آیا سلایق شما نشان می دهد شما یک روشنفکرید ؟
ممکن است برایتان پیش آمده باشدکه ازشما بپرسند : کتابهای کدام نویسندگان را دوست دارید ؟
در سالی که گذشت هر بار در جمعی حضور داشتم و این سوال یا سوالهای مشابه مطرح میشد به دقت نام کتابها را میشنیدم . خب بطور طبیعی همه کتابهایی را نام می بردند اما آنچه عجیب بود تکرار نام بعضی از کتاب ها با وجودی که مدتها از انتشار این آثار گذشته بود . اوایل این را به حساب ذائقه مشترک سوال شوندگان میگذاشتم اما کم کم متوجه شدم که بطور عمومی تاکید خاصی روی برخی صاحبان اثر می شود .
مثلا صدسال تنهایی مارکز یا کوری ساراماگو درست مثل چند سال پیش که تب کیمیاگر پیشخوان های کتابفروشی ها را مبتلا کرده بود . یکبار در یکی از همین جلسات که بطور تصادفی نفر اول نام هدایت را آورد تقریبا ٩٠ درصد حضار به صادق هدایت اشاره کردند .
گاهی انگار سلایق ما در میان جریان های فکری به هر سو که این جریان حرکت میکند شناورمیشود .
از خودم می پرسم : مارکز در همه جای دنیا اینقدر طرفدار دارد ؟این موضوع درباره موسیقی هم مصداق دارد مثلا آثار فلان گروه موسیقی مدرن آمریکایی بطور زیر زمینی به ایران میرسد بعد در جایی می خوانی جمعیت طرفداران ایرانی این گروه از بسیاری از کشور های اروپایی بیشتر است . خب مسلم این است که تعجب میکنم نه اینکه باور نکنم اما به نظر میرسد ضریب نفوذ تفکر دیگران در جهت دهی های ذهنی به خصوص در نشان دادن روشنفکری مصلحتی و سطحی ،در بین جمعی از جوانان ایرانی بسیار موثر است . درباره محسن نامجو شخصی در جلسه به نسبت جوان و پرجمعیت برای دعوت از این هنرمند اشاره کرد محسن نامجو اعجوبه موسیقی ایران ، آنجا بود که من بعنوان یک مخاطب معمولی یا باید تعریفم را از اعجوبه موسیقی تغییر میدادم و یا اینکه می پذیرفتم به جمع بپیوندم به به پایای یک هنرمند نه یک نابغه برخیزم .
خلاصه اینکه چه اشکالی دارد اگر سلایق فرهنگی ، هنری و ... و ... مطابق آنچه باشد که دوست داریم نه همه دوست داشتنی های دیگران .
نظرات ()

