لحظه هایی که می گذرند

برای همه ثانیه ها

بهانه

بهار

بهانه ای بود

برای نگاهی دوباره

به کهنه قابی که از تو

بر طاقچه

جا مانده است

انگشتانم را

بر خاک چهره ات

می کشم

تمام چروک های صورتت

باز می شوند

چقدر جوان شده ای

درست مثل

شانزده سالگی

و  غروب آن روز دریا

وقتی که صخره ها

تو را موج موج فریاد زدند

و تو راهت را به آسمان

کج کردی .

   + اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ٢:٢٧ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٧ فروردین ۱۳۸۸
comment نظرات ()