لحظه هایی که می گذرند

برای همه ثانیه ها

مرگ هم شايد راهی است

با نام خدا

امشب قطعه شعری خواندم از ادبیات غنی آلمان که بسیار برایم شگفتی ساز بود .

ما همیشه عادت دارم مرگ را از عزیزانمان دور بدانیم و دور بخواهیم و این تعارف چنان سنتی شده است که گه گاه ما را از فواصل نزدیک واقعیت دور دور دورتر می سازد .

راینر کونسه در قطعه کوتاه خواهشی نهانی از پیشگاه قدوم تو اینچنین می گوید :

زودتر از من بمیر

یک کم زودتر

از من

تا تو اویی نباشی که مجبور است

راه خانه را تنها برگردد .

 انسان باید به چه حد از درک رسیده باشد که رنچ تنها رفتن به مسیری که همیشه رهرویی در آن راه تو را همرهی کرده است لمس کند .

مرگ گاهی بهتر از تنها ماندن است و همیشه هم خوب نیست که همراهان را در این کوره راه با رنج بی هم سفری تنها رها کرد و رفت .

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٢ شهریور ۱۳۸٦
comment نظرات ()