به یاد گنجشک هایی که در الجلیل مردند
امروز بعد از سالها فهمیدم که چرا فقط شاعران شعر می گویند و چرا خیلی ها شعر را نمی فهمند و حتی دوست ندارند .
شاعرانگی موهبتی است که خداوند متعال به آن قلب کودکانه ما می سپارد . هرچه نگاه مان به دوران و زندگی به اطفال نزدیک تر شعرمان غنی تر .
چند روزی بیش از سکوت محمود درویش ترانه سرا و شاعر فسطینی که بی شک اشعارش سالهاست که با استقامتی مثال زدنی در بین مردم جهان باقی مانده است .
محمود درویش روستا زاده ای که از هفت سالگی با چشمانی خواب زده زمین های کشت پدر را با هم بازی هایش از الجلیل ترک کرد و به بیروت رانده شد خلاقانه شعر مقاومت را به جهان عرضه کرد .
از اوبیش از ٢١ مجموعه شعر منتشر شده است که اغلب آنها به سایر زبان ها ترجمه و به ایران نیز آمده است .
من زیباترین اثری که از او خواندم در کتاب من یوسف پدرم به اهتمام عبدالرضا رضایی نیا بوده است .
این قطعه کوتاه را تقدیم می کنم به محمود درویش :
محمود درویش با تو همه شاعران را وداعی است تلخ که دیگر کسی از بوسه گاهی در بندر نمی گوید . محمود درویش تو با زیتون های سرزمین اجبار هم ریشه نیستی . تو خود کودکی هفت ساله ای که از هجوم گلوله ها ، به زیر عبای مادر به سوی غربت روان شدی با شتاب پر نیاز . محمود درویش ، مردمانی هستند هنوزکه روزگارشان را با کلمات می گذرانند و تونیز کلمه ای از کلمات موزون هستی .
...
این محاصره
آن قدر تنگ خواهد شد
تا بپذیریم
که بردگی بی ضرری را انتخاب کنیم .
البته در کمال آزادی
مقاومت تو یعنی
تاکید بر سلامت قلب و مردانگی ات
و تاکید بر درد ریشه دارت
درد امید ...
...
نوشتن
زخم می زند
بی آن که خونی بریزد .
....
خواهم نوشت
بدون قافیه ، بدون وطن
زیرا نوشتن اثبات می کند
که تو را دوست دارم
که مادرم را بر قلب تو حقی است
که دست من دست توست
وقلب توقلب من است .
نظرات ()

