چرا ما اینجوری هستیم
بعضی از ما آدمها اینقدر محبوبیت در جمع برایمان مهم است و جز اهداف اصلی زندگیمان که برای تحصیل این هدف دست به هر کاری میزنیم .
مثلا دوستی به دوست دیگرش گفته فلانی با استناد به این مطلب فلانی که می شناسیمش دو تایی یا فلانی ها کار بدی کرده اند . ذوست دوم که از این دست آدمهاست برای اینکه حسن شهرتش را در انظار عمومی از دست ندهد و بین دوستان دیگر انگشت نما نشود ، بعد از بررسی مورد دیدن شواهد کافی به جای اینکه به نفر سوم دوستانه بگوید فلانی این کار خوب نیست یا اخلاقی نیست یا هر چیز دیگری نهایت استفاده را در این لحظات هم از شرایط می کند و فلانی ، ( ذوست اول ) به دلیل اینکه شما یا شماها را بد می پندارد گویا ناراحت است البته بهتر است شما این مسئله بدبودن را با ایشان جل کنید خب اینطوری نه محبوبیتش را از دست داده نه صحه گذاشته بر حرف دوست اول و از همه این ها جالب تر به نوعی گفته به من چه که دوست اول می گوید نفر سوم یا نفرات سوم بدی کرده اند .
اینکه مسئولیت اجتماعی ما در برابر مطلوبیت های موجود رنگ می بازد و سر خم می کند شاید به ظاهر چندان اهمیت نداشته باشد اما موجب تقویت روحیه ای در افراد می شود که بعدتر ها تاثیر نامطلوبی در زندگی فردی شان خواهد داشت .
مثلا خود من یادم هست ده دوازده سال پیش ، دوره ای ، وظیفه پاسخگویی به یک سری نامه را بصورت کتبی (کاغذی) به عهده داشتم. من از آنجایی که فکرمی کردم کار وقتگیری است همه را می خواندم و یک جا در یک ستون جوابی کلی به خوانندگان نشریه مورد نظر که البته یک نشریه دانش آموزی بود می دادم مدتها مسئول هماهنگی خودش را می کشت که من مورد به مورد جواب بدهم و شکایتم را به نفر بالاتر می کرد و ایشان هم چون لطف داشتند به بنده با خونسردی می گفتند فرقی ندارد یک جا یا جداگانه بنده خدا وقتش کم است نمی تواند با توجه به درسهایش همه را جداگانه پاسخ بدهد . شاید اگر آن موقع گوش من کشیده شده بود امروز در پاسخ دادن به ایمیل های نه تنها کاری بلکه ایمیل های شخصیم تا این اندازه بی رمق نبودم . در واقع مسئول محترم فقط می خواست کار راه بیفتد و در نهایت یک روز مسئول هماهنگی خسته شد و یک به من چه بلند گفت و اتفاقا من هم شنیدم ..
اصلا این به من چه گفتن ها یکی از آفات بزرگ جامعه ماست . به من چه فلانی به ناحق زده در گوش یکی دیگر . به من چه که همسایه در راهروی مشاء ساختمان سطل زباله اش را برای ساعت ها می گذارد و بوی دلنوازش ملت را عاصی می کند . به من چه که کسی دارد مزاحم خانمی که گذشت و رفت می شود ....
و از این به من چه ها زیاد است . آقا وضع عمومی کشور اینطوری است نظرت در مورد ریاست جمهوری چیه ؟
آقا به من چه حرف سیاسی به من ربطی نداره
خانم ماشینتون رو مقابل در پارکینگ آپارتمان ما پارک کردید الان ممکنه ماشینی بخواد بیاد بیرون ...
این پاسخ جالب تر است ...
خب بیاد بیرون اصلا به تو چه من ماشینم رو کجا پارک کردم ..
خلاصه اینکه وقتی از مسئولیت های اجتماعی ساده می گذریم می رسیم به جایی که فقط خود و خود و خودمان را می بینیم .
و عجیب تر اینکه چرا هر چه بر خود می پسندیم بر بقیه حرام است و آنچه بر دیگران نمی پسندیم بر ما حلال
نظرات ()

