برای بیژن ترقی مرد سالیان سال ترانه ایران
ترانه فصل ساده جملاتی است که می رقصند و پایکوبان می آیند . گاهی از شعف و شادی ، پاهی از غم و هجران .ترانه قصه روزانه مردمان است ، مردمانی که عاشق می شوند به یک ستاره و فارغ می شوند از یک ماه ، عمیق چون اندوه آسمان ، زلال چون حباب های روی آب .
مردترانه ، مرد سادگی است ، زن ترانه زن زنانگی .
ترانه احوال فردا ، امروز و دیروز آدمیانی است که در لهجه صراحت دارند . دلشان زود می شکند ، آسمانشان زود می گیرد اما کلماتشان رنگ نیستی نمی گیرد .
در دل زمستان از تب تابستانی عشق می گویند ، بهار را مهر می ورزند و پاییز را باران باران می سرایند .
حماسه را ، شکوه را ، میهن را به میان کوچه ها می آورد و مردم را با زمزمه های خاموش و در سکوت ، یکصدا می کند .
بیژن ترقی ،مردسالیان سال ترانه ایران ، آتش به جای مانده از کاروان نیما ها ، بهار ها و و ، و ... خاطره ای دیگر شد و (غوغای هستی) اش ، در این بهار ، خاموشی گرفت و این بار که (گل اومد و بهار اومد )به صحرایی دیگر شد .
سالهاست برنامه گلها، پایان یافته اما ( صبح خندان ) او جاری است .
به این فکر می کنم رادیو ایران هنوز هم خلاقیت پرور است یا نه ؟
نگذاریم که (نام جاوید وطن ) از خاطره شبهای چراغانی برود و بیژن ترقی به دفتر یادهای دور ، چون خالقی ها ، معروفی ها ، دلکش ها ، بنان ها ، حنانه ها و یاحقی ها بپیوندد .
نظرات ()

