانش ، کتابی بود به نام چه کسی از ما؟ که چهارسال پس از مجموعه داستانی امروز صبح ، چاپ شد . او علاوه بر مدیریت مجله مارفینیا ، مدیر مجله ادبی مارچا بود که مهمترین مجله اروگوئه محسوب می شد و بیشترین تاثیر را در زندگی سیاسی و فرهنگی این کشور داشت .

در سال ۱۹۵۷ با پیروزی انقلاب کوبا ، زندگی بندتی تحت تاثیر این واقعه قرار گرفت و او توانست علاوه بر ظرفیت های ادبی اش ، جنبه های سیاس زندگی اش را نیز چون تمام روشنفکران آمریکای لاتین نشان دهد .اوپس از بازدید از کوبا، شروع به کار در انستیتوی فرهنگی کوبا در خانه آمریکای لاتین کرد .

در سال ،۱۹۷۳ پس از کودتا در کشورش، که مجله ها در این کشور بسته و تعلیق شدند ، او مجبور شد اروگوئه را ترک کند. از آن به بعد مدت دوازده سال در تبعید اجباری ، زندگی در کشورهای آرژانتین، پرو، کوبا و اسپانیا را تجربه کرد .
آثار عبارتند از: به خاطر آتش متشکرم ، نویسنده آمریکای لاتینی و انقلاب ممکن ، داستان های کن و بدون نوستالژی ، مجموعه شعر یاد تبعید، بهار با یک گوشه شکسته ، تنهایی های بابل ، درد قهوه و سردرگمی های آخر قرن .او موفق شد جوایزی چون لامای طلایی سازمان عفو بین الملل ، هشتمین جایزه شعر ایبروآمریکای رینا سوفیا را از آن خود سازد
ماریو بندتی صاحب سبک ویژه ای است بطوریکه امضای او اغلب در بین آثارش دیده می شود و لحن کلماتش نشان دهنده این ات که بزرگترین دغدغه این نویسنده آزادی و آزادی خواهی مردمی است که معمولی زندگی میکنند . او دراکثر آثارش شکنجه و اعمال ضدانسانی دولت ها را زیر سوال برده است . برای او ، مهمترین مذهب وجدان است. اگر کسی با وجدان خودش مشکل داشته باشد یک جای کارش می لنگد. او ترجیح می دهم به ندای وجدانش گوش کند .احساساتی که در آثار بندتی دیده می شود از جنس خاصی است ک حس همزاد پنداری را در مخاطب به اوج میرساند .
او به ارتباط گیری کلامی دقت بسیار داشته است و هیچ گاه دیالوگ های ساده را اسیرپیچیدگی های زبانی نساخته است .او صداقت را شرط اصلی ادبیات ارتباط گرا می داند، از یک طرف، چون فقط نیروی به حرکت درآوردن و ایجاد تغییر از طریق ارتباط گیری با پیام های مشخص است که برای او توانایی تائید طرح نوشتاری اش را فراهم می کند . او تصریح می کند که نویسنده در مورد سیاستمداران کاری از دستش برنمی آید. هیچ دیکتاتوری را نمی شناسد که به خاطر یک سونات از کار برکنار شده باشد.
بندتی ، پس از بازگشت از تبعید به کشورش از سوی دانشگاه جمهوری اروگوئه به عنوان دکترای افتخاری نایل آمد و طی مراسم, هموطنانش به شایستگی از وی تجلیل کردند. او درسال 2009 در سن 88 سالگی بدرود حیات گفت . در ایران متاسفانه آثار او مورد توجه قرار نگرفته و اغلب ترجمه نشده است .
گروه اول جام جهانی - مکزیک - کارلوس فوئنتس
سومین نمانیده ادبی مربوط به کشور مکزیک است ،که در گروه اول جام جهانی ٢٠١٠ حضور دارد . برای کسب اطلاع بیشتر به یادداشت قبلی مراجعه فرمایید .
شاید از ادبیات معاصر مکزیک نام شاعر پر آوازه آزادیخواهش را شنیده باشید ،اکتاویو پاز مردی که کلماتش مملو از شور و احساس بود و روزگار مردمی را وصف می کرد که بیش از هر چیزی به قدرت انتخاب آگاهانه برای زندگیشان نیاز داشتند اما این یادداشت مربوط به مردی است که سالها در کنار پاز زندگی کرده و داستان نویسی مکزیک را متحول ساخته است .
شاید اولین بار نام کارلوس فوئنتس برای فعالیت های گسترده اش در سازمان ملل مطرح شد . او که متولد ١٩٢٨ در پاناماسیتی است به دلیل مشغله پدرش تحصیلاتش را در شهرها و کشورهای مختلفی گذراند اما سرانجام تحصیلاتش را در انستیتوی مطالعات عالی ژنو به پایان رساند .سالهای بعد فوئنتس نماینده کشورش بود در کمیسیون حقوق بین الملل سازمان متحد شد و شاید درگیری و فعالیت بین المللی مانع می شد که حضورش در عرصه ادبیات پر رنگ تر باشد . به دنبال انتصابش در بخش فرهنگی دانشگاه مکزیکوسیتی اولن مجموعه داستان کوتاهش را در سال ١٩۵۴منتشر کرد . حضورش در نشریه ادبی ریویستا و همکاری با پاز دورانی طلایی را پیش روی کارلوس جوان قرار داد . چهارسال بعد یعنی در سال ١٩۵٨ اولین داستان بلندش را به نام La region mas transparente که اثری متعلق به ادبیات کلاسیک معاصر است ، منتشر کرد .

