شبهای عزیز
این شبها ،برای من شبهای عزیزی است .
شبهایی که با خودم تنها میشوم و سکوت بهترین همراه من است . یاد شهر کوچکمان و عزاداری های خاص و دوست داشتنی اش . فارغ از کارنوال های مرسوم دیگرشهرها و نوحه خوانی های مدرن این دیار ، شروه خوانی دشتستانی ها را دلتنگم .
بوشهر این شبها همیشه حال و هوای ویژه ای داشت و من زیر طومار دلتنگی هایم ، شبهای محرم بوشهر را نیز اضافه می کنم .
این شبها ، عزیز است چون شبهای اول زمستان است هرچند که من بهاری ام و از زمستان فاصله دارم اما برف نشانه ای از نشانه های اوست که آرزو می کنم هرچه زودتر ببارد .
این شبها صدایت را بیشتر می شنوم .. نوای داوودی دلنشین ات که گویی به گوش مریم می خوانی آنچه که پروردگارت به قلبت فرو فرستاد .
روز نیروی دریایی
امروز ، هفتم آذر و روز نیروی دریایی بود . این روز برایم بیشتر تداعی کننده نام دبستانی که سالهای دور ، در آن درس می خواندم و دوقلوهایی همکلاسم که پدرشان را در همین روز روی ناوچه پیکان از دست داده بودند .سحر و سارا . ما همگی در پایگاه دریایی بوشهر در دبستان هفتم آذر درس می خواندیم ......
یاد همه کسانی که برای آزادی و صیانت از ایران جانشان را فدا کردند گرامی .
نظرات ()

