لحظه هایی که می گذرند

برای همه ثانیه ها

شبهای عزیز

این شبها ،برای من شبهای عزیزی است .

شبهایی که با خودم تنها میشوم و سکوت بهترین همراه من است . یاد شهر کوچکمان و عزاداری های خاص و دوست داشتنی اش . فارغ از کارنوال های مرسوم دیگرشهرها و نوحه خوانی های مدرن این دیار ، شروه خوانی دشتستانی ها را دلتنگم .

بوشهر این شبها همیشه حال و هوای ویژه ای داشت و من زیر طومار دلتنگی هایم ، شبهای محرم بوشهر را نیز اضافه می کنم .

این شبها ، عزیز است چون شبهای اول زمستان است هرچند که من بهاری ام و از زمستان فاصله دارم اما برف نشانه ای از نشانه های اوست که آرزو می کنم هرچه زودتر ببارد .

این شبها صدایت را بیشتر می شنوم .. نوای داوودی دلنشین ات که گویی به گوش مریم می خوانی آنچه که پروردگارت به قلبت فرو فرستاد .

 

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ٩:۱٥ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢ دی ۱۳۸۸
comment نظرات ()

روز نیروی دریایی

امروز ، هفتم آذر و روز نیروی دریایی بود . این روز برایم بیشتر تداعی کننده نام دبستانی که سالهای دور ، در آن درس می خواندم و دوقلوهایی همکلاسم که پدرشان را در همین روز روی ناوچه پیکان از دست داده بودند .سحر و سارا . ما همگی در پایگاه دریایی بوشهر در دبستان هفتم آذر درس می خواندیم ......

یاد همه کسانی که برای آزادی و صیانت از ایران جانشان را فدا کردند گرامی .

 

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ٧:۱۱ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٧ آذر ۱۳۸٧
comment نظرات ()