مدیریت و موسیقی
در گزیده مدیریت می خواندم ، لوییس چکناواریان رهبر ارکستر های بین المللی بزرگی چون ایران ، اتریش ، انگلیس ، کانادا و مجارستان ، درباره موسیقی و مدیریت نظرات جالبی داشتند .
ازجمله این که:
حرف ساخته شیطان است و موسیقی زبان خداوند
اگر سیاستمداران به جای اینکه حرف می زدند ، می خواندند دیگر جنگ نمی شد ولی حرف می زنند و حرف بزرگترین دشمن آدم است .
طبیعت هم از روی موسیقی ساخته شده است . هر برگی و هر درختی صدایی دارد .
میلیاردها صدا در اطراف ماست که تماما به صورت یک هارمونی تشکیل شده است .
زبان موسیقی بقدری قوی است که نیازی به مترجم ندارد .یک زبان بین المللی است
بهترین مدیران کسانی هستند که کارمندانشان بدانند او سختگیر اما با عدالت است .
به تنهایی نه مدیر به درد می خورد و نه آن کسی که دستور می گیرد . هر دو باید باهم هارمونی داشته باشند .
خیلی مهم است که بین آن کسی که دستور می دهد و آن کس که دستور می گیرد احترام متقابل وجود داشته باشد .
همان طور که ارکستر خوب با رهبر بد ، خوب نیست ، رهبر خوب هم با ارکستر بد ، خوب نیست .
نظرگاه :در تکمیل موارد بالا اضافه می کنم که نقش یک رهبر ارکستر همانند مدیران در سه سطح است یعنی صف و ستاد و میانی را باید در یک مدیر خلاصه کرد . ایجاد هماهنگی میان نوازندگان یکی از نقش های رهبرارکستر است . درواقع چه پیش از اجرا و چه حین اجرا اگر رهبر ارکستر توانایی مدیریتی نداشته باشد شکل خوبی از موسیقی پیچیده ، رنگدار و دارای حس بیان و لهجه را نمی تواند به نمایش بگذارد .
نظرات ()

