لحظه هایی که می گذرند

برای همه ثانیه ها

شنبه ها

با نام خدا

باز شنبه ای دیگر گذشت و رفت

این هزارو یکمین نامه ای است که  بی قلم می نویسم .

هزار نامه در دل

اولین نامه بر جان سخت الواح مغناطیسی

از من

به تو

درودهای درد

سرودهای سرد

به تو

از من

از دوستت دارم های همیشه سبز درختچه کاج

از برایت میمیرم های جاری رودخانه پشت خانه

از به یادت هستم های پرواز پرستوهای یاد رفته از خزان

از به انتظارت نشستم های منتظر رش های بهاران

از من

به تو

از چشمی که از چشمم  بر گرفتی و نور

از صدایی که از حنجره ام  بر گرفتی  و نوا

از دستی که از دستم بر گرفتی  و تب

از دلی که از دلم برگرفتی و تاب

به تو

از من

از مدیونی گل به گلدان

نطفه به زهدان

از مجنونی بید به باد

صید به صیاد

از من

به تو

از دلدادگی ام سالیان دراز

پر سوز،  پر گداز

لحظه های پرنیاز

راز  و فقط راز و راز

به تو

از من

از به سلامت یار سغر کرده من

به دیار یار پرکشیده من

ماندگار ترین من

بی یادگار ترین من

تو یعنی خود من

این هزار و یکمین نامه را

این هزارو یکمین شب نامه را

یک بار

یک شب

دیوانه وار

خواننده باش

امضا :

آدمی

رانده شده از عالمی

 پری

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ۸:٤٠ ‎ب.ظ ; شنبه ۳ آذر ۱۳۸٦
comment نظرات ()