ای همه آرامش از تو پریشانت نبینم
به آرامش کسانی که ما را آرام می خواهند فکر کنیم .
طبیعت انگار مادر آرامش است و خدا سر منشاء آن . هر بار سر سپردم به اجزای طبیعت لحظاتم مملو از سکون و معنا شده است .
مثلا عظمت کوه و یا جریان جاری رود حتی پروانه ای که ناگهان از سر مژه ات پر می گیرد و بالاتر می پرد .
دیروز صبح فرصت دوباره ای دست داد که طبیعت را از دست ندهم .
اما آرامشی که طبیعت به ما می بخشد با نخاله هایی که به او نثار می کنیم چندان پایدار نخواهد ماند .
قدر آرامشی که می گیریم را بدانیم این راحت خیال همیشه هم اینقدر آسان به دست نمی آید و این درباره آدمیانی که اطراف ما نیز هستند صادق است . قدر مهربانی ها و دستگیری ها و حتی نگاه های عمیق تسلی بخش را باید دانست ممکن است امشبی باشد و صبح فردایی نه .. البته هستند کسانی که می گویند دمی را دریاب اما دلآرامی نعمتی است که هر کسی شاید آن را نیابد .
خوش بر احوال آدمیان و آرام قلب شان
خوش بر احوال آرامش بخشان
خوش بر احوال جمله دل آرامان هستی
که پریشانی شایسته هیج انسانی نیست حتی جنگ افروزان .....
نظرات ()

