از مرگی که با من است
از آن هنگام که زاده شدم . مشغول مردنم بودم و با هر نفس به مرگ نزدیک تر شدم . گویی از اول هم مرگ بود و من هیچ نبودم . به مرگ نزدیک تر و از خود دور ترم .
در ان نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم ....
+
اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ٤:٤٠ ب.ظ ; دوشنبه ۳٠ آذر ۱۳۸۸
نظرات ()

