خداحافظی با یک مدیر از دید یک کاربر
روزی که با پرشین بلاگ و فعالیت های غیر مجازی اش آشنا شدم جشن افتتاح باشگاه تهران بود . با باشگاه هواداران آشنا شدم و اولین جشن شب یلدا در خدمت دوستان وبلاگ نویس در باشگاه وبلاگ نویسان تهران بودیم . یادش به خیر آقای بهرام زاهدی مهمان مراسم بود . دکتر بوترابی اول جشن از میترائیسم و سابقه یلدا صحبت کردند و .. ان شب خاطره ای شد دوست داشتنی و انگیزه ای برای ادامه با پرشین بلاگ از روزهای سخت نبود مدیر تا به سرقت رفتن دامنه که شوکی عجیب و غریب بود و همت بلند دوستان بخش فنی،( آقای مهندس دانش ، آقای مهندس مصطفی زاده ، آقای مهندس هاشمی ، آقای مهندس شرفی ،آقای مهندس محمدآرین و پارسا فاتحی عزیز )که اگر تلاش های پیگیر آنها و مدیریت شایسته دکتر بوترابی نبود اولین وبلاگ سرویس فارسی به تاریخ می پیوست .
دوباره همه چیز زنده شد مثل اینکه از صفر شروع کردند و من با علاقه بیشتر کارهای باشگاه هوادران را با دوستان خوبم دنبال کردم .
تا اینکه تصمیم آقای مدیر بر این شد که مدیریت سایت را واگذار کند . همه خاطره های خوب همکاری ، همه درسهای خوب مدیریتی که در دانشگاه تجربه نکرده بودم و خیلی اتفاقات انسانی خوب دیگر مثل یک فیلم مرتب از جلوی چشمهایم رد می شوند .
امروز یاسین شفقی از یادداشتی گفت که به مناسبت خداحافظی می نویسد . به این فکر افتادم برگردم به سال ٨٣ آن وقت که فقط کاربر بودم و حتی سال ٨۵ مهر ماه .
دکتر بوترابی از همه زحماتی که متحمل شدید متشکرم . از اینکه دلسوزانه کارهای کاربران را دنبال می کردید و می کنید و وبلاگستان فارسی را آرمان شهر مجازی ما می دانستید سپاسگزارم .
این شهر اینک آبادتر از شهرهای حقیقی است و کاربران جامعه مجازی به خوبی آن را درک کرده اند .خیابان های بی شماری در این شهر ساخته شده و کافه های بسیار در آن دایر است برای دوره هم نشینی های انسانی .
بعنوان یک کاربر دلگیرم از رفتن شما و بعنوان یک همکار امیدوارم که پیوسته مارا همراهی کنید اما بعنوان یک شاگرد انتظار داشتم کماکان از شما بیاموزم و فرصت این اندوخته گری معنوی را از من دریغ نکنید که کوله بار اندیشه شما بسیار ارزنده است .
برای همه خوبی ها و تجربیات سازنده شما
نظرات ()

