لحظه هایی که می گذرند

برای همه ثانیه ها

مریم مست تو ام

برای همه مریم های دنیا

چه لطیف و چه تنها

حتی وقتی کوزه کوزه

حتی وقتی ساقه ساقه

صد ها صد ها شاخه

دختر پائیز

از عشق لبریز

از شور سر ریز

دستی بر تو میکشم

بر تویی که در گلدان تنهای من

میهمانی

پر کن مشامم را بی شائبه از نور

ببخش بر یادم عطر بی وقفه حضور

مریم ای همه دختران شرم

این گونه گونه سرخ ، آزرم

بارانی بر تو چکانده است  ابرکی

 اشکی شور از  چشمه  کودکی

بهارینه عطر میخکی

تو ، اما تو همه زنانه های ناز

همه  غم ترانه های نیاز

همه عشق های افسانه ساز

عطر خمار مستی های بامداد

مریم  نوش نوش نشئه ساقه سپاری به باد

چه کسی صبح تن شستنت را دیده است  ؟

چه کسی زخم های زمانه بی گل را از تنت چیده است ؟

چه کسی بر دخمه ماندگی هایت گریسته است ؟

آیا کسی حتی صدای بی صدایت را شنیده است ؟

سلاله قدسی به مطبخ

گلبرگ های نحیف تنت به مسلخ

آوخ آوخ آوخ

عیسی زادی

به روحانیت الهی

سالیانی است که سکوت روزه را نگشادی

به کلامی

حرفی ، حتی (( اسمع آلامی ))

نخلکی و خرمایی

رحمت به مام طبیعت که تو را زاد

دو صد رحمت بر مام آدمیت

که نام هزاران هزار

بی نام دخترکانش را مریم نهاد

بمان با من

جاری در من

باقی در مشام من

مریم ، خزانی ترین بهار من

مریم ، خزانی ترین بهار من

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ٩:٤٤ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٠ آذر ۱۳۸٦
comment نظرات ()