کنایه ها . گلایه های بهاری من
بهارم را شروع کردم با یک دنیا مسئله معوق از سال قبل .وعده های عمل نکرده ، قول های نداده . روزهای در پیش ، روزهای سخت انتخاب روزهای مشغله و نهراسیدن از روزمرگی هایی که بعد از عید و شاید در روزهای عید هم سراغم میآیند .
با پرشین بلاگ تا پایان بهار، سه جشنواره و نشست دارم . شعر ، ترانه و تولد . و تعداد زیادی جشنواره و مسابقه آنلاین .
با بانک چانه زنی مرخصی برای روزهای امتحانات پایان ترم
با وبلاگستان ، مطالعه کیفی ابزار های جدید و محتوای موثروبلاگ ها
با وبلاگ نویسان ، یادداشت خوانی ، نظر گذاری و ..... تعاملات صمیمی وبلاگی
با دوستانی که به خاطر شلوغی وبی نظمی حتی سعادت سلام کردن به آنها را از دست دادم ، ترمیم رابطه های از دست رفته .
با موسیقی ،نوشتن بعد از عمری و اینکه هربار وبلاگستان وجذابیت هایش نگذاشته این میل سرکش را رها کنم تا سرکشی کند و این میان آرامشی بر دل ما اندازد . ترانه ای آمده است که محال است بتوانم از ملودی اش صرفنظر کنم .
با شعر ،مرتب کردن شعر ها و خوانش دوباره
با کتاب حداقل تا پایان تعطیلات نادیا آندره برتون و سوختن در آّب ، غرق شدن در آتش چارلز بوکفسکی . البته قول نمی دهم دوتای دیگر اضافه نشود .
با نشریات آزما ۶٢ ، ارمغان فرهنگی ۴و ۵ ، گزیده مدیریت ، بازهم تا پایان ماه
با جرقه های سیاسی درونم ، اینکه از رئیس جمهور آینده ام چه انتظاری دارم .
سالی که نکوست از بهارش پیداست .
البته بهار وبلاگستان امسال جور دیگری بود . احساس کردم نگاهی خواب آلود ، رخوتی عجیب به وبلاگستان تلقین کرد و طعم گس ......
جامعه مجازی به من یاد داده است که می شود اعتماد کرد و اعتماد سازی کرد کافی است تکلیفت با خودت و اهدافت روشن باشد .
جامعه مجازی درست مثل جامعه حقیقی و همه ارکان هستی مجموعه ای از خوبی ها و بدی هاست و ظلمت و روشنایی و البته وجود ظلمت نیز ظالم و مظلوم را به همراه خواهد داشت .
به هر چیزی که منفی و بد نگاه کردم غیر از بدی هایش ندیدم آنروزی از حقیقت دنیا لذت بردم که هر بدی را به جا و هر خوبی را به جاتر دیدم .
نظرات ()

