یکبار دیگر سلام
همه چیز از طلوع خورشید شروع میشود و خورشید زندگی هر آدمی روزی طلوع می کند .
نمی دانم روزهای آینده چگونه خواهد بود ، اما می دانم همیشه چهارم فروردین برای من طلوعی دوباره محسوب می شود .
معمولا ، هرسال این روز را به کوهستان می رفتم امسال بنا به دلایلی نشد اما بخت دیدن طلوع آفتاب امروز را همچون سالهای پیش داشتم و صبح از حس زادن مهر ، دوباره زاده شدم .
خوشحالم که خداوند هستی مقرر فرمود که با تحول طبیعت هر سال به یاد آمدنم باشم شاید اینگونه رفتن آسان تر است در دلم .
فکر میکنم امسال تجربه هایی جدید در راه است . تجربه هایی که به اندازه دوره یکساله گذشته ام تاثیرگذار و اجتناب ناپذیر است .
از همه دوستانی که امروز با پیام هایشان مرا قرین لطف خود کردند متشکرم ، دوستانی که هر کجا بودند ز رفیق خسته یاد و به ترنم نوایی دل خسته شاد کردند .
والبته تشکر ویژه از دوست ترانه سرایی که این چنین مرا مرهون لطف خود ساخته است .
وقتی که شب مظهر درخشش ستاره است
یعنی که بودن تو ، تولدی دوباره است
و در نهایت برای وبلاگم و خوانندگان خوب این مجال سخن گفتن
امروز لحظه هایی که می گذرند دوساله شد . قدر دان لطف همه شما بزرگواران هستم که در غنای مطالب این وبلاگ مهمترین نقش را داشته اید و از عشق گفته اید و از عشق گفتنم را ستوده اید .
بسیار از شما آموختم و بسیاری دیگر مانده تا به نوری بازرسم که شمایم راهنمایید .
سالهای زندگی تان پرشکوه و سالهای با شما بودن ناتمام
نظرات ()

