لحظه هایی که می گذرند

برای همه ثانیه ها

زیزفون

درخت سکوت ، درخت سجده ، درخت عشق

تو در ابتدای حلقه مفقوده سرزمین منی

سرزمینی پرحضور اما بی عبور

سوار بر زرینه نور

با بویی از سیب هایی که مادر آدمیان از او کام گرفته بود

به سوی هیمه ای نه از آتش که از آن نور که به آن خوانده می شویم کلیم وار

همچون سپید لوحی دوباره سپید

همچون سپید لوحی چندباره سپید

استاد طبیعت ایستاده بر مکتب هنوز

اکنون مرا درسی دگر که به حد فهم آموخت

یاد آورم

چرا همیشه ناجی یکبار هم منجی

چرا همیشه مرکب یکبار هم کاغذ

چرا همیشه چشمه یکبار هم مسیر عبور

جریان نه سرد که گرم آب

زیزفون من از تو سایه نگرفته ام

که سایه شعرم را بر تو گسترانیده ام

سایه بودن و هاله نبودن

روی خطوط برگ ها گام برداشتن

برگها را دوباره خواندن

برگها را به خاطر سپردن

زیزفون

 

 

 

 

 

 

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٧ مهر ۱۳۸٦
comment نظرات ()