از آلودگی و دیگر شیاطین
روزهایی که به دلیل آلودگی هوا ، تهران تعطیل می شود هیچ لطفی برای من نداشته باشد می توان روز را در خیابان تجربه کنم . چرا که بخاطر شرایط کاریم این شانس را معمولا ندارم . تجربه روز هم مثل تجربه شب برای من جالب و مهیج است . رد شدن از کنار آدمها ، نگاه کردن به رفتارشان ، ویترین مغازه ها ، خریدهای دم دستی و پیش پا افتاده . خلاصه اینکه تعطیلات در تهران برای من مفهوم دیگری دارد . هرچند که تردد در هوای آلوده برای ریه هایم بسیار ، بسیار مضر است اما تجربه روز را به دنیا نمی دهم .
امروز به این فکر می کردم این همه درختی که تهران ندارد ، این همه ساخت و ساز بی رویه ای که دارد ، این همه تعمیرات شهری که شهرداری در همه فصول سال مشغول آن است و حتی تنور های نانوایی تهران آیا سهمی از آلوده کردن بیش از حد هوای تهران ندارند ؟
امروز تبلیغ جالبی در خصوص غذای مغولی دیدم و کنجکاو شدم که یک بار به این رستورانی که غذای مغولی را تبلیغ کرده بروم .
نظر شما در مورد غذا چیست ؟ مدتی هست که فکر می کنم باید به غذایی که می خورم بیشتر فکر کنم .
راستی کشتن یک پشه هم حتی اگر خونخوار باشد خوب نیست و تصورش آزار دهنده است چه رسد به آدمها !!!!
آلودگی هوا در تهران
این روز های در تهران تنها چیزی که بسیار به چشم می آید ترافیک و آلودگی شدید هواست .
نمی دانم با وجودیکه کارشناسان مدعی اند آلودگی هوا در حد هشدار است اما کوچکترین تمهیدی برای این مشکل که سالهاست گریبان این شهر را گرفته ، اعمال نمی شود .
تکلیف آماری هم که از مرگ و میر های اخیر بیماران قلبی و ریوی اعلام می شود ،روشن است . امروز در یکی از بخش های خبری رادیو شنیدم که تعداد نفراتی که از اول ماه تا روز گذشته بر اثر بیماری های قلبی و ریوی ناشی از آلودگی هوا جان سپرده اند به نسبت مدن مشابه در سال گذشته دوبرابر افزایش یافته است .
گاهی احساس می کنم در یک دودکش گرفتار شدم که مجال نفس کشیدن را از من می گیرد .
نظرات ()

