يادآر ز شمع مرده ياد آر
هفتم آذر خاطره درگذشت شاعر درفش کاویان را که چقدر مرگش در سایه قتلهای زنجیره ای به سکوت گذشت . شاعر ترانه های ناخوانده ، عاشقانه های بر جامانده ، و تو و خواهر زاده و عروسکش .
به او مدیونم که افق گسترده ای از دانسته های غیر ادبیاتی را به ابزار شعر به من آموخت .
روزها با درفش کاویان زیسته و ساعت ها با سال های صبوری تنفس . هنوز هم نوح سرایی ها و فردوسی خوانی هایش را کودکان وطن نمی شناسند .چقدر این دست شاعران در کتب درسی غریبند . گویا همیشه رسم این است که ما بدانیم مشک ان است که خود ببوید نه آنکه شاعران دردکشیده دوران بگویند .
کمتر از هفت هشت روز به چله نشینی شعر در سوگ قیصر مانده است و همه بزرگداشت ها در همین چهل روز برگزار و او که اقبال بیشتری نسبت به مصدق و امثالهم داشته است نیز میرود که خطی ناخوانده از تاریخ ادبیات ایران شود .
با من اكنون چه نشستنها، خاموشيها،
با تو اكنون چه فراموشيهاست .
چه كسي مي خواهد
من و تو ما نشويم
خانه اش ويران باد !
من اگر ما نشوم، تنهايم
تو اگر ما نشوي،
- خويشتني
از كجا كه من و تو
شور يكپارچگي را در شرق
باز بر پا نكنيم
از كجا كه من و تو
مشت رسوايان را وا نكنيم .
من اگر برخيزم
تو اگر برخيزي
همه بر مي خيزند
من اگر بنشينم
تو اگر بنشيني
چه كسي برخيزد ؟
چه كسي با دشمن بستيزد ؟
چه كسي
پنجه در پنجه هر دشمن دون
- آويزد
چه تفاوت دارد که این شعر را چه کسی سروده است و در جایی از زمان ابزار ابراز همسویی بوده است .
نسل جدید و نسل های بعد اگر از میراث مانده فرهنگی خود بی خبر بمانند هرگز به آنچه ما نام آن را ارزش نهادیم اعتقادی نخواهند داشت .
چه آسان است کتاب های درسی را پر نوشتن از معلمان اسبق و سیاستمداران امروز ...
باری ، یاد آر زشمع مرده
بیش از پیش
یاد آر .
نظرات ()

