هادی ساعی
مدت ها بود که شادمانی شبیه فریادهایی که امروز در خیابان می شنیدم به گوشش نرسیده بود . اینقدر در مسیر منزل از خانه ها غریو شادی می آمد که من احساس کرده همه ایرانی های المپیکی مدال گرفته اند .
به خبر تبریک فکرمی کردم به اشکی که گوشه چشمم مردد بود سرازیر شود یا نه ! به اینکه می شود ورزش کرد، افتخار آفرینی کرد ، نماینده مردم تهران در شورای شهر بود ، کارهای فرهنگی انجام داد و بازهم عنوان طلایی المپیک را در سی و دو سالگی کسب کرد .
مهم این است که هادی ساعی توانست ، زیر بدترین فشارهای رسانه ای به خاطر این حضور و از همه بدتر ناکامی های بی شمار کاروان ورزشی ایران با اعتماد به نفس ، تنها مدال طلای المپیک پکن را بعد از مدال برنز امید بخش مراد محمدی بدست بیاورد .
ای کاش این گروه های تحقیق وبررسی علل ناکامی ورزش ایران در میادین بزرگ ، زودتر چاره ای بر آینده این داستان می اندیشیدند . اینکه این مدیر خوب نیست و آن یکی کارش را خوب نمی داند دردی از ورزش درمان نخواهد کرد .
چشم انداز ورزشی ایران کجاست ؟
آیازمان آن فرانرسیده است که دل به افتخارآفرینی های موسمی خوش نکنیم و به برنامه ریزی های آتی و تصمیم سازی برای پیشبرد اهداف ورزشی کشور در سطح بین المللی بیاندیشیم .
در افتتاحیه المپیک از ایران به عنوان نمایندگان دولتی چه کسانی حضور داشتند برای همراهی و همدلی تیم اعزامی ایران در بزرگترین عرصه ورزشی جهان ؟ ( دیدن بوش و پوتین و بسیاری از روسای جمهور کشور های دیگر که برای همراهی نمایندگانشان در پکن حضور داشتند و براحتی برای کاروانشان دست تکان می دادند .)
ورزش ایران به نگاهی انسانی تر و فرا ملی نیاز دارد . چرا که ما نشان دادیم درشرایط زمانی مختلف نه تنهابه قهرمانان وافتخارآفرینان ملی کشورمان بهایی نمی دهیم بلکه ان ها را به دلایل فردی و اجتماعی از صحنه ورزش دور می کنیم .
تا کی می توان مدیران موفقی که در فدراسیون های دیگر حضور خوبی داشتند را از جایی به جای دیگر منتقل کنیم که شاید تحولی در شرایط فدراسیون دیگری ایجاد کنیم .
تجربه کشتی یکی از تلخ ترین تجربیاتی است که هنوز هم انگار از آن حقیقت ماجرا را باور نکرده ایم و این افول همچنان ادامه دارد .
به امید روزهای بهتر برای ایران و ایرانی در عرصه های جهانی
نظرات ()