یکی از مهمترین وقایع زندگی این نویسنده اعزامش به فرانسه بعنوان سفیر مکزیک در فرانسه بود که تجربیات خیلی خوبی را در زمینه انتشار مقالات سیاسی برای او به همراه داشته است .
در ایران آثار بسیاری از او ترجمه شده است که می توان از این میان به آسوده خاطر ، مرگ آرتیمو کروز ، پوست انداختن ، آئورا ،سرهیدرا ، خویشاوندان دور ، گرینگوی پیر ، سال هایی با لائورا دیاز و از چشم فئونتس اشاره کرد .
فوئنتس جوایز ادبی بسیاری را از اروپا و آمریکای لاتین و جنوبی دریافت کرد که معتبر ترین این جوایز ، بروه بارسلونا ، خاویر ویائوروتیا ، رومولو گایه گاس ونزوئلا ، آلفونسو ریس می باشد .

کارلوس فوئنتس علاوه بر داستان نویسی استعداد خارق العاده در نمایشنامه نویسی دارد و به نظر می رسد بیش از ١٢ نمایشنامه اجرا شده را تاکنون نوشته است .
او نظرات شگفت انگیزی در خصوص نویسندگان معاصر سایر کشورهای دیگر دارد به طور مثال در کتاب از چشم فوئنتس (خودم با دیگران ) در جایی می گوید : در آثار هر دو (ک) کافکا و کوندرا ، قانونی خدشه ناپذیر ، حکم می راند آزادی از این پس ممکن نیست زیرا آزادی دیگر کامل شده است و یا در جای دیگر از همین کتاب در خصوص آثار بونوئل مدعی می شود :در آثار بونوئل که از دعوت به مصرف در عصر طلایی به مصرف همه چیز در فرشته کشتارگر می رسد .
در میان اغلب آثارفوئنتس ،تصویر سازی از آنچه او قصد دارد برای مخاطب روایت کند فراتر رفته و گاهی این مخاطب است که تصمیم می گیرد تصاویر بعدی را چگونه تصور کند . انگار انتهای اکثر پاراگراف های داستان ها باز است و هیچ نقطه ای روایت را پایان نمی بخشد .

قلم مقتدر کارلوس فوئنتس ،قلمی است که سرکوب نمیشود حتی تیغ سانسور هم نمی تواند معانی را که در کلیت کارهای او جریان دارد ، رشته رشته کند ..
اما نکته عجیب تلاش های ادبی فوئنتس شاید این باشد که او با وجود شایستگی های بسیارش هنوز جایزه نوبل را از آن خود نکرده است .
گروه اول جام جهانی - فرانسه - ژاک پره ور
دومین نمانیده ادبی مربوط به کشور فرانسه است ،که در گروه اول جام جهانی ٢٠١٠ حضور دارد . برای کسب اطلاع بیشتر به یادداشت قبلی مراجعه فرمایید .
فرانسه ، حوالی رود سن ، ماه های نخستین آغاز قرن بیستم (١٩٠٠) ژاک پره ور درخانواده ی نچندان منسجم بدنیا می آید و سالها سایه تلخ فقر و مشکلات اجتماعی خانوادگی اش سبب می شود سالهای نوجوانی اش را در میان مردم به شغل های ساده مشغول باشد . او که پدربزرگی متول و خشک و از طرفی کاتولیک دارد ، ترجیح می دهد با پایان دوران نوجوانی وارد خدمت سربازی شود و درانتهای این دوران سخت ، سرنوشت ،پره ور را با خود به دنیای اسرار آمیز سوررئال می برد .

