لحظه هایی که می گذرند

برای همه ثانیه ها

گوگل ، اپن سورس ، مدلی برای مدیران

چند روز پیش مقاله ای خواندم از توماس داونپورت به ترجمه خانم عاطفه پاشازاده ،  از مهندسی معکوس در گوگل . به دلیل طولانی بودن موارد ذکر شده ابتدای امر چندان جذابیتی برایم نداشت اما در دوباره خوانی آن یک مجموعه یادداشت هایی را برداشتم که بخشی از آن را اینجا برای دوستان می گذارم .

برخورد گوگل با ایده ها

گوگل برای ارزیابی ایده ها بین فرایند ایده پردازی بی قاعده و روش های مبتنی بر اطلاعات دقیق ، تعادلی نسبی برقرار می کند .

در حین جذب نیرو ، نخبگانی فنی را بکار می گیرد و آن ها را با اولین نمود کاری شان رشد می دهد .

در واقع گوگل سعی دارد رویکردجدیدی از کسب و کار بر مبنای نوآوری و امکانات واقعی ایجاد کند .

در گوگل راهبرد و فناوری دو عامل جدایی ناپذیرند و اثری متقابل دارند شاید به همین دلیل بتوان گوگل را در عصر اینترنت وارث نوابغ اقتصادی چون جنرال الکتریک دانست .

اولین مخاطره برای سایر رقبا تقلید از برخی ویژگی های گوگل است که هزینه بری آن در همان ابتدای امر طرحی را که توجیه کوتاه مدت سودآوری نداشته باشد متوقف می سازد

مدیران گوگل ، با هدف سازماندهی به اطلاعات جهان سعی در ارائه برنامه های بلندمدت دارند اما خود تایید می کنند که پروسه سازماندهی حداقل به سیصد سال ، زمان نیاز دارد .

سرمایه گذاری بلند مدت نه یک  بنگاه اقتصادی زود بازده

بسیاری از پروژه های جانبی گوگل در کوتاه مدت فاقد سودآوری است و تبلیغات مبتنی بر جست جوی گوگلی  است که محصولی سودآور محسوب می گردد .

گوگل حضور در همه بازارهای کسب و کار را با طرح های مشارکتی سودآور بارها و بارها تجربه کرده است .

این روند خرده بازار برای بازاری ماندگار به بردباری راهبردی این شرکت مربوط است و دوری از سرمایه گذاری های فصلی .

گوگل برای حضور در همه جای این رقابت با فصلی سازانی که درصد موفقیت پروژه شان زیاد است مشارکت می کند .

تهیه زیر ساخت بر اساس  نقشه راه

بستر سازی و دید زیر ساختی گوگل باعث می شود که گاهی در ارائه یک محصول بعنوان ارائه دهنده تکصدایی و بی رقیب تا مدت ها از سودآوری محصول صادراتی اش استفاده کند .

در سالهای اخیر ، گوگل دارای یک ساختار شبکه ای است که در سراسر دنیا پراکنده است و شاید چیزی بالغ بر یک میلیون کامپیوتر را شامل می شود که دارای یک سیستم عامل برای فراهم آوری امکان اتصال و شناسایی در سطح جهان و آمادگی دادن  کاربری به کامپیوتر های جدید است .

نسخه ای از لینوکس اپن سورس با هدف ساده سازی یا افزودن ویژگی های واجد ارزش رقابتی برای طرف های ثالث است .

از همه مهمتر به دلیل اپن سورس بودن این زیر ساخت قابلیت توسعه دارد . از طرفی برپایی یک پایگاه اطلاعاتی انحصاری است که اطلاعات کاربران را ثبت می سازد .

این زیر ساخت چرخه عمر توسعه محصول را سریعتر هدایت می کند و به محض رسیدن درخواست های جدید ، نمونه سازی اولیه صورت می گیرد و بصورت نسخه آزمایشی در اختیار مشتریان قرار می گیرد و این آزمون های همزمان گوگل برای محصولات خود یا محصولات مشارکتی اش کمک می کند که درصد حصول موفقیت در نسخه آزمایشی تا نهایی چندان متفاوت نباشد .

بخش دیگری که در زیر ساخت گوگل پیش بینی شده است نحوه جایگیری هر برنامه جدیدی است که به مجموعه محصولاتش اضافه می شود . در واقع این بستر بازهم مبتنی بر اپن سورس از انعطاف بسیار بالایی برخوردار است و این اجازه را می دهد که مشتریان نیز به خدمات گوگل بصورت متقابل از طریق راه اندازی خرده بازار ، بیافزایند .

کمتر سازمانی می تواند مثل گوگل در زیر ساخت ها سرمایه گذاری کلان داشته باشد ولی تعداد زیادی می توانند دست به طراحی هدفمند بزنند که به آن ها امکان توسعه سریع می دهد  . بطور مثال مهندسان پروژه گوگل فاینانس در بنگلور هند ، برای تولید این محصول با پیروی از مولفه های نرم افزاری  سودآور گذشته ، برنامه های ویژه خود را ارائه کردند . یا ماشاپ ها همان اطلاعات و کارکرد برنامه های که از یک منبع بیرونی گرفته و آن را به یک تجربه یک پارچه برای سایر مشتریان مبدل می سازد.( پرهیز از آفرنیش هایی که پایه وجودی شان قبلا اصلا وجود نداشته )

گوگل در برخورد سازمانی

نکته قابل بحثی که در دستور امور سازمانی این شرکت دیده می شود ، دیکته نوآوری به مشاغلش است که کارکنان به دلیل احساس رضایت ناشی از بهره وری شخصی شان در شغل خود انگیزه بیشتری برای ادامه دارند . ( معکوس ایجاد انگیزی برای تولید نوآوری شغلی )

استفاده از تئوری آشوب و شکست های زود رس ، همچنین اجازه درگیری کارمند با شکستش باعث می شود که کارمندان در این شرکت احساس کنند به محضی که شکستی حادث شد تا پیروزی فاصله ای ندارند . ( استقبال از شکست های آنی و پیروزی های طولانی )

مستند سازی ذهنی در گوگل

در گوگل افراد و حتی مشتریان حق دارند خیال پردازی کنند و از طرفی تحلیلگران و متخصصان مرز این خیال پردازی ها را به سمت واقعیت های حاضر سوق دهند و با تعدیل جنبه های غیر کارکردی آن ذهنیات فرآیند نوآوری را حاصل کنند .

در پایان

 باید دید ما به محصولات گوگل بیشتر فکر می کنیم یا به نحوه ارائه آن محصول .برای ما ایجاد یک محصول تازه اما بی پشتوانه اهمیت خواهد داشت یا چیدن قطعات پازلی که بطور منطقی وجودش پیش بینی می شود . عده ای هم البته هنوز درگیر دیدگاه های سنتی معتقدند ساختار شکنی مبتنی بر اپن سورس از مانایی برخوردار نیست ..

نطر شما چیست ؟

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ۳:٠۸ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٩ شهریور ۱۳۸٧
comment نظرات ()