لحظه هایی که می گذرند

برای همه ثانیه ها

حمد و سپاس

حمد خداوندی که .....

سپاس دوستان بهتر از برگ درخت را که در این ایام دوستی را در حق من به احوال پرسی تمام کردند . البته همه آنانکه با زبان دل بی هیچ کلامی ....

اینجا این اتاق

ستاره ای است

در منظومه ای ناشناخته

و من مسافرکی

بر بال سفینه ام

چون تخت روانی بر ابرها

به گل سرخی در برهوت بی آب و بی آب

عادت کرده ام

وای از آن روزی که روباهی

داستان اهلی شدن در گوشم بخواند

من به دنبال خلبانی هستم

که داستان من و گلم را

به گوش آدمیان رساند

خانه اش آباد

باغش پربار

جویش پر باران باد

از شبنمی که هر صبح از گلبرگ های

بخشنده این گل سرخ

سرازیر می شود .

خلبان من روباهی مرا اهلی کرده

و ماری ...

 

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٧ شهریور ۱۳۸٦
comment نظرات ()