آشنایی با مارسل دو آمل و آندره برتون کلید اتاقک سوررئالیستی اوست که سالها بعد در عرصه های مختلف هنر او را وادار به هنرنمایی می کند .
حلقه ادبی سوررئال فرانسه در بین سالهای ١٩٢۴ تا ١٩٢٨ شکل می گیرد و پره ور که دیگر یک نوآموخته نیست برتون و دیگران را پشت سر گذاشته و رابطه ادبی اش را با گروه از دست می دهد

پره ور به دیدن فیلمهای چاپلین می رود و هیجان دیدن این فیلم ها او را وادار می کند تا دست به خطر بزرگی یعنی نوشتن فیلمنامه بزند . رفته رفته نوشتن فیلمنامه پره ور را در فضاهای تصویری بیشماری قرار می دهد و او در نهایت بعنوان یکی از اعضای گروه تئاتر اکتبر نویسنده اصلی این گروه می شود . اما بلندپروازی های پره ور با آشنایی با ژوسف کوسما ، موسیقیدان ، شکل دیگری به خود می گیرد و سالهای بعد او را از گروه دوست داشتنی تئاترش جدا می سازد .

با وجود موفقیت های بیشمار ادبی و هنری پره ور و محبوبیت او در میان روشنفکران آن دوره فرانسه و حتی خارج از مرزهای فرانسه ، او از زندگی عاطفی خوبی برخوردار نبوده و بارها در زندگی مشترکش شکست می خورد .
پره ور آثار مختلفی را در حوزه شعر ، داستان ، نقاشی و فیلنامه های سینمایی منتشر کرد . آثاری که بخش هایی از آن هنوز هم در ذهن مخاطب بعنوان یک کار متفاوت و در خور تحسین تداعی می شود .
او در شعر با برتون و آراگون ، هم کلام بود و مردم فرانسه شاعرانگی اش را به دلیل اعجاز در کلماتش می ستودند . در بین آثارش می توان به مجموعه شعر های اسب شماره سه ، سرنوشت ها ، باران و هوای خوب اشاره کرد .اغلب مجموعه شعر های ژاک به همراه آثار طراحی و نقاشی شده هنرمندان دیگری عرضه شده است مانند میرو ، فرومانژه و ... اما پره ور بسیار خودآموخته نقاشی را درک می کند و در بی آثارش نقاشی را هم به مجموعه هنری اش می افزاید . سالهای بعد در خصوص نقاشان موردعلاقه اش و آثارشان نیز مجموعه هایی را روانه بازار می کند . نگاه پره ور به میرو و پیکاسو بسیار ویژه است چنانچه در جایی می گوید در نام میرو یک آیینه وجود دارد شاید پره ور خودش را در آینه آثار میرو پیدا می کرده اما بهر حال انتقادات بیشماری در خصوص این نوع نظرات پره ور متوجه اش می شد که البته او در برابر این نقد ها ، مقاومت می کرد . نگاه متفاوت پره ور به نقاشی سبب می شود که روزی پیکاسو خطاب به پروه ور بگوید : تو از نقاشی هیچ چیز نمی دانی ، با این حال نقاش هستی ...
در سینما برای کارگردانان معروف فرانسوی فیلمنامه و دیالوگ نویسی کرد از این بین می توان به ژان رنوار و مارسل کارنه اشاره کرد . از جمله آثار سینمایی ژاک که می توان به آن اشاره کرد ، عشق های معروف ، خاطرات گمشده ، بندر مه آلود ، ملاقات کنندگان شب ، بچه های بهشت می باشد .
پس از آشنایی با کوسما موسیقی دان اهل بوداپست ، پره ور جوان موسیقی را هم آزمایش می کند . او معتقد بود دوست مجارش ابهامات موسیقی را برایش روشن می سازد . پره ور دیالوگ های موسیقی فیلم هایی که کارکرده است را می نویسد و در این بین بندرمه آلود و دروازه های شب که آثاری غیر کلاسیک هستند از اقبال بخصوصی برخوردار می شوند .
پره ور در میان فانتزی هایش دنیایی از رنگ خلق می کند چنانچه شعرش مانند رنگین کمانی است که در یک طیف بسیط از عاشقانه ها آرام شروع می شود و به تندترین انتقادات اجتماعی می رسد .
او علاوه بر تولیدات سینمایی ، نقاشی های محترک را نیز جان می بخشد یکی از معروفترین دیالوگ نویسی هایش برای انیمیشن ،گفتگوهای نقاشی متحرک شاه و پرنده به کارگردانی پل گریمو ، انیمیشن ساز معروف دهه ۶٠ و ٧٠ فرانسه است .
او در سال ١٩٧٧ در حالیکه عرصه های مختلف فرهنگ و هنر را تجربه کرده و در اکثر حوزه ها موفق ظاهر شده است دنیا را ترک می کند . اما تاثیر قوی پره ور در میان علاقمندان سورئال فرانسه کماکان مشهود است .
گروه اول جام جهانی - آفریقای جنوبی - جان ماکسول کوئتزی
اولین معرفی ادبی از آفریقای جنوبی ، میزبان بازی های جام جهانی ٢٠١٠ خواهد بود . برای کسب اطلاع بیشتر به یادداشت قبلی مراجعه فرمایید .
ماکسول کوئتزی در سال ۱۹۴۰ میلادی در خانواده یک حقوق دادن هلندی تبار ، در کیپ تاون آفریقای جنوبی متولد شد. پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه کیپ تاون در دو رشته ادبیات و ریاضی ، بعنوان برنامه نویس در شرکت آی بی ام مشغول بکار شد اما کماکان ادبیات انگلیسی بزرگترین دغدغه او محسوب می شد او توانست در سال ١٩۶٨ در رشته زبان شناسی از دانشگاه تگزاس در مقطع دکترا فارغ التحصیل شود و با بررسی آثار اولیه ساموئل بکت پایان نامه اش را ارائه دهد .

