لحظه هایی که می گذرند

برای همه ثانیه ها

ترانه گفت

این ترانه را در وبلاگ آرش شفاعی عزیز خواندم و خوشم آمد :

ترانه گفت : برقصم به روی لبهایت؟

 

ستاره گفت: بتابم بر اوج شبهایت ؟

 

 

بهار گفت بیایم به ابر امر کنم

 

زلال لطف بپاشد به سوز تبهایت؟

 

 

اجازه هست بمیریم اگر دل تو گرفت

 

و نقل شعر بپاشیم بر طربهایت؟

 

 

چه رعد و برق بهارانه ای پس از باران

 

دل رحیم تو و آن به آن غضبهایت

 

 

چه وقت می رسد آن خوش حساب امر کند

 

بیا و باز بگیر از لبم طلبهایت

 

 

به شعر من نظر اندازد و بفرماید

 

پسندآمده در خاطرم ادبهایت

 

 

عجیب نیست اگر سحر می کنی با شعر

 

منم دلیل نجیب همه عجب هایت

 

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ٩:٠۱ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٦ امرداد ۱۳۸٧
comment نظرات ()