لحظه دیدار نزدیک است .
باز من دیوانه ام، مستم .
باز می لرزد، دلم، دستم .
باز گویی در جهان دیگری هستم .
های ! نخراشی به غفلت گونه ام را، تیغ !
های ! نپریشی صفای زلفم را، دست!
آبرویم را نریزی، دل !
- ای نخورده مست -
لحظه دیدار نزدیک است
از آوازها و ترانه ها
اجرای موسیقی سهیل نفیسی خالق آلبوم ری را بسیار عالی و شور انگیر بود .
شاید تالار آبی نیاوران کمی کوچک به نظر می رسید برای چنین کنسرتی اما سادگی مثال زدنی نفیسی خیلی از مناظر عجیب و غریبی که در تالار به چشم می آمد را از ذهن دور و دور و دورتر می ساخت .
کنسرت در دو پرده اجرا شد . پرده اول، سپید با غزلی از حافظ که گویی بخت از دهان دوست نشانی نمی داد و پایانی برای پرده اول با ترا من چشم در راهم نیما .
در پرده دوم ، سیاه ، شعر مشهور راز از شاملو سرآغاز اتفاقی بود که به ری را ختم می شد .
در این اجرا سه شعر از شاملو ، دو شعر از اخوان ثالث ، دوشعر از نیما یوشیج و هفت شعر از ابراهیم منصفی با گویش جنوبی بیشترین ترانه ها را به خود اختصاص داده بود .
شاید شنیدن ترانه لحظه دیدار از اخوان ثالث
مرا تا خاطره ای در سالهای نچندان دورم برد
و البته قطعه ای که هم اکنون بر وبلاگ قرار دارد نیز اجرا شد .
نیابد از یار عزیز ابراهیم منصفی هم غافل شد .
گیتار نوازی بی خش و آواز صاف و پراز تکنیک های ایفایی از دیگر نکات ارزنده این کنسرت بود همچنان که اجرای قطعه بیست و یکم به افتخار تماشگران به (( رقصم گرفته بود )) رسید .
(در نهایت موقع حروج از سالن دختر و پسر حوانی باهم صحبت می کردند . دختر خانم معتقد بود که ترانه های اجرا شده به لحاظ زمانی کوتاه بوده است و آقا پسر چهره متفکرانه ای به خود گرفت و گفت این دوستان اعتقادی به بسط موسیقی ندارند )
و اینگونه من فهمیدم که دوستان بسط موسیقی را به زمانش نسبت می دهند و لاغیر ...
به هر حال موسیقی مبتنی بر تجربه دقیقا نیازی است که امروز در کشور ما احساس می شود و پرهیز از تقلید صرف و ارائه ایده های نو می تواند بسیار راهگشا باشد .
ای کاش موسیقیدانان جوان کشور به جای عجله در ارائه آلبوم هایی که اغلب حتی طرفداران موسیقی پاپ را هم راضی نگه نمی دارد شانس خود را در ساخت آنچه در سازها و فضا ها جستجو می کنند ، امتحان کنند .
+
اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ٩:۳٧ ب.ظ ; شنبه ٢٢ تیر ۱۳۸٧
نظرات ()