در سال ١٩٧۴ اولین اثر داستانی او ، یعنی سرزمین های گرگ و میش منتشر شد، این کتاب شامل دو داستان جداگانه، با مضمونی مشترک بود. رگه های ادبیات اگزیستانسیالیسم و علاقه به کافگا در نخستین اثر این نویسنده آفریقایی بخوبی مشهود بوداما با توجه به نگاه ضد استعماری اش بیشتر به عنوان یک نویسنده ضد آپارتاید مطرح شد . کتاب سرزمین گرگ و میش سالها بعد در ایران با استقبال نسبتا خوبی از سوی علاقمندان به کتاب مواجه شد اما شهرت نخستین کوئتزی بر می گردد به انتشار داستان در قلب کشور که معتبرترین جایزه ادبی آفریقای جنوبی ، یعنی CNA Prize را برایش ، بهمراه داشت .
درفاصله دهه هشتاد تا پایان قرن بیستم این نویسنده توانست بیش از هشت رمان منتشر کند که معروفترین آنها عبارتند از زندگی و روزگار مایکل ک ، عصر آهن و ارباب پترزبورگ که عصر آهن و زندگی و روزگار مایکل ک به فارسی ترجمه شده است .
در سال ٢٠٠٣ ، درست یکسال پس از مهاجرت کوئتزی به استرالیا و فعالیتش بعنوان استاد پژوهشگر افتخاری در دانشگاه آدلاید ، رمان ایزابل کاستلو جایزه نوبل ادبیات را برایش به ارمغان آورد .

قلم کوئتزی ، قلمی صریح و بی پرده است . در بیشتر آثارش از هیچ کدام از میراث منزجر کننده دوران آپارتاید ، چشم پوشی نمی کند و آنچه در آفریقا اتفاق افتاده را با نگاهی تیره به تصویر می کشد . کوتزی حتی وقتی درباره یک زن استرالیایی (قهرمان داستان ایزابل کاستلو) می نویسد ، دردهای روحی این زن را زنانه به تصویر می کشد . درست مثل نویسندگان اروپای شرقی که حقایق تلخ اجتماعی را آینه وار منعکس می کنند .
این نویسنده تاکنون توانسته است دوازده بار جوایز ادبی مختلفی چون سی آ ان ، بوکر ، فمینا ، آیریش تایمز را از آن خود کند .
جام جهانی 2010
جام جهانی که یکی از پر بیننده ترین رویداد های جهانی است امروز در آفریقای جنوبی آغاز شد .به جدول تیم های شرکت کننده که نگاه می کردم دیدم بیشتر از همه دوست دارم ایتالیا قهرمان شود اما آنچه ناگهان برایم مهمتر شد این بود که این روزها در حال و هوای خوب مطالعه رها شدم و به ذهنم رسید شاید بد نباشد به مناسبت این رویداد بزرگ جهانی از جامعه ادبی هر کشوری که در این جام شرکت دارد یادداشت هایی را برایتان بنویسم ... امیدوارم که مورد استقبال و عنایت شما قرار بگیرد .....

نظرات ()

